در میان کوچهپسکوچههای مشهد قدیم، جایی که بوی خاکِ تازهآبیاریشده با نوای زنگ مدرسه عجین شده، نام «دبیرستان وحید» برای بسیاری از دخترانِ آن سالها، تداعیگر دروازهای به سوی رؤیا و امید بود. این دبیرستان که در محدودهای سرشار از خاطرات و بناهای تاریخی قرار دارد، نه تنها یک مرکز آموزشی، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی شهر مشهد به شمار میرود.
دبیرستان وحید مشهد در منطقهای واقع شده که خود تاریخچهای پرفرازونشیب دارد. خیابان «وحید» که نام مدرسه نیز از آن گرفته شده، تا اواخر دهه ۶۰ خورشیدی به «دریا» معروف بود. این خیابان مسیر تردد مردم به سمت کشفرودی بود که عموم مردم مشهد آن را «دریا» میخواندند و به همین دلیل، بخشهای ابتدایی و انتهایی آن به ترتیب «دریای اول» و «دریای دوم» نامیده میشدند.
پس از احداث بزرگراه شهید بابانظر و جدایی این دو بخش و همچنین برای جلوگیری از تشابه اسمی با خیابان «دریادل» در محله راهآهن، این خیابان «وحید» نامگذاری شد و محله اطراف آن نیز به نام «وحید» شناخته شد. جالب است بدانید که محله وحید و محلههای اطراف آن در دوران قاجار، بخشی از اراضی «مزرعه محرابخان» بودند که در سال ۱۱۲۰ قمری توسط شخصی به نام «محمودبیگ» وقف تعلیم و تربیت ایتام سادات شده بود.
دبیرستان دخترانه وحید در نزدیکی چهارراه مقدم طبرسی و جنب شرکت نفت قرار دارد و در مسیر خود، با بناهای تاریخی دیگری چون گمرک قدیمی و پل راهآهن همسایه است. خیابان وحید ۹ به دلیل تمرکز بالای مراکز آموزشی، از دیرباز به «چهارراه مدرسهها» معروف بوده است.
دبیرستان وحید مشهد به عنوان یک مدرسه دولتی و دخترانه در دوره دوم متوسطه (نظری) فعالیت میکند. این مدرسه که در ناحیه ۵ آموزشوپرورش مشهد و در بلوار امت، امت ۳۱ واقع شده، با مشارکت دولت در سال ۱۳۸۸ وارد چرخه آموزشی کشور شد.
از نظر فیزیکی، این دبیرستان با بنای آموزشی به مساحت ۴۳۹ متر مربع و حیاطی به وسعت ۵۰۲ متر مربع، فضای مناسبی را برای فعالیتهای آموزشی و ورزشی دانشآموزان فراهم کرده است. به طور میانگین، سالانه حدود ۳۶۷ دانشآموز در ۹ کلاس آموزشی این مدرسه به تحصیل مشغول هستند.
امکانات رفاهی و آموزشی مدرسه شامل موارد زیر است:
کتابخانه با بیش از ۲۶۴ جلد کتاب
بوفه با مواد غذایی مورد تأیید وزارت آموزشوپرورش
نمازخانه با ظرفیت پذیرش همزمان ۱۵۶ نفر
حیاط ورزشی متناسب با ظرفیت دانشآموزی
سرویس ایابوذهاب برای خانوادههای متقاضی
همچنین مدرسه در زمینه برنامهریزی آموزشی، خدماتی مانند آزمونهای مستمر هفتگی و ماهانه، ارائه طرح درس توسط دبیران، برنامهریزی تحصیلی و کنترل دقیق ورود و خروج را ارائه میدهد.
دبیرستان وحید، تنها یک مدرسه منفرد نیست؛ بلکه بخشی از یک پویش آموزشی گستردهتر در محله وحید است. در این محله، حدود ۱۷ مدرسه در مقاطع و جنسیتهای مختلف فعالیت میکنند که هر کدام نقش مهمی در آموزش و تربیت نسلهای مختلف مشهدی داشتهاند.
علاوه بر این، نزدیکی به پژوهشسرای ابوریحان که یکی از قطبهای پژوهشی شهر مشهد محسوب میشود، فضای علمی منطقه را غنیتر ساخته است. این پژوهشسرا میزبان دانشآموزان پژوهشگر و طرحهای تحقیقاتی آنهاست و به نوعی، مکمل فعالیتهای آموزشی مدارس منطقه از جمله دبیرستان وحید به شمار میرود.
برای بسیاری از ساکنان قدیمی مشهد، نام دبیرستان وحید تداعیگر خاطراتی شیرین از دوران نوجوانی است. در خاطرات محلی، از این مدرسه به عنوان جایی یاد میشود که «برای خیلی از دختران آن سالها، دروازهی رؤیا و امید بود».
