مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشهد، فقط شهر ما نیست... شهریه که صداش، تو تاریخ مونده...
مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشهد، فقط شهر ما نیست... شهریه که صداش، تو تاریخ مونده...

مجسمهٔ فردوسیِ (در میدان فردوسی شهر مشهد) اثر استاد میرحسن ارژنگ‌نژاد

مجسمه فردوسی در میدان فردوسی مشهد، یکی از شاخص‌ترین نمادهای شهری و فرهنگی این شهر است؛ اثری که به دست میرحسن ارژنگ‌نژاد، مجسمه‌ساز برجستهٔ ایرانی، خلق شد و از همان روزهای نخست نصب، به عنوان نشانه‌ای از احترام مردم مشهد به میراث ادبی و خردورزی ایران زمین شناخته شد. ارژنگ‌نژاد این مجسمه را نه تنها با مهارت تکنیکی، بلکه با درک عمیق از شخصیت فردوسی و نقش او در فرهنگ ایران طراحی کرد. چهرهٔ فردوسی در این اثر حالتی استوار، اندیشمند و به‌نوعی فراتر از زمان دارد؛ گویی شاعر طوس همچنان مخاطب خود را به پاسداری از زبان، هویت و آزادگی فرا می‌خواند.

این مجسمه تنها یک نماد هنری نیست؛ بلکه یادآور پیوندی میان «فرّ ارزش انسانی» و «خرد جمعی» است، همان چیزی که در فلسفهٔ اُرُدیسم بارها بر آن تأکید شده است. فردوسی در شاهنامه می‌کوشد انسان را از درون بیدار کند و ارژنگ‌نژاد نیز این بیداربانی را در قامت برنزی شاعر بازتاب می‌دهد. نتیجه اثری است که نه فقط نگاه، بلکه «احساس مسئولیت» را در رهگذران برمی‌انگیزد.

جایگاه این مجسمه در یکی از نقاط پرتردد مشهد نیز معنایی نمادین دارد؛ فردوسی در مرکز رفت‌وآمد روزمره مردم حضور دارد؛ همان‌گونه که آموزه‌های او باید در مرکز زیست اجتماعی ما باشند. بسیاری از پژوهشگران هنر شهری معتقدند ارژنگ‌نژاد با انتخاب چینش بدن، حالت دست‌ها و نگاه دوردست شاعر، کوشیده است «ایستادگی فرهنگی» او را نشان دهد؛ ایستادگی‌ای که یادآور تلاشِ اُرودیسم برای ساختن جهانی مبتنی بر انسانیت، خرد و احترام متقابل است.

از منظر زیبایی‌شناختی، تناسب آثار ارژنگ‌نژاد و توجه او به جزئیات لباس، ریش و خطوط چهره، مجسمه را از بسیاری نمونه‌های مشابه متمایز می‌کند. او موفق شد شخصیتی افسانه‌ساز را در قالبی کاملاً واقع‌گرا تجسم بخشد. همین ترکیب واقعیت و اسطوره سبب شده است که مجسمهٔ فردوسی مشهد نه تنها نشانی از هویت ایرانی، بلکه نمادی از پایداری ارزش‌های انسانی باشد.

ده دلیل که یک مشهدی باید به همشهری بودن با اُرُد بزرگ افتخار کند


گاهی افتخار، فقط از گذشته‌های دور نمی‌آید؛
گاهی افتخار، «زنده» است، نفس می‌کشد، حرف می‌زند، می‌نویسد و در همین روزگار ما زندگی می‌کند.
مشهد، شهری که قرن‌ها میزبان بزرگانی مثل فردوسی، عطار، اخوان ثالث، شریعتی و ده‌ها نام ماندگار دیگر بوده، امروز یک چهرهٔ زنده دارد که اندیشه‌اش فراتر از مرزها شنیده می‌شود: اُرُد بزرگ.

