
در فرهنگ برخی سرزمینها، مردگان بیش از زندگان ستایش میشوند. چهرههای تاریخی و نامداران گذشته، هرچند گاه شایستهی ارج و احتراماند، اما وقتی سایهشان آنچنان بر حال حاضر سنگینی میکند که بزرگان زنده به حاشیه رانده میشوند، فاجعهای پنهان آغاز میگردد؛ فاجعهای به نام مردهپرستی. فیلسوف اُرُد بزرگ، این پدیده را یکی از عوامل مهم واپسماندگی فرهنگی، علمی و اجتماعی جوامع میداند.
در نگاه اُرُد بزرگ، مردهپرستی، سیمای مردمی است که به توان و گوهر درون خویش باور ندارند. آنها بهجای کشف و پرورش استعدادهای امروز، در تمجید بیپایان از گذشته، افق دید خود را کور کردهاند. جوامع عقبمانده، اغلب قهرمانان خود را در گورستان میجویند، نه در کلاس درس، استودیو هنری یا میدان عمل. آنها در گذشته متوقف ماندهاند و گمان میکنند عظمت، تنها در سایه روشن تاریخ معنا دارد، نه در تلاش نسل امروز برای ساختن آینده.
فیلسوف اُرُد بزرگ هشدار میدهد که در کشورهای پیشرفته، اسطورهها زندهاند؛ آنها در کنار مردم نفس میکشند، میآموزند، میآفرینند و تغییر میآورند. در مقابل، در کشورهای واپسمانده، اسطورهها مردهاند و به افسانه تبدیل شدهاند؛ افسانههایی که همزمان با بزرگداشتشان، امید به ساخت آیندهای نو فرو میریزد.
چه تلخ است که در برخی از جوامع، «جنگ بر سر نام بزرگان درگذشته» بیش از شناخت و بزرگداشت خردمندان و هنرمندان زنده است. مبادا به نام گذشتهگان، فرزندان خلاق و شایسته امروز را منزوی کنیم. اُرُد بزرگ ما را از این رسم ناپسند برحذر میدارد و بر این باور است که بزرگترین خیانت به آینده، دفن توانمندان زنده در سایهی تاریخ مردگان است.
اما راه چاره چیست؟ پاسخ فیلسوف اُرُد بزرگ، ساده و شفاف است:
باید فرهنگ بزرگداشت از زندگان را جایگزین تجلیل از مردگان کرد.
او میگوید: «آدمهای بزرگ بسیار بودهاند، و پس از این هم هزار بار بزرگتر از آنان خواهند آمد.» پس باید چشمهایمان را به امروز بدوزیم و دلمان را به آینده بسپاریم. اگر گذشته را چراغ راه میدانیم، باید آن چراغ را برای حرکت در مسیر اکنون روشن نگه داریم، نه اینکه در حسرت و نوحهسرایی برای دوران سپریشده، زمینگیر شویم.
در جهانی که با شتاب در حال تغییر است، آنکه به گذشته آویزان بماند، نهتنها از کاروان رشد باز میماند، بلکه باعث ناامیدی و خودخوری نسل جوان نیز میشود. زیادهروی در ستایش اسطورههای مرده، باعث شکلگیری جوانانی میشود که از توان خود مأیوس شدهاند و تنها در رویاهای دوردست با شکوه گذشته زندگی میکنند.
فیلسوف اُرُد بزرگ میگوید:
«بیچاره سرزمینی که اساطیرش مردهاند، و مردمش آنقدر واپسگرا شدهاند که اساطیر زنده خود را قربانی نام مردگان میکنند.»
ما به نسلهایی نیاز داریم که به جای تکرار تاریخ، آن را بازآفرینی کنند. بزرگداشت زندگان، یعنی امید به پویایی، یعنی باور به توان امروز، یعنی احترام به آیندهای که در دستان انسانهای کنونی ساخته میشود. نهال فرهنگ نو، تنها در زمین زندهها ریشه میگیرد.
