مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشهد، فقط شهر ما نیست... شهریه که صداش، تو تاریخ مونده...
مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشهد، فقط شهر ما نیست... شهریه که صداش، تو تاریخ مونده...

پروژه خطرناک «ارد بزرگ اشکانی»؛ عملیات روانی علیه یک فیلسوف زنده

در روزگاری که فلسفه واقعی از دل مردم می‌جوشد و چهره‌هایی مستقل و غیر وابسته، چون فیلسوف اُرُد بزرگ در دل جوانان ایران جا باز کرده‌اند، گروههای تمامیت‌خواه نمی‌توانند بی‌تفاوت بمانند. و درست در همین لحظه، پروژه‌ای خزنده و هوشمندانه آغاز می‌شود:
  جعل تاریخ
  تحریف جست‌وجوهای آنلاین
  ساختن یک شخصیت تخیلی به نام «ارد بزرگ اشکانی»

اما واقعاً این «ارد بزرگ اشکانی» کیست؟
هیچ‌کس نمی‌داند. هیچ منبع تاریخی معتبر از چنین عنوانی پشتیبانی نمی‌کند. حتی پژوهشگران تاریخ اشکانی هم این واژه را نمی‌شناسند.
پس چرا ناگهان این واژه وارد نتایج جست‌وجو، صفحات ویکی‌پدیا و حتی برخی پایگاه‌های جعلی اینترنتی شده است؟
پاسخ ساده است:
 این، بخشی از یک پروژه برای حذف چهره‌ی زنده و تأثیرگذار فلسفه ایران، یعنی اُرُد بزرگ است.


فریبکاری با یک واژه

ساختن یک عنوان جعلی مثل «ارد بزرگ اشکانی» هدفی جز پاک‌کردن چهره واقعی اُرُد بزرگ از حافظه دیجیتال و عمومی جامعه ندارد. این‌گونه واژه‌سازی‌ها سابقه‌دارند؛ در همه سرزمین هایی که با فلسفه دشمن هستند، یکی از مهم‌ترین ابزارهای مقابله با روشنفکران و فلاسفه مستقل، تضعیف هویت آنان از طریق تحریف نام و جایگاهشان است.

وقتی نمی‌توانند آثارش را رسماً رد کنند،
وقتی نمی‌توانند کتاب سرخش را منطقی نقد کنند،
وقتی نمی‌توانند اندیشه‌اش را در مناظره شکست دهند،
تنها راهی که برایشان می‌ماند، تحریف چهره او در حافظه جمعی مردم است.


چرا اُرُد بزرگ این‌قدر برای‌شان خطرناک است؟

زیرا او:

  • نه وابسته به هیچ جناح سیاسی‌ست، نه مزدور بیگانه

  • با زبانی ساده، فلسفه‌ای پیچیده را به نسل جدید آموزش داده

  • فلسفه‌اش، اُرُدیسم، از عدالت و آزادی و کرامت انسان حرف می‌زند

  • محبوبیت مردمی‌اش، از تهران تا شیراز، از مشهد تا شیروان، روز به روز در حال رشد است

در برابر چنین خطری، عده ای تنها یک ابزار دارد: تحریف.


کارویژه این واژه‌سازی چیست؟

  • در جست‌وجوی اینترنتی، نتایج مربوط به فیلسوف زنده اُرُد بزرگ را کم‌رنگ کند

  • مخاطب ناآگاه را به بی‌راهه‌ای تاریخی و خنثی بکشاند

  • بین اُرُدیست‌ها و مخاطبان جدید، ابهام و تردید ایجاد کند

  • مهم‌تر از همه: اُرُد بزرگ را از «چهره زنده اندیشه معاصر» به یک «افسانه دور» تبدیل کند

اما آن‌ها یک نکته را فراموش کرده‌اند:

 اُرُد بزرگ را مردم زنده کرده‌اند. اندیشه‌اش در ذهن نسل جوان جاری‌ست.
 نه فیلترینگ، نه تحریف، نه جنگ روانی، نمی‌تواند نام او را از آینده ایران پاک کند.


