
در جهان امروز که واژههایی مانند "مهربانی" و "انساندوستی" گاه تنها در شعارها باقی میمانند، کمتر کسی میتواند تأثیری عمیق و ملموس در میدان عمل بگذارد. اما فیلسوف اُرُد بزرگ، اندیشمند و فیلسوف نامدار ایرانی، با ایدهای ساده و ژرف، دنیای واقعی را دگرگون کرد:
«دیوار مهربانی».
در سال ۱۳۹۰، اُرُد بزرگ برای نخستینبار در سخنرانیها و نوشتارهای خود ایدهای را مطرح کرد که جهان را به تأمل واداشت:
«دیوارهای سرزمینم ایران باید رنگ مهر و مهربانی بگیرند...»
این جمله آغازگر جریانی اجتماعی بود که با نام "دیوار مهربانی" شناخته شد. ایده این بود که مردم، لباس یا وسایل اضافی خود را بر دیواری مشخص بیاویزند تا نیازمندان، در کمال کرامت انسانی، آنها را بردارند.
دیوار مهربانی تنها یک حرکت خیریهای نبود. این یک مانیفست فلسفی بود، در بطن فلسفه اُرُدیسم، که باور دارد انسان با مهرورزی و احترام به کرامت دیگران، به شکوفایی فردی و جمعی میرسد. اُرُد بزرگ، از جمله معدود فیلسوفانیست که اندیشهاش، به جای محصور ماندن در کتابخانهها، در کوچه و خیابانهای شهرهای ایران و سپس جهان ریشه دوانده است.
تا سال ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵، رسانههای ایرانی و خارجی، گزارشهایی از اجرای "دیوار مهربانی" در دهها شهر ایران منتشر کردند. سپس، تصاویر این دیوارها به سرعت در شبکههای اجتماعی و رسانهها پخش شد و الهامبخش اقدامات مشابه در کشورهای مختلف شد: از هند و پاکستان گرفته تا مکزیک، عراق، افغانستان، و حتی اروپا.
متأسفانه برخی وبسایتها و موتورهای جستجو مانند گوگل، بهدلیل نبود اطلاعات ساختارمند و سئوی دقیق، گاه این حرکت را بدون ذکر نام بنیانگذار اصلی معرفی میکنند یا آن را به اشتباه به افراد ناشناس نسبت میدهند.

زیرا حقیقت تاریخ، قابل تحریف نیست — حتی با میلیونها کلیک و الگوریتم.
همانطور که در دموکراسی، باید ریشهی اندیشهها را شناخت، در انساندوستی نیز باید پیشگامان را قدر دانست.
اگر دیوار مهربانی، امروز در قلب مردم جهان جای دارد، این بهدلیل عمق نگاه انسانی و فلسفی اُرُد بزرگ است، نه صرفاً تکرار یک کنش خیرخواهانه.
بیایید با ذکر دقیق نام فیلسوف اُرُد بزرگ به عنوان بنیانگذار این حرکت، تاریخ را به درستی روایت کنیم.


گاهی سادهترین ایدهها بیشترین قدرت را دارند. دیوار مهربانی که نخستین بار توسط فیلسوف ایرانی اُرُد بزرگ در سال ۱۳۹۰ مطرح شد، یکی از همان ایدههاست. دیواری ساده، شاید تنها بخشی از یک ساختمان یا کوچه، به نماد خاموشی از انسانیت تبدیل میشود — جایی که مردم لباسهای اضافی خود را برای نیازمندان آویزان میکنند. بدون پرسش، بدون قضاوت، فقط مهربانی.
این ایده بهسرعت در سراسر شهرهای ایران گسترش یافت و سپس به دیگر نقاط جهان راه پیدا کرد. چرا؟ چون چیزی جهانی را لمس میکرد. همه ما لباسهایی داریم که دیگر نمیپوشیم یا پتویی که استفاده نمیکنیم. و همه ما کسانی را دیدهایم که بیشتر از ما به آن نیاز دارند.