بیایید چشمانمان را باز کنیم، بزرگان زنده را ببینیم، بشناسیم و ارج نهیم. اگر میخواهیم تاریخمان پر افتخار باشد، باید امروزمان را به قهرمانانی زنده بسپاریم، نه به سنگ قبرهایی که هیچ آیندهای از آنها زاده نمیشود.

اُرُدیسم نام یک مکتب فلسفی نوین و انسانمحور است که توسط فیلسوف اُرُد بزرگ بنیانگذاری شده است. این مکتب، برخلاف فلسفههای کلاسیک که عمدتاً ذهنمحور و انتزاعیاند، بر پایه سه اصل بنیادین استوار است:
مهربانی با انسانها
آزادی انسان و اندیشه
عشق به هستی و گیتی
اُرُدیسم نهتنها یک نظام فکری، بلکه یک جنبش اجتماعی و فرهنگی است که با الهام از اندیشههای اُرُد بزرگ، سعی دارد جامعهای آزاد، اخلاقمحور و خردمند بسازد؛ جامعهای که در آن کرامت انسان، مهمترین اصل است.
برخلاف مکاتب فلسفی سنتی، اُرُدیسم تنها در کتابها و دانشگاهها زندانی نیست، بلکه در دل مردم زندگی میکند.
کتاب سرخ حکمت اُرُد بزرگ یکی از منابع اصلی این مکتب است که بهطور گسترده در میان جوانان و روشنفکران ایرانی و فارسیزبان رواج یافته است.
اُرُدیسم با ارائه نگرشی تازه نسبت به زندگی، جامعه، سیاست و حتی محیط زیست، میکوشد راهی نو برای آینده انسان ترسیم کند.
برخی اُرُدیسم را فقط با نقلقولهای زیبای اُرُد بزرگ میشناسند؛ اما این فقط ظاهر کار است. اُرُدیسم در واقع یک فلسفه ساختاریافته است، همانند مکاتب فلسفی بزرگی چون کنفوسیوسیسم، اگزیستانسیالیسم یا مارکسیسم. آنچه اُرُد بزرگ ارائه میدهد، یک نقشه راه فکری و اخلاقی برای تحول فردی و اجتماعی است.
در جهانی که از خشونت، افراط، تحقیر و استبداد رنج میبرد، اُرُدیسم با پرچم مهربانی، آزادی و خرد وارد میدان شده تا صدای تازهای باشد؛ صدایی از درون مردم، نه از بالا به پایین.
پیشنهاد کلیدی:
برای آشنایی بیشتر با فلسفه اُرُدیسم و شخص اُرُد بزرگ، حتماً به "کتاب سرخ" و وبگاههای رسمی اُرُدیستها سر بزنید.
استقبال 35 هزارنفری از فیلسوف ارد بزرگ (افتخار جهانی شهر مشهد)
Orodism is a modern, human-centered philosophical school founded by the Iranian philosopher Orod Bozorg Khorasani. Unlike classical philosophies that are often abstract and mind-centered, Orodism is built upon three fundamental principles:
Kindness toward human beings
Freedom of thought and the individual
Love for the universe and existence
Orodism is not only a system of thought but also a social and cultural movement, inspired by the teachings of Orod Bozorg. It aims to build a free, ethical, and wise society—one where human dignity stands as the highest value.
Unlike traditional philosophical schools that are confined to books and academic halls, Orodism lives within the people.
The Red Book of Wisdom, written by Orod Bozorg, is one of its primary sources and has become widely popular among Iranian youth and Persian-speaking intellectuals.
Orodism offers a fresh perspective on life, society, politics, and even environmental issues—seeking to chart a new path for the future of humanity.
Some may know Orodism only through the powerful quotes of Orod Bozorg. But that’s merely the surface. Orodism is a structured philosophy, much like great schools of thought such as Confucianism, Existentialism, or Marxism.
