مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشهد، فقط شهر ما نیست... شهریه که صداش، تو تاریخ مونده...
مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشهد، فقط شهر ما نیست... شهریه که صداش، تو تاریخ مونده...

تاریخچهٔ سازنده و قدمت شیرهای سنگی کوهسنگی مشهد


شیرهای سنگی کوهسنگی از شناخته‌شده‌ترین عناصر هویتی و بصری شهر مشهد هستند؛ نمادهایی که نه‌تنها در حافظهٔ جمعی مردم این شهر جایگاهی ویژه دارند، بلکه بخشی از میراث هنری و تاریخ معاصر مشهد به حساب می‌آیند. این دو مجسمهٔ سنگی که دهه‌هاست بر ورودی مجموعهٔ تفریحی–تاریخی کوهسنگی قرار دارند، از نگاه هنرشناسان نمونه‌ای ارزشمند از مجسمه‌سازی مدرن ایران با الهام از ریشه‌های کهن هستند.

سازندهٔ شیرهای سنگی؛ اثر استاد حسن صدیق

سازندهٔ دو شیر مشهور کوهسنگی، استاد حسن صدیق، از برجسته‌ترین مجسمه‌سازان معاصر ایران و از هنرمندان نامدار خراسان بود. او در نیمهٔ نخست قرن چهاردهم خورشیدی با رویکردی نوگرا، ترکیبی از سنت پیکرتراشی خراسان و تکنیک‌های مدرن حجاری را در آثارش به کار می‌گرفت. شیرهای کوهسنگی از مهم‌ترین آثار او محسوب می‌شوند؛ آثاری که در زمان خود، نمونه‌ای کم‌نظیر در عرصهٔ مجسمه‌سازی شهری ایران بودند.

صدیق با مطالعات گسترده بر روی شیرهای سنگی تاریخی ایران، به‌ویژه نمونه‌های ایلخانی و تیموری در خراسان، ظاهر و ساختار شیرهای کوهسنگی را طراحی کرد. او می‌خواست این دو شیر، «پاسداران دروازهٔ شهر» و نماد قدرت، فروتنی و اصالت ایرانی باشند؛ ویژگی‌هایی که در فرم حجاری شدهٔ آنها، خطوط نرم بدن و حالت نشستهٔ آرام ولی مقتدرشان کاملاً قابل مشاهده است.

قدمت شیرهای سنگی؛ میراثی از دههٔ ۱۳۲۰ شمسی

شیرهای سنگی کوهسنگی در دههٔ ۱۳۲۰ خورشیدی و هم‌زمان با توسعهٔ فضای تفریحی کوهسنگی، ساخته و نصب شدند. مشهد در آن دوران در حال گذار به شهری مدرن بود و شهرداری وقت تصمیم گرفت فضای ورودی باغ‌راه کوهسنگی را با دو مجسمهٔ باشکوه زینت دهد. این تصمیم نقطهٔ عطفی در تاریخ هنر شهری مشهد شد و باعث شد آثار هنری برای نخستین‌بار به صورت رسمی بخشی از معماری شهری شوند.

فرایند ساخت شیرها کاملاً دستی و بر پایهٔ حجاری سنتی ایرانی بود. سنگ‌ها از دل کوه‌های اطراف مشهد استخراج شد و استاد صدیق ماه‌ها بر روی هر بلوک سنگ کار کرد تا به فرم نهایی برسد. انتخاب سنگ سخت و مقاوم باعث شد که این مجسمه‌ها پس از گذشت بیش از هشتاد سال همچنان استوار بمانند.

نقش فرهنگی و هویتی شیرهای کوهسنگی

امروز شیرهای کوهسنگی تنها یک مجسمه نیستند؛ آن‌ها نشانه‌ای هویتی برای شهر مشهد، نمادی از هنر شرق ایران و یادگاری از دوران طلایی توسعهٔ شهری در میانهٔ قرن بیستم‌اند. میلیون‌ها نفر از زائران و مردم مشهد در گذر زمان از کنار این دو شیر عبور کرده‌اند و خاطرهٔ حضورشان در این باغ کهن با تصویر این مجسمه‌ها گره خورده است.