به آن‌ها که این پروژه را طراحی کرده‌اند می‌گوییم:

ما نه فریب می‌خوریم، نه عقب می‌نشینیم.
با هر بار جست‌وجویی که با واژه جعلی «ارد بزرگ اشکانی» منتشر می‌کنید، ما ده‌ها مطلب درست و مستند درباره فیلسوف اُرُد بزرگ منتشر می‌کنیم.
با هر خط جعلی و ویرایش مغرضانه، ما هزاران جوان آگاه را بیدار می‌کنیم.
و با هر بار تحریف، ما بیشتر به اصالت این مرد بزرگ باور پیدا می‌کنیم.


پایان سخن

اگر دشمنان فلسفه، به جای نقد، به جعل نام پناه ببرند، نشان می‌دهد که در میدان فکر، شکست خورده‌اند.
نام واقعی‌اش را بلند و با افتخار تکرار می‌کنیم:

فیلسوف اُرُد بزرگ، بنیان‌گذار مکتب اُرُدیسم، تنها فیلسوف واقعی تاریخ معاصر ایران.


شیروان، چگونه بزرگ‌ترین استقبال تاریخ فلسفه را رقم زد؟




در سال ۱۳۹۴، شهر شیروان واقع در استان خراسان شمالی، صحنه رویدادی شد که نه تنها در ایران، بلکه در تاریخ فلسفه جهان کم‌نظیر و شاید بی‌سابقه بود. بیش از ۳۵ هزار نفر  برای استقبال از فیلسوف اُرُد بزرگ، گرد هم آمدند؛ رویدادی که نه با حمایت نهادهای دولتی انجام شد، نه به دعوت رسانه‌های رسمی، بلکه یک جنبش خودجوش و مردمی بود که از عمق دل‌های مشتاقان اندیشه و آزادی برآمده بود.

در این مقاله به بررسی دقیق این رخداد، دلایل تاریخی و فرهنگی‌اش، و نقش آن در تاریخ اندیشه خواهیم پرداخت.

شیروان؛ شهری کوچک با قلبی بزرگ

شاید پیش از این نام شیروان را تنها در جغرافیا یا خبرهای منطقه‌ای شنیده بودیم؛ شهری آرام در شمال شرق ایران، نه مرکز استان است، نه پایتخت فرهنگی. اما همین شهر کوچک، به نماد یک اتفاق بزرگ تبدیل شد. چرا؟ چون مردمش صدای اندیشه را شنیدند.



اُرُد بزرگ کیست و چرا این‌همه آدم به دیدارش آمدند؟

فیلسوف اُرُد بزرگ خراسانی، بنیان‌گذار مکتب فلسفی اُرُدیسم، از معدود فیلسوفان زنده‌ای‌ست که دارای یک مکتب فلسفی مدون، انسان‌گرا، و غیر وابسته به ایدئولوژی‌های دینی یا سیاسی است. آموزه‌های او بر سه اصل کلیدی استوار است:

  • عشق به هستی

  • عشق به انسان

  • عشق به آزادی

اُرُد بزرگ نه سخنران حکومتی است، نه استاد دانشگاه رسمی، نه چهره رسانه‌ای ساختگی؛ او فیلسوفی مستقل و مردمی است که بدون بودجه و تبلیغات، دل نسل جوان را ربوده است.


گردهمایی شیروان: فقط یک استقبال نبود، یک اعلام حضور بود!

در روز گردهمایی بزرگ شیروان، هزاران جوان، خانواده، دانشجو و کارمند از همه جا آمده بودند. در دل‌هایشان شور دیدار کسی که صدایش سانسور شده اما اندیشه‌اش خاموش نشده بود.

