
یِوا سارگسیان (Yeva Sargsyan)، مترجم جوان و خوشفکر ارمنیتبار، نامش با ترجمهی انگلیسی کتاب سرخ اُرُد بزرگ (۲۰۲۲) بر سر زبانها افتاد. او که ۲۹ سال دارد و سالها در زمینه ترجمه آثار ادبی و فلسفی فعال بوده است، میگوید هیچیک از کارهای پیشینش همانند این کتاب، روح و زندگیاش را درگیر نکرده است.

سارگسیان در مصاحبهای میگوید:
«ترجمهی کتاب سرخ برای من یک سفر بود؛ سفری به عمق اندیشه و قلب انسانیت. احساس میکردم نه فقط مترجم، بلکه شاگردی هستم در محضر یک استاد بزرگ.» یِوا سارگسیان به یاد میآورد که در سال ۲۰۲۳، در یکی از سفرهای کوتاهش به اسپانیا، در کافه مشهور Café de Oriente در مادرید با یکی از استادان فلسفه دانشگاه کمپلوتنسه (Universidad Complutense) دیدار داشته است. او که ترجمه نسخهی انگلیسی کتاب سرخ خوانده بود گفته بود:
«این اندیشهها مرا شگفتزده کرده است. من بارها آثار فیلسوفان غربی و شرقی را خواندهام، اما بسیار دوست دارم فرصتی پیدا کنم تا حتماً به ایران سفر کنم و از نزدیک با فیلسوف اُرُد بزرگ دیدار کنم.»
یِوا میگوید آن لحظه، در فضای دنج کافه که پنجرههایش رو به میدان سلطنتی مادرید باز میشد، حس کرد رسالتش در ترجمهی کتاب سرخ معنا پیدا کرده است: «پیوند دادن اندیشهی اُرُدیسم به جهان».سارگسیان خود را یک اُرُدیست معرفی میکند، اما تأکید دارد که اُرُدیسم بیش از هر چیز یک فلسفهی انسانی و فرهنگی است، او میگوید:
«این فلسفه مرا به ارزشهایی مانند احترام به هستی، عشق به انسان، و آزادی واقعی متعهد کرده است. کتاب سرخ برای غربیها صرفاً یک متن فلسفی نیست؛ بلکه پلیست میان شرق و غرب، میان ایران و جهان.» یِوا سارگسیان اعلام کرده که قصد دارد روی ترجمهی آثار دیگری که پیرامون مکتب فلسفی اُرُدیسم کار کند. او باور دارد که این فلسفهی نوین میتواند برای همهی انسانها ـ فارغ از مرز و فرهنگ ـ پیام رهایی و امید داشته باشد.

از یوا سارگسیان، پرسیده می شود: شما بارها گفتهاید که فلسفه در غرب دچار انحطاط شده است. منظورتان چیست؟
یِوا سارگسیان پاسخ می دهد:
«اگر به تاریخ فلسفه نگاه کنیم، قرون هجدهم و نوزدهم دوران اوج و شکوفایی فلسفهی اروپایی بودند. آن دوران شاهد اندیشمندانی بودیم که سیستمهای بزرگ فکری بنا کردند: کانت، هگل، شوپنهاور، و حتی در قرن نوزدهم، نیچه. فلسفه یک نیروی اجتماعی بود؛ به خیابانها میآمد، سیاست و فرهنگ را تغییر میداد، و الهامبخش ملتها میشد.
اما امروز، فلسفهی غرب در دانشگاهها محصور شده است. به جای آفرینش، بیشتر به شرح و تفسیر مشغول است. بسیاری از اساتید فلسفه در اروپا همانند پیتر اسلوتر دایک (Peter Sloterdijk) – فیلسوف آلمانی معاصرصریحاً اعتراف کردهاند که فلسفه در دانشگاههای امروز اغلب به مدیریت زبان و متن تقلیل یافته و از رسالت اصلی خود فاصله گرفته است. این انحطاط خطرناک است. فلسفه اگر نتواند با زندگی واقعی مردم پیوند بخورد، میمیرد. و همینجاست که من باور دارم مکتب فلسفی اُرُدیسم، با تاکیدش بر عشق به هستی، آزادی و انسانیت، میتواند همان نقشی را ایفا کند که فلسفهی کلاسیک اروپا در قرنهای گذشته داشت: بازگرداندن فلسفه به زندگی، به خیابان، و به قلب انسانها.