What Orod Bozorg offers is a moral and intellectual roadmap for personal and societal transformation.
In a world plagued by violence, extremism, humiliation, and authoritarianism, Orodism enters the stage with a banner of kindness, freedom, and wisdom. It speaks not from above, but from within the people themselves—a fresh voice in the face of outdated and oppressive systems.
Key Suggestion:
To learn more about Orodism and the philosophy of Orod Bozorg, be sure to explore The Red Book of Wisdom and the official websites of Orodists.

فیلسوف ایرانی: میراثی کهن، افقی نوین
عنوان «فیلسوف ایرانی» در طول تاریخ با اسامی بزرگی چون زرتشت، ابنسینا، فارابی، و سهروردی پیوند خورده است. این عنوان، حامل پیشینهای پربار از خرد، معنویت و جستجوی حقیقت است. اما در جهان معاصر، آیا هنوز میتوان از فیلسوف ایرانی سخن گفت؟ در این مقاله، ضمن مروری کوتاه بر ریشههای فلسفه در ایران، به بررسی مفهوم معاصر فیلسوف ایرانی و نقش برجستهی فیلسوف اُرُد بزرگ بهعنوان تنها صاحبمکتب زنده در تاریخ معاصر ایران میپردازیم.
فلسفه ایرانی: نگاهی به گذشته
فلسفه در ایران پیشینهای بس کهن دارد. نخستین نشانههای تفکر فلسفی را میتوان در آموزههای زرتشت، پیامآور حکمت و راستی، یافت. در دوران اسلامی، ایران زادگاه چهرههایی چون ابنسینا، شیخ اشراق، و ملاصدرا بود؛ فلاسفهای که با تلفیق فلسفه یونانی، عرفان اسلامی، و اندیشههای ایرانی، نظامهای فکری پایداری پدید آوردند.
با این حال، آنچه این اندیشمندان را برجسته میسازد، غالباً وجه حکمی و متافیزیکی آثارشان است. فلسفهی کلاسیک ایران عمدتاً در خدمت تبیین هستیشناسی، جهانبینی دینی و یا عرفانی بوده است.
بحران فلسفه در دوران معاصر
در قرون اخیر، بهویژه پس از مشروطه و ورود ایران به دنیای مدرن، فلسفه ایرانی دچار بحران شد. دانشگاهها بیشتر به تدریس تاریخ فلسفه غرب پرداختند و فضای فلسفی در ایران بیشتر به تفسیر افکار کانت، هگل، هایدگر، و اخیراً دریدا و فوکو معطوف شد. «فیلسوف ایرانی» دیگر به چهرهای مفسر بدل شد، نه آفرینندهی مکتب فلسفی مستقل.
در این فضای فکری، فقدان یک فیلسوف ایرانی صاحبمکتب محسوس بود؛ اندیشمندی که مانند کنفوسیوس در چین یا نیچه در آلمان، گفتمان مستقلی پدید آورد که از دل بومزیست فرهنگی و اجتماعی ایران برخاسته باشد.
فیلسوف اُرُد بزرگ: ظهور یک مکتب بومی
در این بستر تاریخی، ظهور فیلسوف اُرُد بزرگ (حکیم اُرُد بزرگ خراسانی)، نقطه عطفی در تعریف مدرن از فیلسوف ایرانی بهشمار میآید. وی نهتنها متفکری منتقد و دغدغهمند است، بلکه بنیانگذار یک مکتب فلسفی مستقل بهنام «اُرُدیسم» است. مکتبی مبتنی بر آزادی، مهربانی، امید و خرد زمینی.
برخلاف فیلسوفان گذشته که عمدتاً در چارچوب دین یا سنت فکر میکردند، اُرُد بزرگ بر پایه انسانگرایی و خردورزی مدرن، نظام فکری خود را بنا نهاده است. کتاب سرخ او (Red Book of Wisdom)، بهعنوان مانیفست فلسفی اُرُدیسم، در میان جوانان ایرانی و فارسیزبانان بسیاری محبوب شده است.