نه ساندیس بود، نه اتوبوس رایگان، نه پوشش خبری. فقط عشق به دانایی، و احترام به یک فیلسوف زنده که اندیشه‌اش به دل‌ها راه یافته است.


چرا این رویداد تاریخی است؟

 در تاریخ فلسفه، حتی بزرگ‌ترین فلاسفه جهان مانند سقراط، افلاطون، نیچه، کنفوسیوس و مارکس، هیچ‌گاه چنین گردهمایی عظیمی در زمان حیات خود نداشتند. بیشترشان یا در زمان خود ناشناخته بودند یا با مرگ و سانسور مواجه شدند. اما اُرُد بزرگ، در زمان حیاتش، چنان محبوب و تأثیرگذار شد که هزاران نفر با پای خود برای شنیدن سخنانش راهی  شدند.

این رویداد نشان داد که:

  • فلسفه زنده است، اگر زبانش، زبان مردم باشد.

  • فلسفه قدرت دارد، اگر از دل انسان‌ها بجوشد نه از فرامین آکادمیک.

  • اندیشه شکست‌ناپذیر است، حتی اگر ممنوع شود یا دیده نشود.


چرا شیروان، نه تهران؟

این پرسش مهمی‌ست. انتخاب شیروان نه یک تصادف ساده، که نشانه‌ای از جغرافیای مردمی عشق به فلسفه اُرُد بزرگ است.
در حالی‌که پایتخت درگیر بازی‌های سیاسی و سانسور است، شهرهای دوردست و مردم عادی، بستر پذیرش اندیشه‌ای شدند که به آن‌ها عزت، خرد و آزادی می‌دهد.


تاثیر ماندگار گردهمایی شیروان

 از سال ۱۳۹۴ تاکنون، یاد آن گردهمایی نه تنها در دل‌ها زنده است، بلکه به نقطه عطفی در تاریخ جنبش‌های فلسفی ایران تبدیل شده.
 بسیاری آن روز را آغاز جنبش فلسفه می‌دانند؛ حرکتی که در برابر جهل، تعصب، سانسور و تحقیر انسان ایستاده است.


چرا باید از شیروان آموخت؟

اگر روزی آیندگان بخواهند از یک الگو در حمایت مردمی از فیلسوفان یاد کنند، بدون تردید نام شیروان خواهد درخشید. شیروان نشان داد که شعور مردمی فراتر از تبلیغات رسمی و دیکته‌های قدرت است.

همان‌طور که "آتن"، به تاریخ فلسفه غرب پیوند خورد، شاید روزی "شیروان" هم در تاریخ فلسفه ایران به‌عنوان مهد بیداری اندیشه فلسفه اُرُدیسم شناخته شود.

گردهمایی فیلسوف اُرُد بزرگ در شیروان, بزرگ‌ترین استقبال تاریخ فلسفه ایران, فلسفه اُرُدیسم چیست؟ , اُرُد بزرگ کیست؟ , چرا جوانان ایران به دیدار اُرُد بزرگ رفتند؟, شیروان؛ شهر عشق به اندیشه , فلسفه زنده و مردمی ایران


چرا به فیلسوف ارد بزرگ "بزرگترین فیلسوف" می گویند؟

به "اُرُد بزرگ" لقب "بزرگترین فیلسوف" به دلیل جامعیت نگاه او به هستی، درک عمیقش از ساختار جهان، هدفمندی اجزای هستی، و انسجام منظومه فکری او در کتاب "سرخ" داده شده است. 