تاریخچهٔ ساختمان سیلوی گندم مشهد؛ نمادی از توسعه صنعتی و شهری


سیلوی گندم مشهد یکی از شاخص‌ترین بناهای صنعتی و نمادهای توسعه اقتصادی این کلان‌شهر در دوره معاصر به‌شمار می‌رود. این ساختمان که در ضلع شمالی شهر و در نزدیکی مسیرهای ترانزیتی اصلی قرار دارد، نه تنها به عنوان محل ذخیره و نگهداری گندم و محصولات کشاورزی استان خراسان رضوی شناخته می‌شود، بلکه به لحاظ معماری و نقش تاریخی، اهمیت ویژه‌ای دارد.

ریشه‌های ساخت سیلوی گندم مشهد به اوایل دهه ۱۳۳۰ شمسی بازمی‌گردد، زمانی که ایران با تحولات صنعتی و کشاورزی گسترده‌ای روبه‌رو بود و برنامه‌های مدرن‌سازی در حوزه تولید و نگهداری مواد غذایی آغاز شد. نیاز به ذخیره‌سازی محصولات کشاورزی، به ویژه گندم، برای تضمین امنیت غذایی شهرها و جلوگیری از نوسانات قیمتی، موجب شد که احداث سیلوها به یکی از اولویت‌های دولت تبدیل شود. مشهد به دلیل موقعیت استراتژیکش، هم از نظر حمل و نقل و هم از لحاظ دسترسی به مراکز تولید گندم، یکی از انتخاب‌های اصلی برای احداث این نوع سازه‌ها بود.

ساخت سیلوی مشهد با همکاری مهندسان ایرانی و خارجی آغاز شد. در ابتدا، سازه به صورت بتنی و چندطبقه طراحی شد تا بتواند حجم عظیمی از گندم را در فضای محدود شهری ذخیره کند. این ساختار مدرن، استفاده از تجهیزات مکانیکی برای بارگیری و تخلیه محصول، و توجه به ایمنی در نگهداری غلات، آن را به یکی از پیشرفته‌ترین سیلوهای ایران در آن زمان تبدیل کرد. در طول سال‌ها، این ساختمان نه تنها کارکرد صنعتی داشت، بلکه به یک نماد شهری و نشان‌دهندهٔ ورود مشهد به عرصهٔ مدرنیزاسیون صنعتی بدل شد.

در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، سیلوی گندم مشهد با ظرفیت افزایش یافته، نقش محوری در تأمین گندم استان و همچنین ارسال به سایر مناطق کشور داشت. این مجموعه، به ویژه در بحران‌های طبیعی مانند خشکسالی یا سیلاب‌ها، به عنوان یک پناهگاه استراتژیک غذایی عمل می‌کرد و اهمیت آن برای مدیریت منابع کشاورزی و اقتصاد شهری به شدت برجسته شد.

با گذشت زمان، علاوه بر کارکرد اصلی، سیلوی مشهد به یک نشانهٔ معماری صنعتی در شهر تبدیل شد. ارتفاع برج‌ها و فرم هندسی منظم آن، در کنار سازه‌های بتنی بزرگ و مسیرهای دسترسی مشخص، موجب شد که ساختمان در خاطره جمعی مردم و حتی نقشه‌های شهری به عنوان یک «نشانه شهری» ماندگار شود. امروزه، سیلوی گندم نه تنها به لحاظ اقتصادی اهمیت دارد، بلکه به عنوان میراث صنعتی مشهد مورد توجه پژوهشگران تاریخ شهری و علاقه‌مندان به معماری صنعتی قرار گرفته است.

به طور کلی، ساختمان سیلوی گندم مشهد نمونه‌ای از ارتباط مستقیم توسعه صنعتی با زندگی شهری، امنیت غذایی و هویت شهری است. این بنا، با وجود گذر زمان و تغییر کارکردهای جزئی، همچنان یکی از شاخص‌ترین عناصر منظر شهری مشهد به شمار می‌آید و نمادی از تلاش‌های مدرن‌سازی و مدیریت منابع در ایران معاصر محسوب می‌شود.