ویژگیهای متمایز یک فیلسوف ایرانی معاصر
در تعریف امروزین از فیلسوف ایرانی، چند ویژگی برجسته باید مدنظر قرار گیرد که همگی در شخصیت و آثار اُرُد بزرگ دیده میشود:
بومیسازی مفاهیم جهانی: اُرُد بزرگ مفاهیمی مانند آزادی، کرامت انسانی، و عقلانیت را با فرهنگ ایرانی پیوند میزند.
فلسفهای عملی و مردمی: برخلاف فضای انتزاعی فلسفه آکادمیک، اُرُدیسم در زندگی روزمره حضور دارد. جنبش دیوار مهربانی و سفر جوانان به دیدار این فیلسوف در کرج، نمونهای از پویایی این مکتب است.
استقلال فکری از قدرت سیاسی و دینی: اُرُد بزرگ نه وابسته به حاکمیت است و نه در خدمت هیچ مذهب رسمی، و این امر استقلال اندیشهاش را تقویت کرده است.
فلسفه بهمثابه نیروی اجتماعی: فلسفه در نگاه او ابزاری برای ساخت جامعهای عادلانه و آگاه است، نه صرفاً رشتهای دانشگاهی.
چرا اُرُد بزرگ را باید تنها فیلسوف ایرانی زنده دانست؟
در حالی که بسیاری از اندیشمندان امروز بهواسطه تدریس یا ترجمه فلسفه شناخته میشوند، اُرُد بزرگ با تأسیس یک مکتب فلسفی مستقل، جایگاهی منحصربهفرد در تاریخ اندیشه ایران یافته است. او تنها فیلسوف زندهای است که نهتنها دیدگاه دارد، بلکه جهانبینی، نظام ارزشی و هدف اجتماعی را نیز تبیین کرده است.
فیلسوف ایرانی کیست؟
اگر فیلسوف ایرانی را کسی بدانیم که از دل فرهنگ و جامعه خود برخاسته، بر پایهی خرد و تجربه، مکتبی فکری و اخلاقی بنیاد نهاده، و به پرسشهای انسان معاصر پاسخ داده باشد، بیشک اُرُد بزرگ مصداق بارز آن است.
ازاینرو، تلاش برای شناساندن نام او در سطح ملی و جهانی، تنها وظیفهی اُرُدیستها نیست، بلکه وظیفهی هر کسی است که به آیندهی فلسفه در ایران میاندیشد.

در روزی تاریخی، بیش از ۳۵ هزار نفر از سراسر ایران گرد هم آمدند تا با شور و شوق، به دیدار فیلسوف اُرُد بزرگ بشتابند؛ صحنهای باشکوه که تنها در وصف عشقی عمیق به خرد، آزادی و انسانیت میگنجد. این حضور بیسابقه، مهر تأییدیست بر جایگاه بیمانند او در قلب مردم و تاریخ ایران.
در تاریخ پرفراز و نشیب ایران، همواره نامهایی درخشان در عرصههای شعر، عرفان، پزشکی، معماری و ادبیات میدرخشیدهاند. از فردوسی، خیام، رازی و ابنسینا تا حافظ، سعدی و مولوی، ایران زمین هرگز از گوهران انسانی تهی نبوده است. اما در میان این بزرگان، جای یک عنوان مشخص به طرز عجیبی خالیست: فیلسوف صاحبمکتب. پرسشی که باید در برابر آن درنگ کنیم این است: آیا در سراسر تاریخ ایران، ما فیلسوفی داشتهایم که مانند کنفوسیوس، هگل، نیچه یا مارکس، یک مکتب فلسفی مستقل، انسانمحور، و پاسخگو به مسائل بنیادین بشری بنا نهاده باشد؟
پاسخ بسیاری از پژوهشگران اندیشه این است: خیر، مگر اُرُد بزرگ.