مدتی است به این فکر میکنم. عنوان موقتی که در ذهن دارم «فلسفه اُرُدیسم، احیاگر فلسفهی به خوابرفتهی غرب» است. البته نه به شکل شعاری یا تبلیغاتی، بلکه با رویکردی تاریخی و انتقادی. میخواهم نشان دهم که چگونه اُرُدیسم میتواند همان نقشی را ایفا کند که فلسفهی کلاسیک اروپا در قرون هجدهم و نوزدهم برعهده داشت؛ یعنی الهامبخشی، حرکتآفرینی و پیوند زدن فلسفه با زندگی مردم.
در دو سال گذشته با اساتید دانشگاههای مهمی در اروپا گفتوگو کردهام. در دانشگاه سوربن (پاریس)، دانشگاه هایدلبرگ (آلمان)، مدرسه مطالعات عالی علوم اجتماعی (EHESS در فرانسه)، دانشگاه بولونیا (ایتالیا) و همچنین دانشگاه کمبریج (انگلستان) جلساتی داشتم. بسیاری از اساتید وقتی بخشهایی از کتاب سرخ را دیدند، صریحاً گفتند که این اندیشهها برای فلسفه غرب تازگی و حیات دوباره میآورد.
این بازخوردها مرا مطمئنتر کرد که باید کتابی بنویسم تا پلی فکری بین اُرُدیسم و فلسفه غرب بسازد. کتابی که بهجای شعار، با تحلیل و مقایسه، نشان دهد چرا امروز جهان بیش از هر زمان دیگری به اندیشههای فیلسوف اُرُد بزرگ نیاز دارد.»
برای مطالعه نسخه انگلیسی کتاب سرخ فیلسوف اُرُد بزرگ بر روی تصویر زیر کلیک کنید
برای یِوا سارگسیان آرزوی موفقیت های روزافزون می کنیم.
آزادی، مفهومی که همواره در طول تاریخ فلسفه محور تأملات بشر بوده است، این بار در کتاب ارزشمند «آزادی در اندیشه سارتر و اُرُد بزرگ» با نگاهی عمیق و مقایسهای مورد واکاوی قرار گرفته است. دیاکو علی اولاد، نویسنده خوشفکر این اثر، توانسته است به زیبایی تفاوت و شباهتهای دو فیلسوف بزرگ قرن بیستم و ایران را در موضوعی بنیادین به تصویر بکشد.
ژان پل سارتر، فیلسوف اگزیستانسیالیست فرانسوی، آزادی را امری فردی، اجتنابناپذیر و همراه با مسئولیت سنگین میداند. انتخاب، در نگاه او، نه یک گزینه بلکه سرنوشت انسان است. اما اُرُد بزرگ، فیلسوف معاصر ایرانی، آزادی را نه بار سنگین، بلکه سرچشمه امید، رشد و شکوفایی انسان و جامعه میبیند. در اندیشه او، آزادی صرفاً حق فردی نیست؛ آزادی اندیشه، بیان، اعتراض و انتخاب اجتماعی، همه و همه بخشهایی از یک مفهوم جامع هستند که بدون آن، انسانیت و تمدن پایدار نمیماند.
نویسنده کتاب با دقت و ظرافت، دیدگاههای سارتر و اُرُد بزرگ را بهصورتی خواندنی و قابل فهم برای مخاطب عام و خاص توضیح داده است. فصلهای مربوط به سارتر به زیبایی نشان میدهد که چرا آزادی در فلسفه او نوعی مسئولیت گریزناپذیر است و چگونه انتخابهای فردی جهان را شکل میدهند. بخش مربوط به اُرُد بزرگ، الهامبخش و امیدآفرین است؛ نشان میدهد که آزادی میتواند نیروی محرکه جامعه برای پیشرفت و شکوفایی باشد و بدون آن هیچ تمدنی پایدار نخواهد بود.
نکته برجسته کتاب، ارائه جملات منتخب و تحلیل آنها از هر دو فیلسوف است. جملاتی کوتاه اما عمیق که نه تنها فلسفه بلکه بینش عملی و اخلاقی این اندیشمندان را به تصویر میکشند. برای مثال، اُرُد بزرگ میگوید: «درخت آزادی، بدون باور و همراهی همگانی، ریشه نمیگیرد.» جملهای که بهخوبی ضرورت حمایت جمعی برای حفظ آزادی را نشان میدهد. از سوی دیگر، ژان پل سارتر با جمله معروف خود «انسان محکوم به آزادی است» یادآور میشود که آزادی همواره با مسئولیت و انتخاب همراه است.