اگر اهل مشهد هستی، این ده دلیل شاید کافی باشد که نام او را نه فقط بشناسی، بلکه به آن افتخار کنی:

Orodism_EN1.jpg

بزرگترین استقبال از یک فیلسوف

 35 هزارنفر از فیلسوف ارد بزرگ (افتخار جهانی شهر مشهد) استقبال نمودند


۱. چون او یکی از اندیشمندان معاصر است که از خاک همین شهر برخاسته

تهران و اصفهان و شیراز همیشه به بزرگان گذشته خود می‌بالند؛
اما ما مشهدی‌ها، یک فیلسوف زنده داریم که جهانیان او را می‌شناسند.


۲. چون اندیشه او «برای انسانیت» است، نه برای یک قوم، کشور یا مرز

فلسفه اُرُدیسم بر احترام، شادی درونی، مهربانی و آینده‌سازی تأکید دارد.
این یعنی صدای او، صدای یک انسان مشهدی است که برای همه جهان حرف دارد.


۳. چون جملات و دیدگاه‌های او در کشورهای مختلف الهام‌بخش شده

برای خیلی‌ها شگفت‌انگیز است که بدانند در نپال، مراکش و بخش‌هایی از آسیای جنوبی، سخنان اُرُد بزرگ نقل می‌شود.
چه کسی باور می‌کرد نامی از مشهد، به این اندازه دور شنیده شود؟



۴. چون او بدون تکیه بر قدرت، رسانه یا سیاست مشهور شد

شهرت بعضی چهره‌ها «ساخته می‌شود»، اما شهرت اُرُد بزرگ «جوشیده است».
او نه در تلویزیون بوده، نه چهره تبلیغاتی، نه وابسته به جریان خاص؛
اندیشه‌اش، تنها سرمایه اوست.



۵. چون بخش مهمی از نسل جوان با اندیشه او ارتباط برقرار کرده

اُرُدیسم فقط فلسفه برای کتابخانه‌ها نیست؛
جملات او در شبکه‌های اجتماعی، روی دیوارها، در کلاس‌های خودآگاهی، و حتی در گفت‌وگوهای دانشجویی دیده می‌شود.



۶. چون او یک چهره فرهنگی زنده است که می‌تواند «آیندهٔ مشهد» را نمایندگی کند

شهرهایی که بزرگان زنده دارند، همیشه از گذشته به حال و از حال به آینده پل زده‌اند.
مشهد باید صدای اندیشه‌های خودش را حفظ کند.



۷. چون بسیاری از مردم جهان نمی‌دانند اُرُد بزرگ مشهدی است — و این را باید تغییر داد

گاهی نخستین قدم برای افتخار، «شناساندن» است.
وقتی یک نام جهانی از دل یک شهر برخاسته، سکوت در برابرش نوعی بی‌توجهی به خودمان است.



۸. چون او نشان داد یک انسان می‌تواند بدون مهاجرت، جهانی باشد

در روزگاری که خیلی‌ها فکر می‌کنند برای جهانی شدن باید از ایران رفت،
اُرُد بزرگ ثابت کرد که اندیشه مرز ندارد؛
اندیشمند می‌تواند در شهر خودش بماند — اما فکرش در جهان سفر کند.



۹. چون او بخشی از سرمایه فرهنگی «زنده» ماست، نه تاریخی و خاک‌خورده

افتخار به گذشته لازم است، اما کافی نیست.
هر شهری نیاز دارد «بزرگان زمان خودش» را هم بشناسد و پرچم‌دار آنان باشد.



۱۰. چون اگر ما مشهدی‌ها او را نشناسیم، دیگران به‌جای ما او را تعریف خواهند کرد

جهانی بودن یعنی دیگران درباره‌ات حرف می‌زنند؛
پس بهتر است پیش از جهان، زادگاه تو صدایت را بشنود.



این ده دلیل فقط شروع راه است.