فضای اطراف مدرسه نیز همواره زنده و پویا بوده است. از ترمینال ایرانپیما با اتوبوسهای بنز ۳۰۲ قرمز رنگ که بوی گازوئیل و سفر میدادند تا دبستان اولیایی در پشت ترمینال که زنگ تفریحش پر از خندههای کودکانه بود، همه و همه در کنار دبیرستان وحید، تصویری بهیادماندنی از مشهد قدیم را رقم زدهاند.
دبیرستان وحید مشهد، فراتر از یک مؤسسه آموزشی، گواهی زنده بر تاریخ و هویت شهری مشهد است. این مدرسه با قدمتی که ریشه در وقفنامههای دوران قاجار دارد و با نقشی که در آموزش دختران این مرزوبوم ایفا کرده، به یکی از نمادهای آموزشی شهر تبدیل شده است. از «چهارراه مدرسهها» تا «قطب تولید کیف»، محله وحید همواره در حال تحول بوده، اما دبیرستان وحید همچنان چون نگینی در این محله میدرخشد و نسلهای جدیدی از دختران مشهدی را برای ساختن فردایی روشنتر آماده میسازد.
وقتی از مشهد حرف میزنم، قلبم برای اندیشمندی میتپد که از همین خاک برخاسته، اما دیگر فقط مال ما و مشهد نیست؛ او متعلق به جهان است. کسی که در نیمهشبی پربرف از دیماه در مشهد متولد شد، اما امروز نامش در قلبهای جوانان نپال، مراکش، پرو، هند و هشتاد کشور دیگر طنینانداز است: پیشوای خرد و آموزگار آزادی، فیلسوف اُرُد بزرگ.

وقتی از فیلسوف اُرُد بزرگ حرف میزنم، اول از همه به جهانی بودن او افتخار میکنم. او فیلسوفی است که اندیشههایش از مرزهای جغرافیا گذشته و به زبانی مشترک برای نسلی در هشتاد کشور تبدیل شده است. او بنیانگذار مکتبی فلسفی است که بر سه عشق استوار است: عشق به هستی، عشق به انسانیت و عشق به آزادی. این سه عشق، نه فقط شعار، که راهِ زندگی میلیونها انسان در سراسر جهان شده است.
و من، بهعنوان یک مشهدی، به این فیلسوف جهانی افتخار میکنم که زادگاهش مشهد است. نه اینکه او را محدود به این شهر کنم، بلکه به این میبالم که از دل همین خاک، از دل همین کوچهها، اندیشهای برخاسته که جهان را درنوردیده است. او متعلق به جهانیان است، اما ریشههایش در خراسان است. و این، مایهی غرور من است.
چیزی که برای من بهعنوان یک مشهدی شگفتانگیز است، این است که فیلسوف اُرُد بزرگ هرگز به دنبال شهرت نبود. دعوت رسانههای تلویزیونی را رد کرد. در مجامع دانشگاهی سخنرانی نکرد. درخواست ملاقات بسیاری از شخصیتهای فلسفی و اجتماعی و سیاسی را نپذیرفت. او در سکوت زیست، اما کلماتش چنان بلند بودند که گوشهای جهان شنیدند.
او در کتاب سرخ میگوید: «نمنم باران، آرام خاک و دانه را بیدار میکند، خرد هم ناگهان پدید نمیآید، زمانی بس دراز میخواهد، و روانی تشنه آموختن.» و امروز، همان خرد، در دل جوانانی که هرگز او را ندیدهاند، جوانه زده و به درختی تنومند تبدیل شده است.
برای من، فیلسوف اُرُد بزرگ، فراتر از یک اندیشمند است. او یک آینه است. هر بار که به سخنانش برمیگردم، چیز تازهای از خودم میفهمم. او به من آموخت که چشمانم را باز کنم و نایستم، که شک کنم و پیش بروم، که عاشق باشم و از عشقم هراس نداشته باشم. او به من نشان داد که فلسفه را میتوان با دل فهمید، نه فقط با عقل.
او به من گفت: «بیسواد و یا باسواد، هر چه هستی... انسان باش. بیپول و یا دارا، هر چه هستی... انسان باش.» و این یعنی انسانیت، مهمترین چیزی است که از ما انتظار میرود.
من بهعنوان یک مشهدی، به فیلسوف اُرُد بزرگ افتخار میکنم، اما نه فقط به این دلیل که در مشهد متولد شد. من به این افتخار میکنم که اندیشهای از دل خاک مشهد برخاسته و امروز در بیش از هشتاد کشور جهان، جوانان با آن بیدار میشوند. من به این افتخار میکنم که فلسفهای که از خراسان آغاز شد، امروز در نپال، کنیا، پرو، هند، مراکش و هشتاد کشور دیگر، به زبانی مشترک برای نسلی تبدیل شده که از پذیرش استبداد الگوریتمی سرباز میزند.