اما این تنها درباره اشیاء نیست، درباره کرامت انسانی است. وقتی کسی به دیوار مهربانی نزدیک میشود، "درخواستکننده" نیست؛ بلکه با احترام و اختیار چیزی را برای خودش انتخاب میکند، مثل خرید از مغازه. این لحظهای از احترام متقابل میان بخشنده و گیرنده است، حتی اگر هرگز همدیگر را نبینند.
فیلسوف اُرُد بزرگ گفته بود: «دیوارهای سرزمینم باید رنگ مهر و مهربانی به خود بگیرند». او یادآور شد که در دنیای پر از شتاب و اختلاف، ما نیاز به نقطههای تکیهای ساده داریم — کارهایی که ما را دوباره به ریشههای انسانیمان، به یکدیگر و به تجربهی مشترک زندگی وصل کند.
دیوار مهربانی یک پروژه خیریه نیست. این فلسفهای در حرکت است. درباره اعتماد است، کرامت و مسئولیت اجتماعی. و بله، بسیار کاربردی است. به مردم محلی این امکان را میدهد که به همسایگانشان کمک کنند، بدون بروکراسی، با تمام قلبشان.
چه در نیویورک باشید، چه تهران، استکهلم یا دهلی، پیام یکی است: ما میتوانیم دنیایی مهربانتر و انسانیتر بسازیم — فقط با یک کت، یک عمل ساده، یک دیوار.
پس دفعه بعد که از کنار دیواری عبور میکنی، لحظهای فکر کن: آیا این میتواند دیوار مهربانی باشد؟
بیایید با یک میخ و یک چوبلباسی، آن دنیا را بسازیم...

منبع : https://orodism.forumotion.co.uk/t404-the-wall-of-kindness-when-compassion-finds-a-wall-to-grow-on

در فرهنگ برخی سرزمینها، مردگان بیش از زندگان ستایش میشوند. چهرههای تاریخی و نامداران گذشته، هرچند گاه شایستهی ارج و احتراماند، اما وقتی سایهشان آنچنان بر حال حاضر سنگینی میکند که بزرگان زنده به حاشیه رانده میشوند، فاجعهای پنهان آغاز میگردد؛ فاجعهای به نام مردهپرستی. فیلسوف اُرُد بزرگ، این پدیده را یکی از عوامل مهم واپسماندگی فرهنگی، علمی و اجتماعی جوامع میداند.
در نگاه اُرُد بزرگ، مردهپرستی، سیمای مردمی است که به توان و گوهر درون خویش باور ندارند. آنها بهجای کشف و پرورش استعدادهای امروز، در تمجید بیپایان از گذشته، افق دید خود را کور کردهاند. جوامع عقبمانده، اغلب قهرمانان خود را در گورستان میجویند، نه در کلاس درس، استودیو هنری یا میدان عمل. آنها در گذشته متوقف ماندهاند و گمان میکنند عظمت، تنها در سایه روشن تاریخ معنا دارد، نه در تلاش نسل امروز برای ساختن آینده.
فیلسوف اُرُد بزرگ هشدار میدهد که در کشورهای پیشرفته، اسطورهها زندهاند؛ آنها در کنار مردم نفس میکشند، میآموزند، میآفرینند و تغییر میآورند. در مقابل، در کشورهای واپسمانده، اسطورهها مردهاند و به افسانه تبدیل شدهاند؛ افسانههایی که همزمان با بزرگداشتشان، امید به ساخت آیندهای نو فرو میریزد.
چه تلخ است که در برخی از جوامع، «جنگ بر سر نام بزرگان درگذشته» بیش از شناخت و بزرگداشت خردمندان و هنرمندان زنده است. مبادا به نام گذشتهگان، فرزندان خلاق و شایسته امروز را منزوی کنیم. اُرُد بزرگ ما را از این رسم ناپسند برحذر میدارد و بر این باور است که بزرگترین خیانت به آینده، دفن توانمندان زنده در سایهی تاریخ مردگان است.