تاریخچهٔ کارخانه نخ‌ریسی مشهد و شکل‌گیری خیابان نخریسی


کارخانه نخریسی مشهد یکی از مهم‌ترین بناهای صنعتی خراسان در سده اخیر است؛ مجموعه‌ای که تأثیر آن بر اقتصاد، مهاجرت نیروی کار، رشد شهری و حتی نام‌گذاری خیابان‌های اطراف، همچنان در حافظه مردم مشهد زنده است. این کارخانه در دهه ۱۳۱۰ شمسی، با هدف توسعه صنعت نساجی و اشتغال‌زایی در منطقه ایجاد شد. موقعیت آن در شرق مشهد، در فضایی خارج از محدوده شهریِ آن زمان انتخاب شد تا امکان توسعه خطوط تولید و ساخت سوله‌های بزرگ صنعتی وجود داشته باشد.

پروژه کارخانه با سرمایه‌گذاری دولتی و مشارکت چند بازرگان محلی اجرا شد. ماشین‌آلات اولیه از اروپا وارد شد و تیمی از متخصصان خارجی برای راه‌اندازی خط تولید به مشهد آمدند. شروع به‌کار رسمی مجموعه، نقطه عطفی در اقتصاد شهر بود، زیرا نخ‌ریسی مشهد توانست برای صدها کارگر و خانواده‌هایشان اشتغال پایدار ایجاد کند. این رشد جمعیتی خود به شکل‌گیری محله‌ها و خانه‌های سازمانی در اطراف کارخانه انجامید.

به‌تدریج مسیر دسترسی به کارخانه که ابتدا تنها یک جاده ساده بود، اهمیت یافت و رفت‌وآمد کارگران و کامیون‌های حمل مواد اولیه و محصول نهایی، موجب شکل‌گیری یک خیابان منظم و آباد شد. همین مسیر بعدها به‌صورت رسمی «خیابان نخریسی» نام گرفت؛ نامی برگرفته از بزرگ‌ترین واحد صنعتی آن منطقه.

در دهه‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰، کارخانه نخ‌ریسی مشهد یکی از قطب‌های مهم صنعت نساجی کشور به حساب می‌آمد و تولیدات آن در داخل و خارج از خراسان توزیع می‌شد. این کارخانه نه‌تنها به توسعه اقتصادی کمک کرد، بلکه در فرهنگ کارگری مشهد هم جایگاه ویژه‌ای به‌وجود آورد؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از خانواده‌های ساکن در شرق مشهد ریشه‌های شغلی خود را به این مجموعه پیوند می‌دهند.

در سال‌های بعد با تغییر شرایط اقتصادی و فرسودگی بخشی از تجهیزات، فعالیت کارخانه کاهش یافت، اما نام و اثر آن همچنان در هویت شهری مشهد باقی مانده است. خیابان نخریسی امروز یکی از مسیرهای اصلی شرق شهر است؛ خیابانی که تاریخ آن به صنعتی‌ترین روزهای مشهد گره خورده است.


تاریخچهٔ پارک تفریحی کوهسنگی مشهد؛ از باغات قدیمی تا نماد شهری

پارک تفریحی کوهسنگی، یکی از قدیمی‌ترین و شناخته‌شده‌ترین تفرجگاه‌های مشهد، تاریخچه‌ای طولانی و پیوسته دارد که با تحولات شهری، اجتماعی و فرهنگی این شهر گره خورده است. این مجموعه امروزه نه تنها یک فضای سبز و تفریحی، بلکه نمادی از «هویت شهری» مشهد به‌شمار می‌آید؛ مکانی که میان گذشتهٔ آرام و طبیعت اصیل خراسان، و امروزِ پرتحرک و مدرن این کلان‌شهر پیوند برقرار کرده است.

