مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشهد، فقط شهر ما نیست... شهریه که صداش، تو تاریخ مونده...
مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشهد، فقط شهر ما نیست... شهریه که صداش، تو تاریخ مونده...

پارک کوهسنگی

کوهسنگی یکی از مشهورترین پارکهای قدیمی و زیبای ایران است که در دامنه کوههای جنوبی مشهد قرار دارد. در بالای این پارک دو کوه بزرگ سنگی قرار دارد که برای حضور شما زیبا سازی شده و بقیه پارک در محوطه بسیاروسیع حدود۲۰ هزار متر مربع دارای استخر و رستورانهای متعدد و مراکز خرید و مراکز ورزشی و تفریحی و شهربازی و .... است.

پارک کوهسنگی تنها یکی از ۱۵ پارک بزرگ مشهد و یکی از زیبا ترین پارکهای ایران حتی زیبا تر و بزرگ تر از ملت و جمشیدیه تهران و از نظر بزرگی چهار و نیم برابر ائل گلی تبریز و شهدا ی شیراز و به لحاظ زیبایی غیر قابل مقایسه با این پارکهاست.

اگر این پارک را برای تفریح انتخاب کرده اید خیالتان از بابت همه امکانات راحت باشد.



http://e.mashhad.ir/index.php?module=pagesetter&type=file&func=get&tid=10&fid=image&pid=257



http://2.bp.blogspot.com/_Hoa6v_K8B8E/SL-LqbJDzHI/AAAAAAAACzE/3G5tvCMY_Tk/s400/image093.jpg



http://baadbaadak.persiangig.com/3475800167_5fff7cb1ea.jpg


مونا مسعود لواسانی

به نام او
عناصر وجزئیات پارک کوه سنگی مشهد – بخش دوم
مونا مسعود لواسانی / دانشجوی کارشناسی ارشد معماری منظردانشگاه تهران – ورودی 86
در شماره قبل نشریه به معرفی کلی پارک کوه سنگی پرداخته وبه برخی جزئیات آن اشاره ای شد. کوه سنگی یک عنصر جالب طبیعی است که به عنوان یک نشانه شهری طبیعی در ذهن مردم شهر جای گرفته است . جهت طراحی مجموعه تفریحی – فرهنگی توسط مهندسین مشاور بافت شهر،از ابتدا اهداف زیر در نظر گرفته شد :

1- حفاظت از هویت طبیعی کوهسنگی
2- توسعه فضاهای سبز و باز، گردشگاهی در مقیاس شهربزرگ آینده
3- تامین نیازهای توریستی شهر مشهد و جلب سیاحان، تجار و شهروندان جمهوری های تازه استقلال یافته آسیای مرکزی به مشهد
4- توسعه تسهیلات فرهنگی وایجاد خانه های فرهنگ ملل و اقوام مختلف
5- تغییر عملکرد آن دسته از کاربریهایی که مزاحم و مغایر عملکرد تفریحی – تفرجگاهی کوهسنگی تشخیص داده شوند

این اهداف با توجه به سابقه پارک در اذهان مردم و مسافرین مشهد برای جوابگویی در دو مقیاس شهری و فراشهری تعریف شدند . بخشهایی از پارک که در رابطه تنگاتنگ با مناطق مسکونی شهر قرارگرفته اند در مقیاس شهری و بخشهائی که در مجاورت جاده های اصلی ارتباطی مانند جاده کمر بندی و یا میدان جمهوری واقع می شوند در مقیاس فراشهری عمل می کنند .

پلان پارک کوه سنگی 

آب نما

زیباترین وجه معماری ایران شاید به نوعی توجه به چهار عنصر نور، باد، آب ، خاک باشد که از تفکرات اسطوره ای فرهنگ ما تا به امروز در جریان است.دراین میان آب عنصری است که می تواند با نور ترکیب شود و از آن جا که توانایی عبور نور و روشنایی را از خود دارد به عنصری مقدس تبدیل شده است. در آب نماها ، آب و نور به مثابه عناصر هویت بخش با یکدیگر ترکیب می شوند.
آب نما یکی از عوامل تزئینی ، تلفیقی وارتباطی موثردر محیط وفضای باغ است . آب نما نه تنها مکانی برای نگهداری آب که برای به نمایش گذاشتن آن و محلی برای نشستن در کنار آن است.
آب نماها معمولا دارای عمق کمتر از حوض و حوضچه هاهستند و با تزئینات مدرن از قبیل چراغهای رنگارنگ مخصوص داخل آب ، فواره های متنوع ، گاهی جایگاهی برای گیاهان آبی و باغچه هایی در کنار یا در وسط آن بوده و اشکال آنها کمتر از اصول هندسی منظم پیروی می کنند . بر حسب شرایط ، امکانات زمین و هدفهایی که از ایجاد آب نما وجود دارد ،اشکال مختلفی از آن ساخته می شود . شکل و تعیین محل آب نما خود بستگی به موقعیت زمین و هماهنگی با دیگر عوامل باغ دارد .