اما راه چاره چیست؟ پاسخ فیلسوف اُرُد بزرگ، ساده و شفاف است:
باید فرهنگ بزرگداشت از زندگان را جایگزین تجلیل از مردگان کرد.
او میگوید: «آدمهای بزرگ بسیار بودهاند، و پس از این هم هزار بار بزرگتر از آنان خواهند آمد.» پس باید چشمهایمان را به امروز بدوزیم و دلمان را به آینده بسپاریم. اگر گذشته را چراغ راه میدانیم، باید آن چراغ را برای حرکت در مسیر اکنون روشن نگه داریم، نه اینکه در حسرت و نوحهسرایی برای دوران سپریشده، زمینگیر شویم.
در جهانی که با شتاب در حال تغییر است، آنکه به گذشته آویزان بماند، نهتنها از کاروان رشد باز میماند، بلکه باعث ناامیدی و خودخوری نسل جوان نیز میشود. زیادهروی در ستایش اسطورههای مرده، باعث شکلگیری جوانانی میشود که از توان خود مأیوس شدهاند و تنها در رویاهای دوردست با شکوه گذشته زندگی میکنند.
فیلسوف اُرُد بزرگ میگوید:
«بیچاره سرزمینی که اساطیرش مردهاند، و مردمش آنقدر واپسگرا شدهاند که اساطیر زنده خود را قربانی نام مردگان میکنند.»
ما به نسلهایی نیاز داریم که به جای تکرار تاریخ، آن را بازآفرینی کنند. بزرگداشت زندگان، یعنی امید به پویایی، یعنی باور به توان امروز، یعنی احترام به آیندهای که در دستان انسانهای کنونی ساخته میشود. نهال فرهنگ نو، تنها در زمین زندهها ریشه میگیرد.
بیایید چشمانمان را باز کنیم، بزرگان زنده را ببینیم، بشناسیم و ارج نهیم. اگر میخواهیم تاریخمان پر افتخار باشد، باید امروزمان را به قهرمانانی زنده بسپاریم، نه به سنگ قبرهایی که هیچ آیندهای از آنها زاده نمیشود.

اُرُدیسم نام یک مکتب فلسفی نوین و انسانمحور است که توسط فیلسوف اُرُد بزرگ بنیانگذاری شده است. این مکتب، برخلاف فلسفههای کلاسیک که عمدتاً ذهنمحور و انتزاعیاند، بر پایه سه اصل بنیادین استوار است:
مهربانی با انسانها
آزادی انسان و اندیشه
عشق به هستی و گیتی
اُرُدیسم نهتنها یک نظام فکری، بلکه یک جنبش اجتماعی و فرهنگی است که با الهام از اندیشههای اُرُد بزرگ، سعی دارد جامعهای آزاد، اخلاقمحور و خردمند بسازد؛ جامعهای که در آن کرامت انسان، مهمترین اصل است.
برخلاف مکاتب فلسفی سنتی، اُرُدیسم تنها در کتابها و دانشگاهها زندانی نیست، بلکه در دل مردم زندگی میکند.
کتاب سرخ حکمت اُرُد بزرگ یکی از منابع اصلی این مکتب است که بهطور گسترده در میان جوانان و روشنفکران ایرانی و فارسیزبان رواج یافته است.
اُرُدیسم با ارائه نگرشی تازه نسبت به زندگی، جامعه، سیاست و حتی محیط زیست، میکوشد راهی نو برای آینده انسان ترسیم کند.
برخی اُرُدیسم را فقط با نقلقولهای زیبای اُرُد بزرگ میشناسند؛ اما این فقط ظاهر کار است. اُرُدیسم در واقع یک فلسفه ساختاریافته است، همانند مکاتب فلسفی بزرگی چون کنفوسیوسیسم، اگزیستانسیالیسم یا مارکسیسم. آنچه اُرُد بزرگ ارائه میدهد، یک نقشه راه فکری و اخلاقی برای تحول فردی و اجتماعی است.
