موزهها از جمله مهمترین مراکز فرهنگی در دنیا هستند و اعتبار آنها در جهت شناخت مراحل تکامل جامعه بشری و تاریخ بیهمتاست. موزههای آستان قدس از نظر آثار نفیس هنری و شاهکارهای دورههای سلجوقی، نادری، صفوی و قاجاری در نوع خود کم نظیر است. از آثار دیدنی این موزهها مجموعهای از قرآنهای قدیمی است. قدیمیترین قرآن موجود، قرآنی معروف به قرآن ابن کثیر است که در سال 393 هجری توسط علیبنمنصوربن محمد کثیر وقف آستانه گردیده و بر روی پوست آهو نوشته شده است.
قرآن دیگری نیز در موزه است که منسوب به حضرت امیر و به خط کوفی است که واقف آن شاه عباس صفوی و وقفنامه آن به دستخط شیخ بهایی است، قرآن بایسنقری نیز که از آثار بیمانند بایسنقر میرزا پسر شاهرخ تیموری است و همچون دست نوشتههای او بر روی کاشیها از شاهکارهای هنر خط اسلامی است. طول هر صفحه از قرآن بایسنقری 180 سانتیمتر و عرض آن 105 سانتیمتر است. یکی دیگر از قرآنها، قرآنی منسوب به امام حسن(ع) است و به شکل بیاض با 122 ورق از پوست میباشد که واقف آن شاه عباس است و وقفنامه آن به خط بهایی است.
قرآنی مرسوم به قرآن بابری، نیز توسط سلطان حسین صفوی وقف آستان قدس شده است و میگویند به خط ظهیرالدین محمد بابر است.
اولین سنگی که مزار مطهر حضرت رضا(ع) نصب گردیده در موزه قرار دارد. این سنگ مرمر با ابعاد 6×30×40 سانتیمتر و متعلق به سال 516 قمری است و دارای کتیبهای با نام ابوالقاسم احمدبن علی بن احمد العلوی الحسینی است. دیگر سنگاب خوارزمشاهی است که به نام سلطان محمد خوارزمشاه و وزیرش در سال 597 ساخته شده است. غیر از این نفایس، این موزهها صدها اثر هنری و تاریخی دیگر را از دورانهای مختلف به یادگار دارند، مانند کندهکاریها، طراحیها، گلابتون دوزی، میناکاری، منبتکاری، قالیهای نفیس، سلاحها، ظروف و درهای منبت و آثاری از خوشنویسی و نقاشی که موزههای آستان قدس را چون گنجینهای گرانبها و تاریخی زنده و ارجمند ساخته است.
:: موزه مرکزی:
این موزه در سال 1324 خورشیدی افتتاح و در سال 1356 به ساختمان فعلی منتقل گردید. موزه مرکزی در ضلع شرقی صحن مطهر امام خمینی (ره) قرار دارد و مساحت آن 1500 مترمربع است و دارای آثار نفیسی برای بازدیدکنندگان میباشد.
:: موزه قرآن و نفایس:
این موزه در سال 1364 افتتاح گردیده است و مجموعهای از قرآنهای نفیس به خط ائمه اطهار(ع) و استادان بزرگ تاریخ خوشنویسی چون یاقوت مستعصمی، بایسنقرمیرزا، استادعبدالقادر حسینی شیرازی و استاد تبریزی در آنجا نگهداری میشود. بازدید این موزه برای هنرمندان و علاقمندان به سیر تحول هنر خوشنویسی و تذهیب در ایران بسیار ارزشمند است.
:: موزه هدایای مقام معظم رهبری:
این موزه شامل هدایا و اشیاء نفیسی است که توسط روسای جمهوری کشورهای مختلف و شخصیتهای علمی و فرهنگی به مقام رهبری اهداء شده است.
:: موزه تمبر:
این موزه شامل پنجاه هزار قطعه تمبر خارجی و ایرانی نفیس است که نهصد قطعه آن به عنوان نمونه از 183 کشور جهان به نمایش گذارده شده است. این موزه در سال 1369 افتتاح گردیده است.
:: موزه تخصصی فرش:
موزه فرش در دو سال با 800 مترمربع فضا در سال 1377 افتتاح گردید و در آن 34 تخته فرش با قدمت حداکثر 500 سال به نمایش گذارده شده است. موزه فرش گنجینهای از هنر اصیل ایرانی را در طی صدها سال به نمایش میگذارد. این موزه در ضلع شرقی صحن امام دایر شده است.
:: موزه تاریخ مشهد:
مشهد دارای تاریخی 1200 ساله است. قدمت و صلابت فرهنگی، تاریخ طولانی، بناهای تاریخی و اماکن مذهبی در قالب نقاشی و عکس به بیننده فرصت مرور گذشته این سرزمین را میدهد. این موزه در اواخر سال 1372 ایجاد گردیده است.