جزئیات حوض بزرگ با سنگ ریشه دار 

عمق

عمق آب نماها نبایستی زیاد باشد ، و معمولا عمق را برابر با ارتفاع آب مورد نظر به علاوه 20 سانتی متر در نظر می گیرند .
پهنا
پهنای آب نما معمولا برابر واحد مورد نظر به علاوه 2 برابر ضخامت دیواره ها است . مثلا اگر پهنا 2 متر و دیواره 20 سانتی متر باشد پهنای کلی برابر 40/2 متر می شود .

جزئیات آب نما با سنگ نامنظم در ارتفاع 

کف آب نما

کف آب نما را قبل از دیواره های آن آماده می کنند ، بنابراین لازم است به نحوه ساختمانی آن توجه شود .
_ یک قشر عایق از سنگریزه .
_ یک قشر با ضخامت 5 سانتی متر از بتون کم سیمان .
_ بالاخره پوشش بیرونی یا نهایی از بتون .
_ شیب کف آب نما

جزئیات آب نمای حوض بزرگ با سنگ ریشه دار- پلان آبنمای میدان روبه روی استخر




شاهرخ


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد



معین الدین شاهرخ تیموری (۸۰۷ – ۸۵۰ ه‍. ق.) (۱۴۰۵ - ۱۴۴۷ م.) نام چهارمین پسر تیمور گورکانی (۷۷۱ – ۸۰۷ ه‍. ق) (۱۳۷۰ - ۱۴۰۵ م.) و یکی از جانشین او و از بزرگترین پادشاهان تیموری است.

شاهرخ هنرپرور و ادب دوست بود و به علم و هنر بسیار علاقه داشت. شورش‌های جدایی طلبانه را فرونشاند و بر آبادانی ایران زمین همت گمارد. او پایتخت خود را از سمرقند به شهر هرات منتقل کرد و آن شهر را مرکز هنرمندان و دانشمندان ساخت. سبک هنری یا مکتب هرات تحت حمایت او و پسرش بایسنقر شکل گرفت.

همسر او گوهرشاد آغا نیز بناها، مساجد و مدارس بسیاری بنا کرد که مسجد گوهرشاد مشهد، مسجد گوهرشاد هرات و مدرسه گوهرشاد در هرات از آن جمله‌است.

پس از مرگ تیمور حاکمانی که از ترس حاضر به اطاعت او شده بودند هر کدام علم استقلال برافراشتند. هریک از فرزندان تیمور نیز در گوشه‌ای حکومتی تشکیل دادند. سرانجام شاهرخ با غلبه بر رقبا به عنوان جانشین پدر حکومت را در دست گرفت. شاهرخ که سال‌ها در خراسان بود تحت تأثیر فرهنگ و تمدن ایرانی قرار گرفته بود. او برخلاف پدرش مردی آرامش طلب بود وبه عمران وآبادانی علاقه بسیار داشت. این وضع در زمان جانشینان او نیز کم و بیش ادامه یافت. پس از او پسرش الغ بیگ (۸۵۰ – ۸۵۳ ه‍. ق.) (۱۴۴۷ - ۱۴۴۹ م.) حکمران امپراتوری تیموری شد.

