سیلوی گندم مشهد یکی از شاخصترین بناهای صنعتی و نمادهای توسعه اقتصادی این کلانشهر در دوره معاصر بهشمار میرود. این ساختمان که در ضلع شمالی شهر و در نزدیکی مسیرهای ترانزیتی اصلی قرار دارد، نه تنها به عنوان محل ذخیره و نگهداری گندم و محصولات کشاورزی استان خراسان رضوی شناخته میشود، بلکه به لحاظ معماری و نقش تاریخی، اهمیت ویژهای دارد.
ریشههای ساخت سیلوی گندم مشهد به اوایل دهه ۱۳۳۰ شمسی بازمیگردد، زمانی که ایران با تحولات صنعتی و کشاورزی گستردهای روبهرو بود و برنامههای مدرنسازی در حوزه تولید و نگهداری مواد غذایی آغاز شد. نیاز به ذخیرهسازی محصولات کشاورزی، به ویژه گندم، برای تضمین امنیت غذایی شهرها و جلوگیری از نوسانات قیمتی، موجب شد که احداث سیلوها به یکی از اولویتهای دولت تبدیل شود. مشهد به دلیل موقعیت استراتژیکش، هم از نظر حمل و نقل و هم از لحاظ دسترسی به مراکز تولید گندم، یکی از انتخابهای اصلی برای احداث این نوع سازهها بود.
ساخت سیلوی مشهد با همکاری مهندسان ایرانی و خارجی آغاز شد. در ابتدا، سازه به صورت بتنی و چندطبقه طراحی شد تا بتواند حجم عظیمی از گندم را در فضای محدود شهری ذخیره کند. این ساختار مدرن، استفاده از تجهیزات مکانیکی برای بارگیری و تخلیه محصول، و توجه به ایمنی در نگهداری غلات، آن را به یکی از پیشرفتهترین سیلوهای ایران در آن زمان تبدیل کرد. در طول سالها، این ساختمان نه تنها کارکرد صنعتی داشت، بلکه به یک نماد شهری و نشاندهندهٔ ورود مشهد به عرصهٔ مدرنیزاسیون صنعتی بدل شد.
در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، سیلوی گندم مشهد با ظرفیت افزایش یافته، نقش محوری در تأمین گندم استان و همچنین ارسال به سایر مناطق کشور داشت. این مجموعه، به ویژه در بحرانهای طبیعی مانند خشکسالی یا سیلابها، به عنوان یک پناهگاه استراتژیک غذایی عمل میکرد و اهمیت آن برای مدیریت منابع کشاورزی و اقتصاد شهری به شدت برجسته شد.
با گذشت زمان، علاوه بر کارکرد اصلی، سیلوی مشهد به یک نشانهٔ معماری صنعتی در شهر تبدیل شد. ارتفاع برجها و فرم هندسی منظم آن، در کنار سازههای بتنی بزرگ و مسیرهای دسترسی مشخص، موجب شد که ساختمان در خاطره جمعی مردم و حتی نقشههای شهری به عنوان یک «نشانه شهری» ماندگار شود. امروزه، سیلوی گندم نه تنها به لحاظ اقتصادی اهمیت دارد، بلکه به عنوان میراث صنعتی مشهد مورد توجه پژوهشگران تاریخ شهری و علاقهمندان به معماری صنعتی قرار گرفته است.
به طور کلی، ساختمان سیلوی گندم مشهد نمونهای از ارتباط مستقیم توسعه صنعتی با زندگی شهری، امنیت غذایی و هویت شهری است. این بنا، با وجود گذر زمان و تغییر کارکردهای جزئی، همچنان یکی از شاخصترین عناصر منظر شهری مشهد به شمار میآید و نمادی از تلاشهای مدرنسازی و مدیریت منابع در ایران معاصر محسوب میشود.
کارخانه نخریسی مشهد یکی از مهمترین بناهای صنعتی خراسان در سده اخیر است؛ مجموعهای که تأثیر آن بر اقتصاد، مهاجرت نیروی کار، رشد شهری و حتی نامگذاری خیابانهای اطراف، همچنان در حافظه مردم مشهد زنده است. این کارخانه در دهه ۱۳۱۰ شمسی، با هدف توسعه صنعت نساجی و اشتغالزایی در منطقه ایجاد شد. موقعیت آن در شرق مشهد، در فضایی خارج از محدوده شهریِ آن زمان انتخاب شد تا امکان توسعه خطوط تولید و ساخت سولههای بزرگ صنعتی وجود داشته باشد.
پروژه کارخانه با سرمایهگذاری دولتی و مشارکت چند بازرگان محلی اجرا شد. ماشینآلات اولیه از اروپا وارد شد و تیمی از متخصصان خارجی برای راهاندازی خط تولید به مشهد آمدند. شروع بهکار رسمی مجموعه، نقطه عطفی در اقتصاد شهر بود، زیرا نخریسی مشهد توانست برای صدها کارگر و خانوادههایشان اشتغال پایدار ایجاد کند. این رشد جمعیتی خود به شکلگیری محلهها و خانههای سازمانی در اطراف کارخانه انجامید.
بهتدریج مسیر دسترسی به کارخانه که ابتدا تنها یک جاده ساده بود، اهمیت یافت و رفتوآمد کارگران و کامیونهای حمل مواد اولیه و محصول نهایی، موجب شکلگیری یک خیابان منظم و آباد شد. همین مسیر بعدها بهصورت رسمی «خیابان نخریسی» نام گرفت؛ نامی برگرفته از بزرگترین واحد صنعتی آن منطقه.