ریشه‌های تاریخی کوهسنگی به دوره‌های صفویه و حتی پیش از آن بازمی‌گردد. در منابع قدیمی، از این منطقه به عنوان «باغات مشهد» یاد شده؛ جایی که به دلیل قرار گرفتن در دامنه ارتفاعات و وجود چشمه‌ها و آب‌های روان، همواره مکانی خوش‌آب‌وهوا بوده است. شاه عباس صفوی هنگام سفر به مشهد، از این ناحیه به عنوان محل استراحت و توقف کاروان سلطنتی استفاده می‌کرد. همین توجه دربار صفوی به منطقه، ارزش کوهسنگی را افزایش داد و به مرور باعث شکل‌گیری باغ‌ها، قنات‌ها و مسیرهای دسترسی مشخص شد.

در دوره قاجار، کوهسنگی همچنان جایگاه خود را به عنوان یک ناحیه طبیعی و خوش‌منظره حفظ کرد. بسیاری از بزرگان و رجال خراسان در سفرنامه‌ها و یادداشت‌های خود از این منطقه با عنوان «باغستان‌های پربار» و «محل تفریح اهالی» یاد کرده‌اند. با افزایش جمعیت مشهد و گسترش شهر در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی، این منطقه به تدریج از حاشیه طبیعی شهر به بخشی از قلمرو شهری تبدیل شد.

نخستین طرح‌های رسمی برای تبدیل این منطقه به یک پارک عمومی، در دهه ۱۳۱۰ شمسی آغاز شد. خیابان کوهسنگی به‌عنوان یکی از نخستین خیابان‌های مدرن و مشجر مشهد طراحی شد که از میدان شهدا تا دامنه‌های کوه امتداد داشت. شکل‌گیری استخری بزرگ، محوطه‌سازی‌های منظم، و ساخت بناها و امکانات تفریحی در دهه‌های بعد، این منطقه را به یکی از محبوب‌ترین مکان‌های گردشگری شهر تبدیل کرد. کوهسنگی در دهه ۴۰ و ۵۰ به مهم‌ترین پردیس شهری مشهد تبدیل شد؛ جایی که خانواده‌ها، دانشجویان، ورزشکاران و گردشگران در آن تجمع می‌کردند.

پس از انقلاب ایران، توسعه کوهسنگی با سرعت بیشتری ادامه یافت. احداث بوستان‌های جدید، محوطه‌های تفریحی گسترده، آب‌نماها، فضای ورزشی و فرهنگی، کتابخانه‌ها و مسیرهای پیاده‌روی باعث شد که پارک کوهسنگی در دهه‌های ۷۰ تا ۹۰ به یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های تفریحی شرق ایران تبدیل شود. مهم‌ترین تحول این دوره، شکل‌گیری «مجموعه فرهنگی–هنری بزرگ کوهسنگی» بود که به دلیل معماری الهام‌گرفته از تخت‌جمشید، هویت تازه‌ای به این ناحیه بخشید و آن را از یک پارک شهری معمولی به مکانی فرهنگی–نمادین تبدیل کرد.

امروز کوهسنگی تنها یک پارک نیست. خاطرات چند نسل از مردم مشهد در این فضا تنیده شده است: از کوه‌پیمایی صبحگاهی و بازی کودکان کنار حوض‌ها، تا عصرهای آرام کنار آبنماها و شب‌هایی که خانواده‌ها در کنار منظره شهر می‌نشینند. این مجموعه همچنان یکی از نخستین انتخاب‌های گردشگران است؛ جایی که تاریخ، طبیعت و زندگی شهری در کنار هم معنا پیدا می‌کند.

چهارراه مقدم؛ خاطره‌ای زنده از مشهدِ قدیم

اگر بخواهی بوی مشهدِ قدیم را حس کنی، لازم نیست دنبال عکس‌های سیاه‌وسفید بگردی؛ کافی‌ست کمی در خاطر مشهدی‌ها قدم بزنی. یکی از جاهایی که هنوز ردّ آن روزها را در دل خود دارد، چهارراه مقدم است.