به این ترتیب نامی نیک از خود به یادگار گذاشت. شاهرخ هم در عالم سیاست و هم مردم داری و هنر بسیار خوش درخشید.[۱] در سن بیست سالگی یعنی در سال ۷۹۹ هـ. ق. حکمران مستقل خراسان گشت و سکه بنام خویش زد[۲] و در سن ۳۸سالگی یعنی سال مرگ تیمور «۸۰۷» پادشاه مستقل بود و در سنوات ۸۰۹مازندران و ۸۱۱ ماوراءالنهر و ۸۱۷ فارس و ۸۱۹ کرمان و ۸۲۳ آذربایجان را تصرف کرد و در اواخر سال ۸۲۳ او را با اسکندر پسر قرایوسف حاکم سابق آذربایجان جنگی دست داد که منجر به فرار اسکندر گشت.[۲]

و در سال ۸۳۰ بوسیله احمد نامی در مسجد جامع هرات بوسیله کارد مورد سوء قصد قرار گرفت ولی از مرگ نجات یافت در سال ۸۳۲ مجدداً اسکندر به عراق و آذربایجان تجاوز نمود و شاهرخ در صحرای سلماس بجنگ او شتافت و اسکندر نیز مجدداً فرار کرد.[۲]

شاهرخ ۴۳ سال سلطنت کرد و ۷۳ سال عمر نمود و در سنه ۸۵۰ ه‍. ق. در شهرری درگذشت، در زمان سلطنت خویش برای ترمیم خرابی‌ها که پدرش کرده بود کوشش کرد. دیوارهای هرات و مرو را ساخت به آبادی شهرها همت گماشت . پادشاهی بود نیکوکار و اصحاب علم و دانش را گرامی می‌داشت و ارباب صنعت را طرف توجه قرار می‌داد و در زمان وی علم و صنعت رواج یافت . و موسیقیدان معروف عبدالقادر مراغه‌ای و آوازخوان مشهور یوسف اندکانی و قوام‌الدین معمار و مولانا خلیل نقاش از هنرمندان آن دوره بودند.[۲]


فهرست مندرجات



مدعیان تاج و تخت تیمور

تیمور پس از ۳۶ سال سلطنت و بر جا گذاشتن قلمروی گسترده، در ۸۰۷ در اُترار درگذشت . از وی ۳۱ پسر، نوه ، نبیره و نبیره زاده باقی ماند [۳] از فرزندان ذکور وی، عمرشیخ و جهانگیر در زمان حیات تیمور درگذشتند و میرانشاه و شاهرخ نیز چون مورد توجه پدر نبودند، به جانشینی انتخاب نشدند [۴] و تیمور، پیرمحمد جهانگیر را که در آن زمان والی کابل بود، به جانشینی خود بر گزید [۵] [۶]. در این میان برای تصاحب تاج و تخت تیمور و خزائن فراوانی که از اطراف جهان در سمرقند جمع کرده بود نزاعی سخت و طولانی براه افتاد.

میرانشاه و پسرش ابابکر در دیار بکر و عراق عرب حکومت داشتند. عمر، پسر دیگر میرانشاه، حاکم آذربایجان و عراق عجم بود. پیرمحمد و رستم و اسکندر (پسران عمرشیخ)، به ترتیب فارس، اصفهان و همدان را تحت فرمان داشتند. هریک از آنان می‌کوشیدند تا با کمک امیران و لشکریان ، هر چه زودتر سمرقند، تختگاه تیمور، را فتح کنند.

پیرمحمد، جانشین تیمور که در قندهار بود و نتوانست به‌موقع به سمرقند برسد. برخی از امیران تیمور، به بهانهٔ عملی کردن نقشهٔ لشکرکشی تیمور به چین، خلیل سلطان پسر میرانشاه را که در تاشکند بود، بر تخت نشاندند [۷] [۸]. اما خلیل سلطان با مخالفت سایر امیرانِ قدرتمند تیمور و دیگر مدعیان حکومت روبرو شد. نخستین فرد از خاندان تیمور که مخالفت جدّی خود را با او آشکار کرد، سلطان حسین، نبیرهٔ دختری تیمور، والی ماورای سیحون بود [۹] [۱۰] اما نتوانست حمایت لشکریان را جلب کند و ناگزیر به شاهرخ پیوست و سپس در هرات به دستور او به قتل رسید [۱۱] [۱۲].


پیروزی شاهرخ بر رقیبان

شاهرخ در هرات خود را وارث تخت پدر نامید و به سبب اقتدار و کفایتش توانست تا اندازه‌ای بر دیگر مدعیان چیره شود. پیرمحمد در شیراز، بر خلاف برادرانش، حمایتش را از شاهرخ که ناپدری‌اش نیز بود، اعلام کرد [۱۳] [۱۴] [۱۵].