شهر مشهد در فاصله 909 کیلومتری شمال شرق تهران واقع شده است. این شهر که در مدار 36 درجه و 16 دقیقه عرض شمالی و 59 درجه و 38 دقیقه طول شرقی قرار گرفته است، از شمال و شمال غربی به درگز و قوچان، از مشرق به جمهوری ترکمنستان و سرخس، از جنوب و جنوبغربی به تربت جام و تربت حیدریه و از مغرب به نیشابور محدود میشود.

شهر مشهد در جلگهای بین دو رشته کوه مهم خراسان به نامهای بینالود و هزارمسجد واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا 985 متر است. وسعت شهرستان مشهد برابر 27478 کیلومتر مربع است و بیش از دو میلیون نفر جمعیت دارد.
هسته اصلی شهر مشهد در سال 203 هجری قمری پس از شهادت و دفن حضرت رضا(ع) در
.سناباد
پدید آمد. این حوقل در صوره الارض نیز از مقبره امام رضا(ع) در دهکده
سناباد نام برده است، و پس از آن مکرراً در تاریخ خراسان بدین نام
برمیخوریم.
در قرن هفتم مردمی که از ویرانههای توس و مغولان گریخته بودند، به این
مکان پناه آوردند. توس به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص در دورههای ایلخانان
و تیموریان بارها بین حاکمان وقت دست به دست شده است. در سال 548 هجری
قمری غزها به خراسان حمله کردند، مغولها در سال 617 هجری قمری خراسان را
غارت کردند و در 791 هجری قمری میرانشاه پسر تیمور لنگ خراسان را به آشوب
کشید. در شورش سال 791 هجری قمری در توس طابران دههزار نفر کشته شدند و
در پای دروازههای شهر از کله کشتگان برجها ساختند.در
آخرین سالهای سلطنت ابوسعید، پیش از آن که حکومت ایلخانان در ایران تمام
شود (736 هجری قمری) ابن بطوطه مغربی سیاح مشهور به خراسان و مشهد آمده
است، آنچه وی در سفرنامه خود نوشته و همچنین اخبار کتاب نزهه القلوب، از
مهمترین منابع درباره شهر مشهد در نیمه اول سده هشتم هجری است.

ابن بطوطه در سال 734 به مشهد میرسد، توصیف وی چنین است: «شهری بزرگ و پرجمعیت است… مشهد امام رضا(ع) قبه بزرگی دارد و قبر امام در داخل زاویهای است که مدرسه و مسجدی در کنار آن وجود دارد و این عمارتها همه با سبکی بسیار زیبا و ملیح ساخته شده و دیوارهای آن کاشی است. روی قبر ضریحی چوبی قرار گرفته که سطح آن نقره کوب است. از سقف مقبره قندیلهای نقره آویزان است. آستان در قبه هم از نقره است و پرده ابریشم زردوزی از در آویخته شده است. داخل بقعه با فرشهای گوناگون مفروش گردیده، روبروی قبر امام، قبر امیرالمؤمنین هارون الرشید واقع شده که آن هم ضریحی دارد و شمعدانها روی قبر گذاشتهاند.
دعوی چه کنی؟ داعیهداران همه رفتند
شو بار سفر بند که یاران همه رفتند
آن گرد شتابنده که در دامن صحراست
گوید : « چه نشینی؟ که سواران همه رفتند»
داغ است دل لاله و نیلی است بر سرو
کز باغ جهان لالهعذاران همه رفتند
گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست
کز کاخ هنر نادرهکاران همه رفتند
افسوس که افسانهسرایان همه خفتند
اندوه که اندوهگساران همه رفتند
فریاد که گنجینهطرازان معانی
گنجینه نهادند به ماران، همه رفتند
یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران
تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند
خون بار، بهار! از مژه در فرقت احباب
کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند
به قلم : فرید وهابی
تاریخ انتشار مقاله 30/10/2009 به روز شده 30/10/2009 18:26 TU
بهار در مقام وزیر فرهنگ، مقابل موزه ایران باستان. سمت راست او سفیر فرانسه و علی اصغر حکمت، و سمت چپ او دکتر علی اکبر سیاسی دیده می شوند.
تعداد تصنیف های ملک الشعرا بهار را از ۱۴ تا ۳۷ برشمرده اند. متأسفانه تاریخ دقیق سرودن این شعرها معلوم نیست و نمی توان به درستی دانست که آیا "تصنیف سازی" به دورۀ خاصی از زندگی او محدود می شود یا خیر. اما به هر حال مشخص است که وی در دوران پختگی هم تصنیف هایی سروده است.
دقت کردن در این نکته بی فایده نیست. تصنیف ساختن، آن هم در سال هایی که شاعر به شهرت و اعتبار اجتماعی دست یافته بود، نشان می دهد که این فعالیت ادبی و هنری، در آن دوران کاری "جدی" و پرارزش به حساب می آمده است، اما می دانیم که در دهه های بعد، وضعیت و نگاه جامعه به تصنیف و ترانه عوض شد.