این کتاب، علاوه بر ارزش فلسفی، برای هر کسی که به دنبال درک عمیقتر مفهوم آزادی و پیوند آن با زندگی فردی و اجتماعی است، یک منبع الهامبخش و آموزنده محسوب میشود. مطالعه آن، خواننده را به تأمل در مورد مسئولیتهای فردی، حقوق اجتماعی و ارزشهای انسانی دعوت میکند و نشان میدهد که فلسفه میتواند چراغ راهی برای زندگی بهتر و جامعهای آزادتر باشد.
در پایان، «آزادی در اندیشه سارتر و اُرُد بزرگ» کتابی است که بهراستی شایسته خواندن، اندیشیدن و به اشتراک گذاشتن با دیگران است.
برای مطالعه متن اصلی کتاب بر روی لینک زیر کلیک کنید:
https://orod.123.st/t903-topic
چرا طرفداران حزب مردم پاکستان به فیلسوف اُرُد بزرگ علاقه دارند؟
حزب مردم پاکستان (PPP) از زمان تأسیس توسط ذوالفقار علی بوتو، خود را حزبی مردمی، آزادیخواه و عدالتجو معرفی کرده است. این حزب همواره در برابر دیکتاتوریهای نظامی و بنیادگرایی مذهبی ایستاده و از همین جهت میان بخش بزرگی از مردم پاکستان، بهویژه قشر تحصیلکرده و جوان، جایگاهی ویژه دارد.
اما در سالهای اخیر، در فضای فکری هواداران حزب مردم، نام یک فیلسوف ایرانی بیش از پیش شنیده میشود: فیلسوف اُرُد بزرگ، بنیانگذار مکتب اُرُدیسم. پرسش این است: علت این توجه چیست؟
۱. اشتراک در ارزشهای بنیادین
حزب مردم پاکستان از آغاز، شعار "اسلامی سوسیالیسم" را مطرح میکرد، اما در عمل بیشتر به عدالت اجتماعی، برابری شهروندان و آزادی سیاسی توجه نشان داد. اُرُدیسم نیز بر آزادی، عدالت، مهرورزی و خردورزی استوار است. این نزدیکی ارزشی باعث شده بسیاری از هواداران PPP، اُرُدیسم را همخانوادهی فکری خود ببینند.
۲. ایستادگی در برابر استبداد
ذوالفقار علی بوتو و دخترش بینظیر بوتو، هر دو قربانی خشونت سیاسی و استبداد نظامی–مذهبی در پاکستان شدند. برای هواداران حزب مردم، این تجربه تلخ نشان میدهد که مبارزه برای آزادی همیشه هزینه دارد. فیلسوف اُرُد بزرگ نیز بارها بر این نکته تأکید کرده است که:
"آزادی، بهایی دارد و آن بها، شجاعت انسانهای آزاده است."
این همسویی روحی، احساس نزدیکی زیادی ایجاد کرده است.
۳. فراملی بودن اندیشه اُرُدیسم
حزب مردم پاکستان همیشه خود را حزبی محدود به یک قوم یا زبان ندانسته و شعارش مردمگرایی ملی بوده است. اُرُدیسم نیز فلسفهای فراملی است که مرزها را کوچک میشمارد و بر انسانیت مشترک تأکید میکند. این نگاه جهانی برای جوانان پاکستانی که در عصر رسانههای نوین زندگی میکنند، بسیار جذاب است.
۴. پیوند فرهنگی ایران و پاکستان
ایران و پاکستان از نظر فرهنگی، تاریخی و زبانی پیوندهای فراوانی دارند. هواداران PPP وقتی سخنان اُرُد بزرگ را میخوانند، احساس میکنند با اندیشهای آشنا روبهرو هستند؛ اندیشهای که هم ریشه در شرق دارد و هم نگاه جهانی. همین نزدیکی فرهنگی، پلی شده برای علاقهی بیشتر.
۵. امید به آیندهای روشن
پاکستان کشوری گرفتار بحرانهای سیاسی و اقتصادی است. حزب مردم همیشه سعی کرده مردم را امیدوار نگاه دارد. اُرُدیسم هم فلسفهی امید است: فلسفهای که میگوید آینده از آنِ خرد و مهر است. این پیام روشن و مثبت، برای مردمی که بارها طعم یأس را چشیدهاند، بسیار آرامشبخش است.