در همین زمان ، درگیری و کشمکش میان مدعیان حکومت ، یعنی پسران عمرشیخ (رستم، اسکندر، پیرمحمد و بایقَرا) و پسران میرانشاه (عمر و ابابکر و خلیل سلطان) آغاز شد [۱۶][۱۷]. شاهرخ با اینکه بسیاری از امیران ، همچون امیرشاه ملک و حاکمان محلی، از او حمایت می‌کردند، از درگیری مستقیم با افراد خاندانش اجتناب کرد و به سروسامان دادن هرات مشغول شد.

از طرفی در تبریز و اصفهان و شیراز و کرمان و سبزوار، به سبب بی کفایتی خلیل سلطان و درگیری مدعیان جانشینی ، آشوب شده بود [۱۸]. خلیل سلطان پس از چهار سال حکومت در سمرقند و از بین بردن خزاین تیمور، گرفتار خدایداد حسینی ، والی ماورای سیحون، شد [۱۹] [۲۰]). شاهرخ در ۸۱۱ به ماوراءالنهر لشکر کشید، خدایداد را کشت و خلیل سلطان را پس از رهایی به ری فرستاد و سمرقند را به اُلُغ‌بیگ داد [۲۱].



حکومت شاهرخ

در پانزده سال بعد، بتدریج قدرت شاهرخ در خارج از مرزهای خراسان فزونی یافت . وی پس از گرفتن مازندران در ۸۰۹و ماوراءالنهر و مغولستان در ۸۱۱، بر بلخ و تخارستان در ۸۱۲ و بر خوارزم در ۸۱۵ چیره شد، در ۸۱۷ عراق عجم و فارس را از اسکندر گرفت و همانند پدرش حکومت این نواحی را میان پسران و نوه‌هایش تقسیم کرد. در این مدت بسیاری از مدعیان حکومت از بین رفتند؛ عمر در ۸۰۹ به دست برادرش ابابکر کشته شد و ابابکر را ایدکو (والی کرمان) کشت، میرانشاه در ۸۱۰ به دست قرایوسف ترکمان و پیرمحمد جهانگیر در ۸۱۱ به دست وزیرش پیرعلی تاز به قتل رسیدند، خلیل سلطان هم در ۸۱۴ به مرگ طبیعی درگذشت [۲۲].



سیاست صلح جویانه

معین الدین شاهرخ، همچون پدرش تیمور، فردی شجاع و جنگدیده، اما بر خلاف او، سلیم و صلح جو بود. اما با وجود صلح طلبی و مخالفت با خونریزی‌های بیهوده، در دفع سرکشان قاطع و جدی عمل می‏کرد. هر چند برای توسعه قلمرو خود جز در مواردی متعدد به ندرت دست به لشکرکشی زد، در حفظ و تسخیر آن چه آن را میراث پدر تلقی می‏کرد، خودداری نداشت. در رفع مخالفان همواره فردی پیروز بود. اما مادامی که کار با صلح و دوستی پیش می‏رفت هرگز دست به جنگ نمی‏زد به طوری که از سلاح تدبیر بیش از توسل به شمشیر استفاده می‏کرد.[۱]

فقط در واقعه سوء قصد احمد لُر، یک تن از متعصبان حروفیه، که در هرات او را با کارد زخمی کرد «۸۳۰ق / ۱۴۲۷م» آن هم بدان سبب که احتمال توطئه‏ای در بین بود و گمان می‏رفت که ترکمانان قراقویونلو که شیعه بودند، در آن سوء قصد دست دارند، خشونت نشان داد.[۱]

چنان که در طغیان نواده خود میرزا محمد، پسر بایسنقر هم که ظاهراً در اصفهان به تحریک برخی از عناصرناراضی یا ماجراجو، بر ضد وی قیام کرد، مجازات محرکان را ضروری یافت و به قتل تعدادی از آن جماعت که از زُهّاد عصر نیز محسوب می‏شدند، فرمان داد. .[۱]

او در اوایل، بیشتر کارها را به پسرشغیاث الدین بایسنقر واگذاشت «۸۳۰ق / ۱۴۲۷م». اما علاقه بایسنقر به شعر و هنر و نیز اعتیادش به شرابخواری که عاقبت موجب مرگ بی هنگام او نیز شد، وی را به تدریج از چشم پدر انداخت. [۱]