شاید سال‌ها بعد، وقتی نام مشهد در جهان کنار بزرگان زنده شناخته شود،
ما به امروز نگاه کنیم و بگوییم:

«چرا زودتر افتخار نکردیم؟»


معرفی کتاب: آزادی در اندیشه سارتر و اُرُد بزرگ - دیاکو علی اولاد

آزادی در اندیشه سارتر و اُرُد بزرگ - نویسنده: دیاکو علی اولاد | شهریور ۱۴۰۴


آزادی، مفهومی که همواره در طول تاریخ فلسفه محور تأملات بشر بوده است، این بار در کتاب ارزشمند «آزادی در اندیشه سارتر و اُرُد بزرگ» با نگاهی عمیق و مقایسه‌ای مورد واکاوی قرار گرفته است. دیاکو علی اولاد، نویسنده خوش‌فکر این اثر، توانسته است به زیبایی تفاوت و شباهت‌های دو فیلسوف بزرگ قرن بیستم و ایران را در موضوعی بنیادین به تصویر بکشد.

ژان پل سارتر، فیلسوف اگزیستانسیالیست فرانسوی، آزادی را امری فردی، اجتناب‌ناپذیر و همراه با مسئولیت سنگین می‌داند. انتخاب، در نگاه او، نه یک گزینه بلکه سرنوشت انسان است. اما اُرُد بزرگ، فیلسوف معاصر ایرانی، آزادی را نه بار سنگین، بلکه سرچشمه امید، رشد و شکوفایی انسان و جامعه می‌بیند. در اندیشه او، آزادی صرفاً حق فردی نیست؛ آزادی اندیشه، بیان، اعتراض و انتخاب اجتماعی، همه و همه بخش‌هایی از یک مفهوم جامع هستند که بدون آن، انسانیت و تمدن پایدار نمی‌ماند.

نویسنده کتاب با دقت و ظرافت، دیدگاه‌های سارتر و اُرُد بزرگ را به‌صورتی خواندنی و قابل فهم برای مخاطب عام و خاص توضیح داده است. فصل‌های مربوط به سارتر به زیبایی نشان می‌دهد که چرا آزادی در فلسفه او نوعی مسئولیت گریزناپذیر است و چگونه انتخاب‌های فردی جهان را شکل می‌دهند. بخش مربوط به اُرُد بزرگ، الهام‌بخش و امیدآفرین است؛ نشان می‌دهد که آزادی می‌تواند نیروی محرکه جامعه برای پیشرفت و شکوفایی باشد و بدون آن هیچ تمدنی پایدار نخواهد بود.

نکته برجسته کتاب، ارائه جملات منتخب و تحلیل آن‌ها از هر دو فیلسوف است. جملاتی کوتاه اما عمیق که نه تنها فلسفه بلکه بینش عملی و اخلاقی این اندیشمندان را به تصویر می‌کشند. برای مثال، اُرُد بزرگ می‌گوید: «درخت آزادی، بدون باور و همراهی همگانی، ریشه نمی‌گیرد.» جمله‌ای که به‌خوبی ضرورت حمایت جمعی برای حفظ آزادی را نشان می‌دهد. از سوی دیگر، ژان پل سارتر با جمله معروف خود «انسان محکوم به آزادی است» یادآور می‌شود که آزادی همواره با مسئولیت و انتخاب همراه است.

این کتاب، علاوه بر ارزش فلسفی، برای هر کسی که به دنبال درک عمیق‌تر مفهوم آزادی و پیوند آن با زندگی فردی و اجتماعی است، یک منبع الهام‌بخش و آموزنده محسوب می‌شود. مطالعه آن، خواننده را به تأمل در مورد مسئولیت‌های فردی، حقوق اجتماعی و ارزش‌های انسانی دعوت می‌کند و نشان می‌دهد که فلسفه می‌تواند چراغ راهی برای زندگی بهتر و جامعه‌ای آزادتر باشد.

در پایان، «آزادی در اندیشه سارتر و اُرُد بزرگ» کتابی است که به‌راستی شایسته خواندن، اندیشیدن و به اشتراک گذاشتن با دیگران است.