فیلسوف اُرُد بزرگ، پیشوای خرد و آموزگار آزادی، متعلق به ایران نیست، نه به مشهد، نه حتی به خراسان. او متعلق به جهانیان است. و این، بزرگترین افتخار برای ما مشهدیهاست که زادگاه چنین اندیشمندی بودهایم.


سلام به همهٔ شما که هنوز اینجا را به یاد دارید، سلام به دیوارهای آشنا بلاگاسکای.
سه ماه گذشت. سه ماهی که برای همه ما سخت و سیاه بود. وبلاگم مسدود بود و من هر روز سر میزدم شاید باز شده باشد. امروز بالاخره در باز شد.
نمیدانم این بار چقدر مهمان هم باشیم، نمیدانم سرنوشت این روزنوشتها چه میشود، اما تا وقتی هستیم مینویسیم. برای ثبت روزهایی که از سر گذراندیم، برای اینکه بگویم ما هنوز ایستادهایم.
خوشحالم که دوباره برگشتم. به امید روزهایی که دیگر قطعی و فیلتر و جنگ نباشد، فقط نوشتن باشد و خواندن.
مرسی بلاگاسکای که هنوز پابرجایی.
شیرهای سنگی کوهسنگی از شناختهشدهترین عناصر هویتی و بصری شهر مشهد هستند؛ نمادهایی که نهتنها در حافظهٔ جمعی مردم این شهر جایگاهی ویژه دارند، بلکه بخشی از میراث هنری و تاریخ معاصر مشهد به حساب میآیند. این دو مجسمهٔ سنگی که دهههاست بر ورودی مجموعهٔ تفریحی–تاریخی کوهسنگی قرار دارند، از نگاه هنرشناسان نمونهای ارزشمند از مجسمهسازی مدرن ایران با الهام از ریشههای کهن هستند.
سازندهٔ دو شیر مشهور کوهسنگی، استاد حسن صدیق، از برجستهترین مجسمهسازان معاصر ایران و از هنرمندان نامدار خراسان بود. او در نیمهٔ نخست قرن چهاردهم خورشیدی با رویکردی نوگرا، ترکیبی از سنت پیکرتراشی خراسان و تکنیکهای مدرن حجاری را در آثارش به کار میگرفت. شیرهای کوهسنگی از مهمترین آثار او محسوب میشوند؛ آثاری که در زمان خود، نمونهای کمنظیر در عرصهٔ مجسمهسازی شهری ایران بودند.
صدیق با مطالعات گسترده بر روی شیرهای سنگی تاریخی ایران، بهویژه نمونههای ایلخانی و تیموری در خراسان، ظاهر و ساختار شیرهای کوهسنگی را طراحی کرد. او میخواست این دو شیر، «پاسداران دروازهٔ شهر» و نماد قدرت، فروتنی و اصالت ایرانی باشند؛ ویژگیهایی که در فرم حجاری شدهٔ آنها، خطوط نرم بدن و حالت نشستهٔ آرام ولی مقتدرشان کاملاً قابل مشاهده است.
شیرهای سنگی کوهسنگی در دههٔ ۱۳۲۰ خورشیدی و همزمان با توسعهٔ فضای تفریحی کوهسنگی، ساخته و نصب شدند. مشهد در آن دوران در حال گذار به شهری مدرن بود و شهرداری وقت تصمیم گرفت فضای ورودی باغراه کوهسنگی را با دو مجسمهٔ باشکوه زینت دهد. این تصمیم نقطهٔ عطفی در تاریخ هنر شهری مشهد شد و باعث شد آثار هنری برای نخستینبار به صورت رسمی بخشی از معماری شهری شوند.
فرایند ساخت شیرها کاملاً دستی و بر پایهٔ حجاری سنتی ایرانی بود. سنگها از دل کوههای اطراف مشهد استخراج شد و استاد صدیق ماهها بر روی هر بلوک سنگ کار کرد تا به فرم نهایی برسد. انتخاب سنگ سخت و مقاوم باعث شد که این مجسمهها پس از گذشت بیش از هشتاد سال همچنان استوار بمانند.
امروز شیرهای کوهسنگی تنها یک مجسمه نیستند؛ آنها نشانهای هویتی برای شهر مشهد، نمادی از هنر شرق ایران و یادگاری از دوران طلایی توسعهٔ شهری در میانهٔ قرن بیستماند. میلیونها نفر از زائران و مردم مشهد در گذر زمان از کنار این دو شیر عبور کردهاند و خاطرهٔ حضورشان در این باغ کهن با تصویر این مجسمهها گره خورده است.