نسبت به بعضی از مشایخ صوفیه، و خصوصا کسانی که گرایشهای شیعی داشتند، نیز نفرت یا سوءظن نشان می‏داد. اما این طرز تلقی که از جمله نسبت به سید محمد نوربخش، سید قاسم انوار و صائن الدین ترکه با خشونت بیشتری همراه شد . این خشونت و برخورد قاطع نیز از احتمال ارتباط آنها با ترکمانان آذربایجان - طوایف قراقویونلو که منسوب به تشیع بودند - ناشی می‏شد. .[۱]



رابطه با سایر دولت‌ها

شاهرخ که توانسته بود از سرزمین‌های از هم گسیخته، قلمرو تقریباً یکپارچه‌ای فراهم سازد، با همسایگان و رقیبانش روابط دوستانه برقرار کرد چنانکه سفیرانی از چین، هند، شروان و دشت قپچاق به دربار او آمد و رفت داشتند [۲۳] شاهرخ در ایجاد رابطه درستی با ممالک اطراف نیز اهتمام بسیار ورزید که این امر نیز خود موجب بسط تجارت، ایجاد آسایش و فراغت بیشتر برای عموم مردم شد. او حتی با حکام هند که پدرش تیمور قلمرو آنها را غارت و رعایای ایشان را قتل‌عام کرده بود، رابطه دوستی برقرار کرد و از طریق ارسال هدایا و سفرا، از آنها دلجویی نمود. چنان که در مورد چین نیز که پدرش تا واپسین لحظات حیات از فکر تسخیر و غارت آن جا باز نماند، راه دوستی پیش گرفت . به طوری که با مبادله سفیر و تبادل هدایا، در ایجاد روابط بازرگانی با آن سرزمین بسیار تلاش کرد.[۱] با این وجود شاهرخ هیچگاه نتوانست قدرت تیموریان را در خارج از مرزهای ایران و فرارود (ماوراءالنهر) تثبیت کند. شاهرخ با وجود کامیابی‌هایش در سامان دادن به امور داخلی و از بین بردن رقیبان، پس از قدرت گرفتن ترکمانان قراقوینلو در آذربایجان، نتوانست اقتدار خویش را در آنجا حفظ کند. با مرگ قرایوسف ترکمان در ۸۲۳، شاهرخ حدود یک سال تبریز را در اختیار داشت و سه بار نیز به آذربایجان لشکر کشید که آخرین بار در ۸۳۹ بود ولی با وجود این پیروزی‌ها، نتوانست آنجا را مطیع سازد و چون از بیم پسران قرایوسف ، کسی حکومت آذربایجان را نمی‌پذیرفت [۲۴] [۲۵]، شاهرخ مجبور شد فقط به ذکر نامش در خطبه‌هایی که در آذربایجان خوانده می‌شد، بسنده کند.


اقدامات عمرانی

شاهرخ چون شاهد تبعات نامطلوب یورشهای خونین و طوفانی پدر بود، خود را در ترمیم خرابیهای ناشی از تاخت و تازهای پدر موظف می‏دید و از این که با تهاجمات تازه و مجدد، خرابیهای جدیدی در اطراف قلمروش به وجود آید، جداً احتراز داشت.در اغلب موارد، شاهرخ تا جایی که ممکن بود از خشونت پرهیز می‏کرد چنان که این همه پرهیز از خشونت از فرزند کسی مانند تیمور بسیار عجیب می‌نمود. از طرفی سلطنت آرام و صلح طلبانه او برای رعایایش که در طول مدت حیات تیمور، عمری را در دغدغه دایم و نا امنی مستمر نسبت به جان و مال خویش سپری کرده بودند؛ دوران التیام جراحات قلبی بود..[۱]


تحت تأثیر همین طرز تفکر بود که او شهر مرو را که از عهد هجوم مغول ویران و بی آب مانده بود، آباد کرد و آب نهر مرغاب را که مرو مدتها از برکت وجود آن محروم مانده بود در جویهای شهر دوباره جاری ساخت. [۱]



رابطه با دین

بر خلاف تیمور که از دین تنها ملاقات با صوفیان را می‌شناخت ، شاهرخ در رعایت دین و پیروی از شریعت صدق و اخلاص واقعی داشت. او در سفر و حتی در میدان جنگ، از به جا آوردن فرایض غفلت نمی‏کرد. او در ایجاد مساجد و تعمیر و ترمیم بقعه‏ها و رباط‌ها اهتمام بسیار می‏ورزید و نسبت به علماء و مشایخ صوفیه محبت می‌نمود..[۱]