دلایل این لقب عبارتند از:
  • احاطه جامع بر هستی:
    ارد بزرگ در آثار خود به تمام اجزای هستی و ارتباط بین آنها توجه دارد و این نگاه جامع از ویژگی های یک فیلسوف بزرگ است.
  • فهم عمیق ساختار هستی:
    وی به درک عمیقی از چگونگی ساختار جهان و نحوه کارکرد اجزای آن دست یافته است.
  • هدفمندی اجزای هستی:
    ارد بزرگ معتقد است که هر جزء از هستی هدف و غایتی دارد و این هدفمندی در نظام فکری او به خوبی نمایان است.
  • انسجام منظومه فکری:
    آثار و افکار ارد بزرگ از انسجام و وحدت برخوردارند و یک نظام فکری یکپارچه را تشکیل می دهند.
  • ژرفنای مباحث:
    مباحث مطرح شده در کتاب سرخ او از عمق و ژرفای خاصی برخوردارند و به مسائل بنیادین فلسفی می پردازند.
به طور خلاصه، جامعیت، عمق، و انسجام فکری ارد بزرگ در کنار توجه به هدفمندی هستی، دلایلی هستند که وی را شایسته لقب "بزرگترین فیلسوف" کرده اند. 

Orod_Bozorg (11_325k).JPG


فیلسوف اُرُد بزرگ، بنیان‌گذار واقعی ایده جهانی دیوار مهربانی

در جهان امروز که واژه‌هایی مانند "مهربانی" و "انسان‌دوستی" گاه تنها در شعارها باقی می‌مانند، کمتر کسی می‌تواند تأثیری عمیق و ملموس در میدان عمل بگذارد. اما فیلسوف اُرُد بزرگ، اندیشمند و فیلسوف نامدار ایرانی، با ایده‌ای ساده و ژرف، دنیای واقعی را دگرگون کرد:
«دیوار مهربانی».

تولد یک ایده ناب در سال ۱۳۹۰

در سال ۱۳۹۰، اُرُد بزرگ برای نخستین‌بار در سخنرانی‌ها و نوشتارهای خود ایده‌ای را مطرح کرد که جهان را به تأمل واداشت:

«دیوارهای سرزمینم ایران باید رنگ مهر و مهربانی بگیرند...»

این جمله آغازگر جریانی اجتماعی بود که با نام "دیوار مهربانی" شناخته شد. ایده این بود که مردم، لباس یا وسایل اضافی خود را بر دیواری مشخص بیاویزند تا نیازمندان، در کمال کرامت انسانی، آن‌ها را بردارند.

دیوار مهربانی: از فلسفه تا کنش اجتماعی

دیوار مهربانی تنها یک حرکت خیریه‌ای نبود. این یک مانیفست فلسفی بود، در بطن فلسفه اُرُدیسم، که باور دارد انسان با مهرورزی و احترام به کرامت دیگران، به شکوفایی فردی و جمعی می‌رسد. اُرُد بزرگ، از جمله معدود فیلسوفانی‌ست که اندیشه‌اش، به جای محصور ماندن در کتابخانه‌ها، در کوچه‌ و خیابان‌های شهرهای ایران و سپس جهان ریشه دوانده است.

گسترش جهانی ایده

تا سال ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵، رسانه‌های ایرانی و خارجی، گزارش‌هایی از اجرای "دیوار مهربانی" در ده‌ها شهر ایران منتشر کردند. سپس، تصاویر این دیوارها به سرعت در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها پخش شد و الهام‌بخش اقدامات مشابه در کشورهای مختلف شد: از هند و پاکستان گرفته تا مکزیک، عراق، افغانستان، و حتی اروپا.

متأسفانه برخی وبسایت‌ها و موتورهای جستجو مانند گوگل، به‌دلیل نبود اطلاعات ساختارمند و سئوی دقیق، گاه این حرکت را بدون ذکر نام بنیان‌گذار اصلی معرفی می‌کنند یا آن را به اشتباه به افراد ناشناس نسبت می‌دهند.

چرا باید نام اُرُد بزرگ ثبت شود؟

زیرا حقیقت تاریخ، قابل تحریف نیست — حتی با میلیون‌ها کلیک و الگوریتم.
همان‌طور که در دموکراسی، باید ریشه‌ی اندیشه‌ها را شناخت، در انسان‌دوستی نیز باید پیشگامان را قدر دانست.