در دهههای ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰، کارخانه نخریسی مشهد یکی از قطبهای مهم صنعت نساجی کشور به حساب میآمد و تولیدات آن در داخل و خارج از خراسان توزیع میشد. این کارخانه نهتنها به توسعه اقتصادی کمک کرد، بلکه در فرهنگ کارگری مشهد هم جایگاه ویژهای بهوجود آورد؛ بهگونهای که بسیاری از خانوادههای ساکن در شرق مشهد ریشههای شغلی خود را به این مجموعه پیوند میدهند.
در سالهای بعد با تغییر شرایط اقتصادی و فرسودگی بخشی از تجهیزات، فعالیت کارخانه کاهش یافت، اما نام و اثر آن همچنان در هویت شهری مشهد باقی مانده است. خیابان نخریسی امروز یکی از مسیرهای اصلی شرق شهر است؛ خیابانی که تاریخ آن به صنعتیترین روزهای مشهد گره خورده است.
در شهر مشهد، نام «سهراه ادبیات» برای بسیاری از مردم یادآور بخشی از هویت فرهنگی و دانشگاهی این شهر است. این نام از گذشته تا امروز در میان مردم رواج داشته و ریشهاش به حضور دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد در همان محدوده بازمیگردد.
در سالهای نخست فعالیت دانشگاه فردوسی، ساختمان اصلی دانشکده ادبیات در نزدیکی این نقطه قرار داشت. دانشجویان، استادان و رفتوآمدهای روزانه آنان باعث شد این محدوده به تدریج با نام «ادبیات» شناخته شود. مردم محلی هم که شاهد رفتوآمد دانشگاهیان بودند، برای سهولت اشاره به این تقاطع، آن را «سهراه ادبیات» نامیدند.
به مرور زمان، این نام آنقدر در میان مردم جا افتاد که حتی پس از گسترش شهر و تغییرات رسمی در نامگذاری خیابانها، باز هم واژه «ادبیات» در ذهن و زبان مردم مشهد ماندگار شد. امروزه اگر از هر راننده تاکسی یا ساکن قدیمی شهر بپرسید، همه مسیر سهراه ادبیات را میشناسند و آن را یکی از نشانههای قدیمی مشهد میدانند.
سهراه ادبیات تنها یک تقاطع شهری نیست؛ بلکه بخشی از خاطره جمعی چند نسل از دانشجویان و استادان دانشگاه فردوسی است. بسیاری از دانشآموختگان این دانشگاه، مسیرشان از این نقطه گذشته و آن را با شور جوانی، بحثهای فلسفی، شعرخوانیها و جلسات ادبی به یاد میآورند.
نام «ادبیات» در این سهراه یادآور نقش ماندگار دانشگاه فردوسی در فرهنگ و اندیشه مشهد است. به همین دلیل، این نام نه تنها در نقشه شهری، بلکه در ذهن و دل مردم نیز ثبت شده است؛ نمادی از پیوند میان دانش، فرهنگ و زندگی روزمره در قلب خراسان.

وقتی از ایستگاه راهآهن مشهد خارج میشوی، چشمات به یک سازهی فلزی سفید رنگ در وسط میدان میافتد — المانی که نامش «بهسوی او» است. این المان، تنها یک قطعه تزئینی نیست؛ بلکه داستان انسان، معنا و امید را در خود دارد.
این نماد را معمار مشهور خراسان، یعقوب دانشدوست، طراحی کرده است. او دربارهی اثر میگوید که این المان ترکیبی از پیکرهی زن و مرد انسانی است؛ به این معنا که انسانها در حرکت و تلاشاند و همواره دستشان به سوی آسمانهاست .
در طراحی آن، طاقهای پایین نماد زمین به شمار میآیند و طاقهای رو به بالا اشارهای به رسیدن انسان به افقهای دور دارد
همچنین گفته میشود که در گذشته فرم کلی المان از «کلاه افشاریان و تاج نادرشاه» الهام گرفته بوده است، تا پیوندی با تاریخ منطقه برقرار شود.
در گذر زمان، این المان نیز دستخوش تغییرات شده است:
پایههای آن دچار فرسودگی شدند و در برخی دورهها کاربریهایی چون مغازه در زیر آن ایجاد کردند — اما این مغازهها پایداری نداشتند و به مرور حذف شدند.
در بازپیرایی اخیر میدان راهآهن، تلاش شده است المان به فرم اصلی خود بازگردد و بخش پایه آن محلی برای نمایشگاه و گالری آثار هنری در نظر گرفته شده است.
در طراحی جدید، فضای اطراف المان تا حد امکان باز نگه داشته شده تا جزئیات سازه بهتر دیده شوند و درختان و عناصر سبز مزاحم دید آن نشوند.
یکی از نقدهایی که خود طراح به آن داشت، نصب فواره و آبنما در پایه المان است که از نظر او با مفهوم استحکام و مرکزیت بنا ناسازگار بود.
المان «بهسوی او» تنها یک نشانه بصری نیست؛ بلکه یکی از عناصر هویتساز مشهد بهشمار میآید. وقتی مسافری با قطار به مشهد میرسد، اولین نمای شهریای که میبیند همین میدان و آن المان است.
البته مسئولان شهری نیز بر اهمیت آن آگاهاند؛ در پروژهی بازپیرایی میدان راهآهن، تقویت پایه و سازه و تبدیل بخش پایه المان به فضای عمومی هنری جزو برنامهها بوده است.