خصوصیت منحصر به فرد او حمایت آزادانه از علم را با اعتقادات اسلامی درآمیخته بود. شاهرخ برخلاف سایر اعضای خانواده تیمور علاقه‌ای به مشروب نداشت و تمام شراب‌هایی را که در هرات می‌یافت حتا شراب‌های پسرش جوکی را به‌زمین می‌ریخت.[۲۶]

در دورهٔ تیموریان ، صوفیگری رواج و گسترش یافت و مشایخ و علما از احترام بسیاری برخوردار بودند. شاهرخ و سلطان حسین و سلطان ابوسعید از نقشبندیان حمایت می‌کردند. از دیگر سلسله‌های مهم صوفیه در این دوره نوربخشیه بودند فرقهٔ حروفیه نیز در همین دوره شکل گرفت [۲۷][۲۸]. حروفیه ظاهراً دارای تشکیلات سیاسی گسترده‌ای بوده و بنا بر منابع، در سوءقصد به شاهرخ در ۸۳۰ نیز نقش اساسی داشته‌اند[۲۹][۳۰].

عده‏ای از موسیقی‌دانان، شاعران و خنیاگران عصر را گرد خود جمع کرده بود، اما این هرگز مانع از حضور او در مجالس حافظان قرآن و محضر علما و زیارت مقابر اولیاء نشد. شاهرخ زیارت مشهد رضوی را تقریباً به طور منظم و در هر فرصتی که دست می‏داد با اخلاص و علاقه تمام به جا می‏آورد. به علاوه زیارت مقبره خواجه عبدالله انصاری را در گذرگاه هرات و زیارت مقبره شیخ ابواسحاق کازرونی را هر وقت که در نواحی فارس سفر می‏کرد، انجام می‌داد.[۱]

تفاوت اساسی در ساختار حکومتی جانشینان تیمور با خود او، رجحان دادن قوانین اسلامی بر قوانین مغولی (یاسا) بود که پس از آنکه شاهرخ، در ۸۱۵ قوانین یاسا را لغو و فقه اسلامی را جانشین آنها کرد، رایج گردید. پس از او نیز بیشتر فرمانروایان تیموری ، از جمله ابوسعید و سلطان حسین بایقرا به رعایت سنن اسلامی پایبند ماندند [۳۱][۳۲][۳۳].


ترویج علوم و هنرها

فرمانروایی شاهرخ را سرآغاز یک عصر جدید و تجدید حیات در بعضی از انواع هنر معرفی کرده‏اند. او پادشاهی بود نیکوکارو اصحاب علم و دانش را گرامی می‌داشت و ارباب صنعت را طرف توجه قرار می‌داد و در زمان وی علم و صنعت رواج یافت.[۲] توفیق شاهرخ در تسخیر تمامی قدرت در هرات و توجّه وی و بایسنقر به هنر، بسیاری از هنرمندان را از اقصی نقاط ایران به هرات کشاند و سبب شد که مراکز مهم پیشین اهمیت و اعتبار خود را از دست بدهد و در مرتبه‌ای نازلتر قرار گیرد.[۳۴] شاهرخ به همراه پسرش بایسنقر حامی و بانی شکل‌گیری مکتب هرات از سبک‌های مهم هنری در ایران بود و در تحت حمایت او نقاشان، خوشنویسان، تذهیبکاران را در هرات گردآورد تا برای وی ظریف ترین آثار هنری را در خط، تذهیب، جلدسازی و صحافی به وجود آوردند. [۳۵] کانون هنری بایسنقر در هرات به‌نام دارالصنایع کتاب سازی معروف بود[۳۶] و کتاب‌های پدیدآنده در این دوره شامل نفیس‌ترین مینیاتورها و استادانه‌ترین خوشنویسی‌ها هستند که به زیبایی تمام صحافی و جلدآرایی گشته‌اند.