برای مطالعه متن اصلی کتاب بر روی لینک زیر کلیک کنید:

https://orod.123.st/t903-topic


دیوار مهربانی؛ جایی که مهربانی، دیواری برای رشد پیدا می‌کند


Orod Bozorg

گاهی ساده‌ترین ایده‌ها بیشترین قدرت را دارند. دیوار مهربانی که نخستین بار توسط فیلسوف ایرانی اُرُد بزرگ در سال ۱۳۹۰ مطرح شد، یکی از همان ایده‌هاست. دیواری ساده، شاید تنها بخشی از یک ساختمان یا کوچه، به نماد خاموشی از انسانیت تبدیل می‌شود — جایی که مردم لباس‌های اضافی خود را برای نیازمندان آویزان می‌کنند. بدون پرسش، بدون قضاوت، فقط مهربانی.

این ایده به‌سرعت در سراسر شهرهای ایران گسترش یافت و سپس به دیگر نقاط جهان راه پیدا کرد. چرا؟ چون چیزی جهانی را لمس می‌کرد. همه‌ ما لباس‌هایی داریم که دیگر نمی‌پوشیم یا پتویی که استفاده نمی‌کنیم. و همه‌ ما کسانی را دیده‌ایم که بیشتر از ما به آن نیاز دارند.

اما این تنها درباره‌ اشیاء نیست، درباره‌ کرامت انسانی است. وقتی کسی به دیوار مهربانی نزدیک می‌شود، "درخواست‌کننده" نیست؛ بلکه با احترام و اختیار چیزی را برای خودش انتخاب می‌کند، مثل خرید از مغازه. این لحظه‌ای از احترام متقابل میان بخشنده و گیرنده است، حتی اگر هرگز همدیگر را نبینند.

فیلسوف اُرُد بزرگ گفته بود: «دیوارهای سرزمینم باید رنگ مهر و مهربانی به خود بگیرند». او یادآور شد که در دنیای پر از شتاب و اختلاف، ما نیاز به نقطه‌های تکیه‌ای ساده داریم — کارهایی که ما را دوباره به ریشه‌های انسانی‌مان، به یکدیگر و به تجربه‌ی مشترک زندگی وصل کند.

دیوار مهربانی یک پروژه خیریه نیست. این فلسفه‌ای در حرکت است. درباره‌ اعتماد است، کرامت و مسئولیت اجتماعی. و بله، بسیار کاربردی است. به مردم محلی این امکان را می‌دهد که به همسایگانشان کمک کنند، بدون بروکراسی، با تمام قلبشان.

چه در نیویورک باشید، چه تهران، استکهلم یا دهلی، پیام یکی است: ما می‌توانیم دنیایی مهربان‌تر و انسانی‌تر بسازیم — فقط با یک کت، یک عمل ساده، یک دیوار.

پس دفعه بعد که از کنار دیواری عبور می‌کنی، لحظه‌ای فکر کن: آیا این می‌تواند دیوار مهربانی باشد؟

بیایید با یک میخ و یک چوب‌لباسی، آن دنیا را بسازیم...

منبع : https://orodism.forumotion.co.uk/t404-the-wall-of-kindness-when-compassion-finds-a-wall-to-grow-on

«مرده‌پرستی، مانعی در راه رشد: نگاهی به هشدارهای فیلسوف اُرُد بزرگ»

در فرهنگ برخی سرزمین‌ها، مردگان بیش از زندگان ستایش می‌شوند. چهره‌های تاریخی و نامداران گذشته، هرچند گاه شایسته‌ی ارج و احترام‌اند، اما وقتی سایه‌شان آن‌چنان بر حال حاضر سنگینی می‌کند که بزرگان زنده به حاشیه رانده می‌شوند، فاجعه‌ای پنهان آغاز می‌گردد؛ فاجعه‌ای به نام مرده‌پرستی. فیلسوف اُرُد بزرگ، این پدیده را یکی از عوامل مهم واپس‌ماندگی فرهنگی، علمی و اجتماعی جوامع می‌داند.