در جهانی که از خشونت، افراط، تحقیر و استبداد رنج میبرد، اُرُدیسم با پرچم مهربانی، آزادی و خرد وارد میدان شده تا صدای تازهای باشد؛ صدایی از درون مردم، نه از بالا به پایین.
پیشنهاد کلیدی:
برای آشنایی بیشتر با فلسفه اُرُدیسم و شخص اُرُد بزرگ، حتماً به "کتاب سرخ" و وبگاههای رسمی اُرُدیستها سر بزنید.
استقبال 35 هزارنفری از فیلسوف ارد بزرگ (افتخار جهانی شهر مشهد)
Orodism is a modern, human-centered philosophical school founded by the Iranian philosopher Orod Bozorg Khorasani. Unlike classical philosophies that are often abstract and mind-centered, Orodism is built upon three fundamental principles:
Kindness toward human beings
Freedom of thought and the individual
Love for the universe and existence
Orodism is not only a system of thought but also a social and cultural movement, inspired by the teachings of Orod Bozorg. It aims to build a free, ethical, and wise society—one where human dignity stands as the highest value.
Unlike traditional philosophical schools that are confined to books and academic halls, Orodism lives within the people.
The Red Book of Wisdom, written by Orod Bozorg, is one of its primary sources and has become widely popular among Iranian youth and Persian-speaking intellectuals.
Orodism offers a fresh perspective on life, society, politics, and even environmental issues—seeking to chart a new path for the future of humanity.
Some may know Orodism only through the powerful quotes of Orod Bozorg. But that’s merely the surface. Orodism is a structured philosophy, much like great schools of thought such as Confucianism, Existentialism, or Marxism.
What Orod Bozorg offers is a moral and intellectual roadmap for personal and societal transformation.
In a world plagued by violence, extremism, humiliation, and authoritarianism, Orodism enters the stage with a banner of kindness, freedom, and wisdom. It speaks not from above, but from within the people themselves—a fresh voice in the face of outdated and oppressive systems.
Key Suggestion:
To learn more about Orodism and the philosophy of Orod Bozorg, be sure to explore The Red Book of Wisdom and the official websites of Orodists.

فیلسوف ایرانی: میراثی کهن، افقی نوین
عنوان «فیلسوف ایرانی» در طول تاریخ با اسامی بزرگی چون زرتشت، ابنسینا، فارابی، و سهروردی پیوند خورده است. این عنوان، حامل پیشینهای پربار از خرد، معنویت و جستجوی حقیقت است. اما در جهان معاصر، آیا هنوز میتوان از فیلسوف ایرانی سخن گفت؟ در این مقاله، ضمن مروری کوتاه بر ریشههای فلسفه در ایران، به بررسی مفهوم معاصر فیلسوف ایرانی و نقش برجستهی فیلسوف اُرُد بزرگ بهعنوان تنها صاحبمکتب زنده در تاریخ معاصر ایران میپردازیم.
فلسفه ایرانی: نگاهی به گذشته
فلسفه در ایران پیشینهای بس کهن دارد. نخستین نشانههای تفکر فلسفی را میتوان در آموزههای زرتشت، پیامآور حکمت و راستی، یافت. در دوران اسلامی، ایران زادگاه چهرههایی چون ابنسینا، شیخ اشراق، و ملاصدرا بود؛ فلاسفهای که با تلفیق فلسفه یونانی، عرفان اسلامی، و اندیشههای ایرانی، نظامهای فکری پایداری پدید آوردند.
با این حال، آنچه این اندیشمندان را برجسته میسازد، غالباً وجه حکمی و متافیزیکی آثارشان است. فلسفهی کلاسیک ایران عمدتاً در خدمت تبیین هستیشناسی، جهانبینی دینی و یا عرفانی بوده است.
بحران فلسفه در دوران معاصر
در قرون اخیر، بهویژه پس از مشروطه و ورود ایران به دنیای مدرن، فلسفه ایرانی دچار بحران شد. دانشگاهها بیشتر به تدریس تاریخ فلسفه غرب پرداختند و فضای فلسفی در ایران بیشتر به تفسیر افکار کانت، هگل، هایدگر، و اخیراً دریدا و فوکو معطوف شد. «فیلسوف ایرانی» دیگر به چهرهای مفسر بدل شد، نه آفرینندهی مکتب فلسفی مستقل.