بازیل گری معتقد است: "شاید شدت عمل‌های شاهرخ در رعایت شریعت اسلامی بود که او را به حمایت از تهیه کتاب‌هایی به غیر از شعر و داستان‌سرایی وا می‌داشت. از کتاب‌های خطی یافت شده در دوران او معلوم می‌شود که او هرگز بهترین نقاشان را برای کتابخانه خود از هرات و سایر جاها جذب نکرد و از طرف دیگر او حامی بزرگ محققین به‌خصوص مورخینی مانند حافظ ابرو و عبدالرزاق بوده‌است. گفته می‌شود او کتاب جامع‌التواریخ تالیف خواجه رشیدالدین فضل‌الله را که در شرف نابودی بود نجات داد. در کتابخانه او به‌جای خلق آثار جدید بیشتر به تکثیر کتاب‌های قدیمی می‌پرداختند و به نوعی کمیت بر کیفیت می‌چربیده‌است."[۳۷]

در عهد سلطنت او هرات که پایتخت دولتش بود، کانون درخشان هنر و ادب عصر محسوب می‏شد. وجود مولانا قوام الدین شیرازی، آن مهندس معمار نابغه و بی مانند که در آن ایام در هرات، به وی و همسر هنر پرورش گوهر شاد آغا، این فرصت و امکان را می‏داد تا مساجد، مدارس، و ابنیه عالی در قلمرو قدرت خویش بنا کنند. مسجد گوهرشاد در مشهد و در کنار بارگاه امام رضا و مسجد جامع گوهرشاد در هرات، از درخشانترین آثار معماری این عصر، مدیون طرح و تفکر قوام الدین شیرازی و آن ملکه هنر پرور عصر بود، که هنوز همچنان باقی است.[۱]

به سعی و تشویق شاهرخ، کتابخانه‏ای عظیم نیز در هرات به وجود آمد که جامع تعدادی از نفایس آثار بود. به علاوه بعضی هنرمندان عصر همچون عبدالقادر مراغی استاد موسیقی، مولانا خلیل مصور استاد نقاشی، یوسف اندکانی استاد آواز ، از همان ایام، در دربار هرات، نام شاهرخ را پر آوازه ساختند. [۱]

پاره‌ای از زیباترین نقاشی‌ها، ریشه در مکتب هرات دارند که بطور کامل با حمایت شاهزاده‌های تیموری در شهر هرات شکل گرفت و استاد بزرگ نقاشی یعنی کمال الدین بهزاد برخاسته از چنین مکتبی است. خطوط زیبای فارسی نظیر خط نستعلیق در دوره جانشینان تیمور شکل گرفت و آخرین مراحل تکاملی اش را در این دوره طی نمود. همچنین پاره‌ای از زیباترین آثار معماری ایرانی در این دوره به وجود آمد که از آن جمله می‌توان به مسجد گوهرشاد در شهر مشهد و در کنار بارگاه امام رضا علیه‌السلام اشاره نمود . این مسجد که با حمایت گوهرشاد همسر شاهرخ تیموری ساخته شده‌است ، یکی از درخشان ترین آثار معماری ایرانی است. در گوشه‌ای کتیبه‌های این مسجد و در سمت ایوان مقصوره آن ، کتیبه‌ای از بایسنقر میرزا از شاهزادگان تیموری وجود دارد که خود از خطاطان بزرگ عصر خویش بود. [۳۸]

میراث فرهنگی و هنری تیموریان و آنچه شاهرخ بنیان‌گذارد در اختیار صفویه قرار گرفت. معماری صفوی و یا نقاشی و خطاطی آنها، کاملا ادامه میراثی است که از تیموریان برجای ماند. خصوصا که صفویه با حمایت گسترده خویش ، این میراث را درخشان تر نموده ، باعث رشد و گسترش آن گشتند. [۳۸] همچنین ادامه این سنت هنری در گورکانیان هند یا تمپراتوری مغولی هند قابل مشاهده‌است. بعدها و مقارن زمان برخاستن صفویه یکی از نوادگان تیمور که در منطقه ماوراء النهر حکومت می‌کرد یعنی بابر، با لشگری به هند حمله کرد و آنجا را فتح کرد و بر خلاف جدش، در همانجا ساکن شد و سلسله درخشان مغولان کبیر هند یا گورکانیان هند را بنیان نهاد. سلسله‌ای که برخی از درخشان ترین آثار هنری و معماری نظیر بنای تاج محل در دوره ایشان بنا شده‌است. [۳۸]


فرزندان شاهرخ

از آن گذشته غیر از بایسنقر نیز سه پسر دیگرش هم در زمان حیات شاهرخ مردند؛ سیور غتمش در ۸۳۰ق / ۱۴۲۷م، ابراهیم سلطان در ۸۳۷ ق / ۱۴۳۳م، و محمد جوکی در ۸۴۸ق / ۱۴۴۴م.