قدیمی‌ترها هنوز یادشان هست، همان نبش معروفی که ترمینال ایران پیما آن‌جا بود؛ ترمینالی که روزی یکی از دروازهای مهم رفت‌وآمد مسافرانِ به مشهد بود. اتوبوس‌های بنز 302 قرمز و زیبای ایران پیما و...  که بوی گازوئیل و سفر می‌دادند، راننده‌هایی با پیراهن‌های چهارخانه و چمدان‌هایی که صدای بسته‌شدنشان هنوز در گوش بعضی‌ها مانده است.

پشت ترمینال، آنطرف تر، دبستان اولیایی بود؛ جایی که زنگ تفریحش پر از خنده‌ی بچه‌هایی بود که شاید حالا هر کدام در گوشه‌ای از دنیا زندگی می‌کنند.
آن‌طرف‌تر، در مسیر پایین‌دست، گمرک قدیمی و پل راه‌آهن بوده و هست پلی که سال‌ها پیش، صدای عبور قطار روی آن، ریتم زندگی اهالی را تعیین می‌کرد. هنوز هم اگر چشم‌هایت را ببندی و گوش بدهی، شاید صدای همان قطار را بشنوی که از روی پل رد می‌شود.

نزدیک همان حوالی، هشت‌متری نوغان طبرسی قرار دارد؛ کوچه‌ای که از بس قصه در دلش جمع شده، می‌شود درباره‌اش کتاب نوشت. و در امتدادش آن طرف طبرسی، کوچه جوادیه، با خانه‌های آجری و دیوارهای بلند، جایی که ظهرهای تابستان بوی خاکِ آبیاریِ تازه از آن بلند می‌شد.

در همان محدوده، دبیرستان دخترانه وحید مشهد ایستاده بود؛ ساختمانی که برای خیلی از دختران آن سال‌ها، دروازه‌ی رؤیا و امید بود. و پشت آن تپه سیخی ! بود و محل موتور سواران و دوچرخه سواران بی پروا گودال های خاکی بلند و تپه های کوچکی که جان می داد برای پرش های متهورانه  و  اگر مسیرت را ادامه می‌دادی آن طرف تر ، می‌رسیدی به خیابان دریادل؛ خیابانی آرام‌تر، پر از مغازه‌های کوچک و صدای رادیوهایی که از پشت پیشخوان پخش می‌شدند و بانک صادرات و مدرسه دبیرستان پسرانه آقا بزرگ... دبیرستانی که گاهی سیل جمعیتی را شاهد بود که می خواستند شب های پنجشنبه در حیاط آن و بر دیوار فیلم سینمایی چون سینما ببینند. 

چهارراه مقدم در آن سال‌ها فقط یک تقاطع نبود؛ تپشِ زنده‌ی یک محله بود. مردمی که همدیگر را با نام کوچک صدا می‌زدند، چهارراهی که بدون شک معبر عبور ملک شعرای بهار و مهدی اخوان ثالث و فیلسوف اُرُد بزرگ بوده است مردانی که باعث غرور افتخار این شهر شده اند...

ملک الشعرای بهار و مهدی اخوان ثالث و فیلسوف اُرُد بزرگ

 آن نانوایی که نان سنگکش همیشه صف داشت در آن صف هم مشهدی بود هم تهرانی و اصفهانی و کرمانی هم اهوازی و هم زابلی و تبریزی ، رشتی و هم همدانی و بندر عباسی و کرمانشاهی همه را می شد دید شهر زوار و میزبانان... بوی زعفران و تخمه برشته و کیسه های نخود و کشمش و خشخاش خشک و فندق و پسته ...

و حالا، ساختمان‌ها عوض شده‌اند و چهره‌ی خیابان‌ها مدرن‌ شده، اما هنوز هر آجرِ قدیمی در آن حوالی، انگار دارد چیزی در گوش شهر می‌گوید.
چهارراه مقدم، مثل خاطره‌ای‌ست که فراموش نمی‌شود — فقط شکلش عوض شده، نه حسش.