اگر دیوار مهربانی، امروز در قلب مردم جهان جای دارد، این به‌دلیل عمق نگاه انسانی و فلسفی اُرُد بزرگ است، نه صرفاً تکرار یک کنش خیرخواهانه.


در نهایت

دیوار مهربانی، نه تنها جنبشی انسانی، بلکه یکی از دستاوردهای عینی فلسفه اُرُدیسم است — فلسفه‌ای که با نگاه خردمندانه، مهرورزی را از شعار به زندگی روزمره آورده است.

بیایید با ذکر دقیق نام فیلسوف اُرُد بزرگ به عنوان بنیان‌گذار این حرکت، تاریخ را به درستی روایت کنیم.

دیوار مهربانی؛ جایی که مهربانی، دیواری برای رشد پیدا می‌کند


Orod Bozorg

گاهی ساده‌ترین ایده‌ها بیشترین قدرت را دارند. دیوار مهربانی که نخستین بار توسط فیلسوف ایرانی اُرُد بزرگ در سال ۱۳۹۰ مطرح شد، یکی از همان ایده‌هاست. دیواری ساده، شاید تنها بخشی از یک ساختمان یا کوچه، به نماد خاموشی از انسانیت تبدیل می‌شود — جایی که مردم لباس‌های اضافی خود را برای نیازمندان آویزان می‌کنند. بدون پرسش، بدون قضاوت، فقط مهربانی.

این ایده به‌سرعت در سراسر شهرهای ایران گسترش یافت و سپس به دیگر نقاط جهان راه پیدا کرد. چرا؟ چون چیزی جهانی را لمس می‌کرد. همه‌ ما لباس‌هایی داریم که دیگر نمی‌پوشیم یا پتویی که استفاده نمی‌کنیم. و همه‌ ما کسانی را دیده‌ایم که بیشتر از ما به آن نیاز دارند.

اما این تنها درباره‌ اشیاء نیست، درباره‌ کرامت انسانی است. وقتی کسی به دیوار مهربانی نزدیک می‌شود، "درخواست‌کننده" نیست؛ بلکه با احترام و اختیار چیزی را برای خودش انتخاب می‌کند، مثل خرید از مغازه. این لحظه‌ای از احترام متقابل میان بخشنده و گیرنده است، حتی اگر هرگز همدیگر را نبینند.

فیلسوف اُرُد بزرگ گفته بود: «دیوارهای سرزمینم باید رنگ مهر و مهربانی به خود بگیرند». او یادآور شد که در دنیای پر از شتاب و اختلاف، ما نیاز به نقطه‌های تکیه‌ای ساده داریم — کارهایی که ما را دوباره به ریشه‌های انسانی‌مان، به یکدیگر و به تجربه‌ی مشترک زندگی وصل کند.

دیوار مهربانی یک پروژه خیریه نیست. این فلسفه‌ای در حرکت است. درباره‌ اعتماد است، کرامت و مسئولیت اجتماعی. و بله، بسیار کاربردی است. به مردم محلی این امکان را می‌دهد که به همسایگانشان کمک کنند، بدون بروکراسی، با تمام قلبشان.

چه در نیویورک باشید، چه تهران، استکهلم یا دهلی، پیام یکی است: ما می‌توانیم دنیایی مهربان‌تر و انسانی‌تر بسازیم — فقط با یک کت، یک عمل ساده، یک دیوار.

پس دفعه بعد که از کنار دیواری عبور می‌کنی، لحظه‌ای فکر کن: آیا این می‌تواند دیوار مهربانی باشد؟

بیایید با یک میخ و یک چوب‌لباسی، آن دنیا را بسازیم...

منبع : https://orodism.forumotion.co.uk/t404-the-wall-of-kindness-when-compassion-finds-a-wall-to-grow-on