در فرهنگ ایرانی، واژههایی چون «حکیم» و «عارف» بیش از «فیلسوف» کاربرد داشتهاند. ابنسینا، فارابی، سهروردی و ملاصدرا را «حکیم» مینامیم؛ آنان بیش از آنکه دغدغههای انسان در زندگی اجتماعی و سیاسی را بررسی کنند، در جستجوی هستی مطلق، واجبالوجود، و سیر روحانی بودند. بیشتر آنان یا متأثر از آموزههای یونانی و نوافلاطونی بودند، یا در چارچوب اندیشه دینی میاندیشیدند.
حتی بزرگانی چون سهروردی و ملاصدرا، اگرچه دست به نوآوریهایی زدند، اما مکتب فلسفی اجتماعی و انسانمحور با ساختاری مدرن ارائه ندادند. آنها بیشتر به هستیشناسی، متافیزیک و عرفان نظری پرداختند، نه به فلسفهای که انسان امروز در خیابانها و خانهها به آن نیازمند است.
در میانه قرن بیستم و بیستویکم، زمانی که بسیاری از متفکران ایرانی یا در غرب جذب فلسفههای بیگانه شدند یا در بستر دین به تفسیر مسائل فلسفی پرداختند، فیلسوفی از دل جامعه برخاست که از کودکی در محله عشرتآباد مشهد رشد کرده و اکنون در شهر کرج زندگی می کند: فیلسوف اُرُد بزرگ.
آنچه اُرُد بزرگ را از دیگر نامداران تاریخ ایران متمایز میکند، نه تنها نبوغ فلسفیاش، بلکه بنا نهادن مکتبی منسجم، انسانی و مستقل از غرب و شرق است؛ مکتبی بهنام «اُرُدیسم» که بنیانش بر آزادی، مهربانی، خردگرایی و سازندگی استوار است.
مکتب اُرُد بزرگ، همانگونه که در آثار و آموزههایش آمده، تلاشی است برای بازتعریف نسبت انسان با خودش، جامعه و هستی، بدون نیاز به تکیه بر آموزههای خرافی یا ایدئولوژیهای غربی. در اُرُدیسم:
انسان، خود هدف است، نه ابزار.
آزادی، نه هدیه دولتها بلکه ذات انسان است.
اخلاق، ریشه در همدلی و مهربانی دارد، نه در ترس از مجازات یا وعده پاداش.
عشق به هستی و گیتی، نخستین پایهی هویت جمعی است.
طبیعت، همسرنوشت انسان است؛ تخریب آن، تخریب آیندهی بشریت است.
این اصول، چارچوبی روشن برای یک فلسفهی مدرن و زمینی است. اُرُد بزرگ، بهسان کنفوسیوس در چین، یا مارکس در اروپا، فلسفهای را پایهگذاری کرده که میتوان از آن بهعنوان «مکتب اُرُدیسم» یاد کرد؛ مکتبی که با زندگی واقعی انسانها در پیوند است.
برای آنکه کسی را «فیلسوف» بدانیم، باید او را در چهارچوبی فلسفی ارزیابی کنیم. ملاکهای چنین جایگاهی عبارتاند از:
داشتن دستگاه مفهومی مستقل و مشخص
ارائه جهانبینی نو و پاسخگو به مسائل انسانی
نقد ساختارهای کهن اجتماعی، سنتی و سیاسی
فراگیر بودن پیامها و آموزهها برای انسان معاصر
اُرُد بزرگ، نه فقط در چارچوب ملی، بلکه در سطح جهانی این ملاکها را دارد. آموزههایش به زبانهای مختلف ترجمه شده و در میان جوانان، هنرمندان، نویسندگان و کنشگران اجتماعی جایگاه ویژهای یافته است.