در سال های بعد از انقلاب که هیچ، حتی در دهۀ پنجاه خورشیدی هم در ایران قابل تصور، و شاید قابل قبول نبود که یک پژوهشگر و استاد دانشگاه که فعالیت های سیاسی هم دارد، وقت خود را صرف ترانه سرایی کند.
بهار در جوانی، در کنار لطفعلی صورتگر با توجه به این واقعیت اجتماعی، می توان بلافاصله به چند پرسش رسید: انگیزه های محمد تقی بهار برای
ترانه سازی چه بوده؟ چه نوع رابطه ای با موسیقی و موسیقی دانان و
خوانندگان داشته است؟ جایگاه و تأثیر این ترانه ها در محیط آن زمان چگونه
بوده؟...بهار در جوانی، در کنار لطفعلی صورتگر" src="http://www.rfi.fr/actufa/images/118/bahar_56_souratgar200.jpg" />
برای پاسخ به برخی از این پرسش ها باید تاریخ و جامعه شناسی مشروطه را از زوایای تازه ای نگریست. بررسی ها و پژوهش ها در زمینۀ فرهنگ مشروطه هنوز در آغاز راه است.
اما در مورد بهار، می دانیم که انتقاد از اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران یکی از خصوصیات ثابت اندیشه و کار اوست. او در این زمینه مقاله نوشته، شعرهای زیاد سروده و تصنیف ساخته است.
اشعار انتقادی بهار و به ویژه برخی ترجیع بندها و مستزادهای طنزآمیز او بسیار شناخته شده اند:
"هیچ دانی که چه کردیم به مادر من و تو؟
"یا چه کردیم به هم، جان برادر من و تو؟
"سعی کردیم به ویرانی کشور من و تو
"رو که اف بر تو و من باشد و تف بر من و تو
"هر دومان مایۀ ننگیم، امان از من و تو
"من و تو هر دو جفنگیم امان از من و تو
"از همان اول ما و تو به هم رنگ زدیم
"وز سر جهل به هم حیله و نیرنگ زدیم
"سنگ برداشته بر کلۀ هم سنگ زدیم
"گاه تریاک کشیدیم و گهی بنگ زدیم
"من و تو بس که دبنگیم امان از من و تو
"من و تو هر دو جفنگیم امان از من و تو
............................................
همچنین اشعاری که به جدّ سروده است و در آنها لحنی تراژیک گرفته، کم نیست. اما بهار به اینها اکتفا نکرده و جداگانه، به سراغ تصنیف سازی هم رفته است.
چند دهه بعد از دوران زندگی بهار، اگر شاعری می خواست که با آهنگسازان همکاری کند و آثار خود را در قالب ترانه ببیند، شاید یکی از همان سروده های قبلی خود را انتخاب می کرد و به دست موسیقی دان می سپرد تا آهنگی مناسب با شعر بسازد. ولی بهار آنقدر برای تصنیف و موسیقی ارزش قائل است که وقت و نیروی خلاقۀ خود را با جدیت در اختیار آن قرار می دهد. علاوه بر این، از ابداع قالب های تازه نمی هراسد و با آگاهی کامل به مقتضیات ترانه سازی، شکل یا قالب شعرهای خود را به پیروی از وزن موسیقی تعیین می کند.
می تون نتیجه گرفت که ملک الشعرا بهار، با وجود عشق و احترامی که به ادب فارسی و شعر کهن داشت، با وجود این که سعی می کرد در قصیده سرایی از شاعران بزرگ خراسان عقب نماند، اما در عین حال دریافته بود که در زمانۀ انقلاب مشروطه و دگرگونی های بعد از آن، ترانه و موسیقی ابزار ضروری و مهمی برای ابرازعقیده و ارتباط با مردم است.
بهار، آنجا که لازم می دید مقالات عالمانه یا انتقادی می نوشت، جای دیگر قصاید بلند بالا و گاه دشوار و پیچیده می ساخت و بالاخره برای بیان حرف های خود به زبان ساده و دلنشین به تصنیف سازی متوسل می شد.
این نگاه متجدد و واقع بین، در نسل های بعد از او ادامه نیافت.
امشب داشتم این شعر رو با صدای استاد شجریان گوش می کردم با خودم گفتم بنویسم تا شما دوستان عزیز با خوندنش فیض ببرید من که خودم این شعر رو خیلی دوست دارم...
مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرر باز این قفس را
بر شکن و زیر و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنج قفس درآ
نغمه آزادی نوع بشر سرا
در نفسی عرصه این خاک توده را
پر شرر کن
ظلم ظالم جور صیاد
آشیانم داده بر باد
ای خدا ای فلک ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن
نو بهار است گل ببار است
ابر چشمم ژاله بار است
این قفس چو دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس ای آه آتشین
دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نگه ای تازه گل از این
بیشتر کن بیشتر کن بیشتر کن
مرغ بیدل شرح هجران
مختصر کن مختصر کن