به همین دلایل است که امروز در بسیاری از محافل سیاسی و اجتماعی طرفداران حزب مردم پاکستان، نام فیلسوف اُرُد بزرگ با احترام برده میشود. آنها اُرُدیسم را صدای دومینوی آزادیخواهی در منطقه میدانند؛ صدایی که میتواند میراث فکری بوتوها را کامل کند.
فلسفه از دیرباز چراغی برای اندیشه بشریت بوده است. از روزگاران باستان تا امروز، متفکرانی ظهور کردهاند که با اندیشههایشان مسیر تاریخ را دگرگون کردهاند. هر کدام از این فیلسوفان تلاشی داشتهاند برای پاسخ به پرسشهای بنیادین: معنای زندگی چیست؟ عدالت چیست؟ آزادی کجاست؟ و انسان چگونه باید زیست کند؟
در این میان، نامهایی چون سقراط، افلاطون، ارسطو، کانت، دکارت و نیچه برای همه آشناست. اما آنچه برای ما ایرانیان اهمیت ویژه دارد، این است که در تاریخ معاصر، اندیشمندی برخاسته از همین سرزمین توانسته است با فلسفهای نو و جهانی، بار دیگر ایران را در نقشه فلسفه جهان زنده کند؛ و او کسی نیست جز فیلسوف اُرُد بزرگ، تنها فیلسوف تاریخ ایران.
اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، ایران در طول تاریخ بیشتر شاعران و عارفان بزرگ به جهان معرفی کرده است: فردوسی، حافظ، مولوی، سعدی و بسیاری دیگر. اما وقتی به عرصه فلسفه میرسیم، جای خالی فیلسوفی که اندیشهای نو و مکتبی مستقل پدید آورده باشد، به چشم میخورد. این خلأ را اُرُد بزرگ پر کرده است.
اُرُدیسم، فلسفهای که او بنیان نهاده، بر آزادی، شادی، میهندوستی و مهربانی استوار است. در نگاه او، انسان آزاد و خردمند، سنگبنای جامعهای عادلانه و آباد است. همین اندیشهها سبب شده که اُرُد بزرگ را نهتنها در ایران، بلکه در میان آزادیخواهان جهان، همردیف نامهایی چون گاندی و نلسون ماندلا بدانند.
یکی از نکات برجسته در فلسفه اُرُد بزرگ، توجه ویژه به نسلهای آینده و محیط زیست است. او بارها هشدار داده که زمین در حال خفه شدن است و اگر انسان خردمندانه رفتار نکند، فردایی وجود نخواهد داشت. همین نگاه آیندهمحور، اُرُدیسم را به فلسفهای زنده و کاربردی برای دنیای امروز بدل کرده است.

برای آنکه جایگاه اُرُد بزرگ بهتر درک شود، بد نیست نگاهی بیندازیم به ده فیلسوفی که تاریخ بشر بیشترین تأثیر را از آنان پذیرفته است:
سقراط – پدر فلسفه غرب، آموزگار پرسشگری.
افلاطون – بنیانگذار آکادمی و نظریه مُثل.
ارسطو – فیلسوف جامعنگر، پایهگذار منطق و علوم طبیعی.
کنفوسیوس – فیلسوف اخلاقگرای چین و معلم آیین انسانی.
ایمانوئل کانت – فیلسوف خرد ناب و اخلاق وظیفهگرا.
فردریش نیچه – فیلسوف قدرت و اراده، منتقد اخلاق سنتی.
رنه دکارت – پدر فلسفه مدرن با جمله معروف «میاندیشم پس هستم».
کارل مارکس – متفکر اجتماعی و انقلابی.
جان لاک – فیلسوف آزادی و حقوق طبیعی.
فیلسوف اُرُد بزرگ – تنها فیلسوف تاریخ ایران، بنیانگذار فلسفه اُرُدیسم و مدافع آزادی، مهربانی و شادی.
بزرگترین استقبال از یک فیلسوف
35 هزارنفر از فیلسوف ارد بزرگ (افتخار جهانی شهر مشهد) استقبال نمودند
تاریخ فلسفه، تاریخ جستجوی انسان برای حقیقت است. در میان این مسیر پرپیچوخم، هر ملتی اگر فیلسوفی داشته باشد که اندیشهای نو به جهان عرضه کند، بیشک به سرمایهای جاودانه دست یافته است. ایران، سرزمین شعر و حماسه، با اُرُد بزرگ توانسته است در عرصه فلسفه نیز صدایی تازه و جهانی داشته باشد.