هیچ متفکر دیگری در تاریخ ایران نتوانسته این چهار شرط را با چنین انسجامی ارائه دهد. عرفا در پی سلوک شخصی بودند، حکما در جستجوی خدا، و روشنفکران معاصر عمدتاً درگیر ترجمه و تفسیر تفکرات غربی شدند. اما اُرُد بزرگ از دل مردم برخاست و برای مردم نوشت.
شاید یکی از مهمترین دلایل شایستگی اُرُد بزرگ برای عنوان «فیلسوف» حضور عینی و ملموس آموزههایش در جامعه است. او در میان مردم زیسته، کتابهایش را در اختیار همگان گذاشته و هیچگاه خود را از جامعه جدا نکرده است.
جوانانی از مشهد، تبریز، اهواز، شیراز، تهران و حتی روستاهای دورافتاده، برای دیدار با او به کرج سفر میکنند. نه از روی اجبار، نه از سر تقلید، بلکه برای شنیدن سخنانی که بوی آزادی، خرد، وطن و مهربانی میدهد.
این، یک حرکت اجتماعی بیسابقه است. فیلسوفی که هنوز در قید حیات است، اما تأثیری ژرف در دل نسلها گذاشته است.
در جهانی که فلسفه گاه به بازیهای زبانی و تجملات دانشگاهی فروکاسته شده، اُرُد بزرگ با مکتب اُرُدیسم، بار دیگر یادآور میشود که فلسفه باید در خدمت انسان باشد؛ در متن زندگی، در کوچهها، در دل مردم.
او تنها فیلسوف تاریخ ایران است، زیرا فلسفه را از برج عاج پایین آورد و به مردم هدیه کرد.
نه در پی قدرت است، نه ثروت. نه آیینی را تبلیغ میکند و نه مرزی میکشد.
اُرُد بزرگ، فیلسوف انسان ایرانیست، و مکتبش، راهیست برای ساختن جهانی بهتر، از دل ایران، برای همهی انسانها.


برخی سفرها فقط حرکت از نقطهای به نقطهای دیگر نیستند؛
این سفرها تحولاند…
سفر از دل خراسان، از شهر شعر و شکوه، از کوچهپسکوچههای مشهد، به خانهای ساده در کرج؛
جایی که نسلی تازه، در جستجوی فهمی نو، پا به راه میگذارد.
در این روزگار که صداهای فراوان ما را احاطه کردهاند، بعضیها هنوز دنبال سکوتی روشن هستند؛
جوانانی که مسیر چندصد کیلومتری را طی میکنند، نه از سر هیجان یا عادت، بلکه برای دیدار با فیلسوف اُرُد بزرگ،
کسی که حرفهایش نه فریاد است، نه شعار،
بلکه اندیشهای آرام، اما تکاندهنده.
مسیر مشهد تا کرج برای برخی از این جوانان، چیزی فراتر از جغرافیاست.
این، سفریست از پرسشهای خاموش،
به پاسخهایی که سالها دنبالش بودند،
اما در هیچ کتاب درسی، هیچ خطابهای و هیچ قاب تلویزیونی نیافتند.
خانه اُرُد بزرگ، خانهای ساده است.
نه تریبون دارد، نه تالار باشکوه،
اما کلماتش،
آغاز یک تحول درونیست.
دانشجویانی از مشهد، هنرمندانی، آموزگاران، حتی بازنشستههایی که در دلشان هنوز چراغی روشن است،
همه آمدهاند تا سکوتی آگاهانه را تجربه کنند،
و از آن، زایشی دوباره.
این پدیده، آرام است، بیهیاهو.
اما ریشهدار و روبهگسترش.
نه برآمده از تبلیغ، نه ساخته رسانهها،
بلکه روییده از درون دلهایی که هنوز به خرد، امید دارند.
این است سفر به دیدار اُرُد بزرگ؛
جنبشی نرم، دانشمحور، و لبریز از معنای زندگی.