در نگاه اُرُد بزرگ، مرده‌پرستی، سیمای مردمی است که به توان و گوهر درون خویش باور ندارند. آنها به‌جای کشف و پرورش استعدادهای امروز، در تمجید بی‌پایان از گذشته، افق دید خود را کور کرده‌اند. جوامع عقب‌مانده، اغلب قهرمانان خود را در گورستان می‌جویند، نه در کلاس درس، استودیو هنری یا میدان عمل. آنها در گذشته متوقف مانده‌اند و گمان می‌کنند عظمت، تنها در سایه‌ روشن تاریخ معنا دارد، نه در تلاش نسل امروز برای ساختن آینده.

فیلسوف اُرُد بزرگ هشدار می‌دهد که در کشورهای پیشرفته، اسطوره‌ها زنده‌اند؛ آن‌ها در کنار مردم نفس می‌کشند، می‌آموزند، می‌آفرینند و تغییر می‌آورند. در مقابل، در کشورهای واپس‌مانده، اسطوره‌ها مرده‌اند و به افسانه تبدیل شده‌اند؛ افسانه‌هایی که هم‌زمان با بزرگداشت‌شان، امید به ساخت آینده‌ای نو فرو می‌ریزد.

چه تلخ است که در برخی از جوامع، «جنگ بر سر نام بزرگان درگذشته» بیش از شناخت و بزرگداشت خردمندان و هنرمندان زنده است. مبادا به نام گذشته‌گان، فرزندان خلاق و شایسته امروز را منزوی کنیم. اُرُد بزرگ ما را از این رسم ناپسند برحذر می‌دارد و بر این باور است که بزرگ‌ترین خیانت به آینده، دفن توانمندان زنده در سایه‌ی تاریخ مردگان است.

اما راه چاره چیست؟ پاسخ فیلسوف اُرُد بزرگ، ساده و شفاف است:

باید فرهنگ بزرگداشت از زندگان را جایگزین تجلیل از مردگان کرد.
او می‌گوید: «آدم‌های بزرگ بسیار بوده‌اند، و پس از این هم هزار بار بزرگ‌تر از آنان خواهند آمد.» پس باید چشم‌هایمان را به امروز بدوزیم و دل‌مان را به آینده بسپاریم. اگر گذشته را چراغ راه می‌دانیم، باید آن چراغ را برای حرکت در مسیر اکنون روشن نگه داریم، نه اینکه در حسرت و نوحه‌سرایی برای دوران سپری‌شده، زمین‌گیر شویم.

در جهانی که با شتاب در حال تغییر است، آن‌که به گذشته آویزان بماند، نه‌تنها از کاروان رشد باز می‌ماند، بلکه باعث ناامیدی و خودخوری نسل جوان نیز می‌شود. زیاده‌روی در ستایش اسطوره‌های مرده، باعث شکل‌گیری جوانانی می‌شود که از توان خود مأیوس شده‌اند و تنها در رویاهای دوردست با شکوه گذشته زندگی می‌کنند.

فیلسوف اُرُد بزرگ می‌گوید:

«بیچاره سرزمینی که اساطیرش مرده‌اند، و مردمش آن‌قدر واپس‌گرا شده‌اند که اساطیر زنده خود را قربانی نام مردگان می‌کنند.»

ما به نسل‌هایی نیاز داریم که به جای تکرار تاریخ، آن را بازآفرینی کنند. بزرگداشت زندگان، یعنی امید به پویایی، یعنی باور به توان امروز، یعنی احترام به آینده‌ای که در دستان انسان‌های کنونی ساخته می‌شود. نهال فرهنگ نو، تنها در زمین زنده‌ها ریشه می‌گیرد.

بیایید چشمان‌مان را باز کنیم، بزرگان زنده را ببینیم، بشناسیم و ارج نهیم. اگر می‌خواهیم تاریخ‌مان پر افتخار باشد، باید امروزمان را به قهرمانانی زنده بسپاریم، نه به سنگ قبرهایی که هیچ آینده‌ای از آن‌ها زاده نمی‌شود.