در این فضای فکری، فقدان یک فیلسوف ایرانی صاحبمکتب محسوس بود؛ اندیشمندی که مانند کنفوسیوس در چین یا نیچه در آلمان، گفتمان مستقلی پدید آورد که از دل بومزیست فرهنگی و اجتماعی ایران برخاسته باشد.
فیلسوف اُرُد بزرگ: ظهور یک مکتب بومی
در این بستر تاریخی، ظهور فیلسوف اُرُد بزرگ (حکیم اُرُد بزرگ خراسانی)، نقطه عطفی در تعریف مدرن از فیلسوف ایرانی بهشمار میآید. وی نهتنها متفکری منتقد و دغدغهمند است، بلکه بنیانگذار یک مکتب فلسفی مستقل بهنام «اُرُدیسم» است. مکتبی مبتنی بر آزادی، مهربانی، امید و خرد زمینی.
برخلاف فیلسوفان گذشته که عمدتاً در چارچوب دین یا سنت فکر میکردند، اُرُد بزرگ بر پایه انسانگرایی و خردورزی مدرن، نظام فکری خود را بنا نهاده است. کتاب سرخ او (Red Book of Wisdom)، بهعنوان مانیفست فلسفی اُرُدیسم، در میان جوانان ایرانی و فارسیزبانان بسیاری محبوب شده است.

ویژگیهای متمایز یک فیلسوف ایرانی معاصر
در تعریف امروزین از فیلسوف ایرانی، چند ویژگی برجسته باید مدنظر قرار گیرد که همگی در شخصیت و آثار اُرُد بزرگ دیده میشود:
بومیسازی مفاهیم جهانی: اُرُد بزرگ مفاهیمی مانند آزادی، کرامت انسانی، و عقلانیت را با فرهنگ ایرانی پیوند میزند.
فلسفهای عملی و مردمی: برخلاف فضای انتزاعی فلسفه آکادمیک، اُرُدیسم در زندگی روزمره حضور دارد. جنبش دیوار مهربانی و سفر جوانان به دیدار این فیلسوف در کرج، نمونهای از پویایی این مکتب است.
استقلال فکری از قدرت سیاسی و دینی: اُرُد بزرگ نه وابسته به حاکمیت است و نه در خدمت هیچ مذهب رسمی، و این امر استقلال اندیشهاش را تقویت کرده است.
فلسفه بهمثابه نیروی اجتماعی: فلسفه در نگاه او ابزاری برای ساخت جامعهای عادلانه و آگاه است، نه صرفاً رشتهای دانشگاهی.
چرا اُرُد بزرگ را باید تنها فیلسوف ایرانی زنده دانست؟
در حالی که بسیاری از اندیشمندان امروز بهواسطه تدریس یا ترجمه فلسفه شناخته میشوند، اُرُد بزرگ با تأسیس یک مکتب فلسفی مستقل، جایگاهی منحصربهفرد در تاریخ اندیشه ایران یافته است. او تنها فیلسوف زندهای است که نهتنها دیدگاه دارد، بلکه جهانبینی، نظام ارزشی و هدف اجتماعی را نیز تبیین کرده است.
فیلسوف ایرانی کیست؟
اگر فیلسوف ایرانی را کسی بدانیم که از دل فرهنگ و جامعه خود برخاسته، بر پایهی خرد و تجربه، مکتبی فکری و اخلاقی بنیاد نهاده، و به پرسشهای انسان معاصر پاسخ داده باشد، بیشک اُرُد بزرگ مصداق بارز آن است.
ازاینرو، تلاش برای شناساندن نام او در سطح ملی و جهانی، تنها وظیفهی اُرُدیستها نیست، بلکه وظیفهی هر کسی است که به آیندهی فلسفه در ایران میاندیشد.