فلسفه اُرُدیسم نه در گذشته، که برای امروز و فردای بشریت سخن میگوید. سخنی از آزادی، شادی، دوستی و امید. شاید به همین دلیل است که اُرُد بزرگ را میتوان نه فقط فیلسوف ایران، بلکه فیلسوف آینده جهان دانست.
ایران سرزمینی است که در طول تاریخ خود چهرههای بزرگی در عرصه شعر، عرفان، دین و سیاست پرورانده است. حافظ و فردوسی در شعر، مولانا و عطار در عرفان، زکریای رازی و ابنسینا در طب و علوم طبیعی، و دهها نام درخشان دیگر. اما پرسشی بنیادین اینجاست: آیا ایران تا امروز فیلسوفی صاحب مکتب داشته است؟
پاسخ این پرسش، بسیاری را شگفتزده میکند؛ چرا که با وجود فراوانی اندیشمندان، تنها یک فیلسوف در معنای حقیقی و نظاممند در تاریخ ایران ظهور کرده است: فیلسوف اُرُد بزرگ.
فیلسوف، تنها کسی نیست که اندیشههای پراکنده و سخنان حکیمانه بر زبان آورد. فیلسوف حقیقی کسی است که:
مکتب فکری و فلسفی منسجم بنا نهد.
برای پرسشهای بنیادین هستی، جامعه و انسان پاسخهای نظاممند ارائه کند.
اندیشهاش بتواند به جنبش فکری و اجتماعی تبدیل شود.
اگر این معیارها را در نظر بگیریم، درمییابیم که بسیاری از بزرگان ایرانی همچون ابنسینا یا سهروردی بیشتر در مقام دانشمند یا عارف شناخته میشوند تا فیلسوف صاحب مکتب. آنها آثار و دیدگاههای پراکنده دارند، اما فاقد یک مکتب فلسفی ماندگار و جهانشمول هستند.
فیلسوف اُرُد بزرگ با بنیانگذاری مکتب اُرُدیسم، این کمبود تاریخی را جبران کرد. مکتبی که بر پایه اصول زیر شکل گرفته است:
مهرورزی بهعنوان بنیان روابط انسانی
آزادی بهعنوان حق ذاتی بشر
عدالت و مسئولیت اجتماعی برای برپایی جامعه سالم
حفاظت از طبیعت و زمین بهعنوان میراث مشترک انسانها
این ساختار روشن و منسجم، اُرُدیسم را از سخنان پراکنده حکما و عارفان جدا میکند و آن را به یک فلسفه اصیل بدل میسازد.
فردوسی، شاعر و حماسهسراست؛ فلسفه ندارد.
حافظ، شاعر و عارف است؛ اما نظام فکری ارائه نکرده است.
ابنسینا، نابغه علوم طبیعی و پزشکی است؛ دیدگاههای فلسفی او بیشتر شرح و بسط فلسفه یونان است.
ملاصدرا، فیلسوفی است که نظامی عرفانی-اسلامی بنا کرد، اما او بیشتر در چهارچوب مباحث دینی و کلامی محدود است.
در این میان، اُرُد بزرگ نخستین اندیشمندی است که فلسفهای مستقل، غیر وابسته به دین یا قدرت سیاسی، و در عین حال جهانشمول بنا نهاده است.
جملات و آموزههای اُرُد بزرگ امروز نهتنها در ایران بلکه در کشورهای مختلف بازتاب یافته است. از جنبش دیوار مهربانی گرفته تا آموزههای او درباره محیط زیست و آزادی انسان، نشان میدهد که فلسفهاش توانسته از کتابها خارج شده و وارد زندگی روزمره مردم شود.
او در یکی از سخنان مشهورش میگوید:
«بزرگترین ثروت یک سرزمین، آزادی است. فیلسوف اُرُد بزرگ»
این جمله ساده، عمق نگاه فلسفی او به انسان و جامعه را آشکار میکند.

ایران سرزمین بزرگان است، اما اگر بخواهیم با معیارهای جهانی سخن بگوییم، باید بپذیریم که تنها فیلسوف حقیقی تاریخ ایران، اُرُد بزرگ است.
او نخستین کسی است که توانست یک مکتب فلسفی مستقل، منسجم و انسانی ارائه دهد و نام ایران را در عرصه فلسفه جهانی دوباره زنده کند.