با وجود این مصائب که در پایان عمر برای او جز الغ بیگ میرزا (795-851 ق / 1393-1449م)، فرزند دیگری باقی نماند، اما شاهرخ از جاده اعتدال خارج نشد و هرگز به خشونت نگرایید به طوری که روحیه صلح جویی و عدالت دوستی خود را تا پایان کار همچنان حفظ کرد. [۱]


درگذشت شاهرخ و زوال تیموریان

شاهرخ در اواخر عمر با شورشِ نوه‌اش سلطان محمد، پسر بایسنقر و حاکم ری، مواجه شد و با وجود بیماری، به تشویق همسرش گوهرشادآغا بیگم، در ۸۵۰ به آنجا لشکر کشید. سلطان محمد گریخت و شاهرخ پس از ۴۳ سال سلطنت، در ری درگذشت. [۳۹] [۴۰] ؛ [۴۱] شورش سلطان محمد و مرگ شاهرخ ، موجب زوال سریع این خاندان شد.

شاهرخ به سن هفتاد و دو سالگی و به سال ۸۵۰ق / ۱۴۴۶م درگذشت با مرگ شاهرخ، تنها فرزندش الغ بیگ میرزا در قید حیات بود، که او هم بیشتر یک محقق و عالم ریاضی بود تا یک فرمانروا.[۴۲] شاهرخ، بر خلاف تیمور، جانشینی برای خود انتخاب نکرد؛ دو فرزندش، بایسنقر و جوکی میرزا در زمان حیات او درگذشته بودند [۴۳][۴۴] و فرزند دیگرش، الغ بیگ، بیشتر اوقات در سمرقند بود و به عنوان مهمان به دربار پدر دعوت می‌شد و در امور سلطنت دخالتی نداشت [۴۵]. از این رو حکمرانان مختلف به جان هم افتادندو انحطاط خاندان تیموری دوباره آغاز شد که این بار با سرعت بیشتری رو به تلاشی و اضمحلال رفت.




پانویس

  1. ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ ۱٫۱۲ ۱٫۱۳ شاهرخ تیموری
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ لغت‌نامه دهخدا، ذیل عبارت شاهرخ میرزا
  3. خواندمیر، ۱۳۱۷ ش ، ص ۳۳۹-۳۴۰
  4. معین الدین نطنزی ، ص ۴۳۵
  5. تاج السلمانی ، ج ۸، گ ۲۲ پ
  6. غیاثی ، ص ۲۱۲
  7. تاج السلمانی، گ ۴۲ پ، ۴۶ ر
  8. شرف الدین علی یزدی ، ج ۲، ص ۴۷۳، ۴۷۷-۴۷۹
  9. ابن عربشاه، ص ۲۵۱
  10. شرف الدین علی یزدی، ج ۲، ص ۴۸۳
  11. حافظ ابرو، ج ۳، ص ۸۲-۸۸
  12. میرخواند، ج ۶، ص ۵۲۳-۵۲۴
  13. حافظ ابرو، ج ۳، ص ۱ـ۲، ۴۳ـ۴۵
  14. شرف الدین علی یزدی، ج ۲، ص ۵۱۱
  15. میرخواند، ج ۶، ص ۴۹۸ـ ۵۰۱، ۵۲۰ ـ۵۲۱
  16. حافظ ابرو، ج ۳، ۷۳ـ ۷۸
  17. میرخواند، ج ۶، ص ۵۰۴ ـ۵۲۰
  18. حافظ ابرو، ج ۳، ص ۲۵ـ۳۰
  19. تاج السلمانی ، گ ۱۷۶ پ
  20. شرف الدین علی یزدی، ج ۲، ص ۵۱۱
  21. دولتشاه سمرقندی ، ص ۳۵۴ـ۳۵۶
  22. حافظ ابرو، ج ۳، ص ۲۲۸، ۳۴۱ـ۳۴۲، ۴۳۷
  23. حافظ ابرو، ج ۳، ص ۲۰۳، ۲۷۳ـ ۲۷۵، ۴۰۸ـ ۴۱۰
  24. جعفری ، ص ۸۰ـ ۸۱
  25. دولتشاه سمرقندی ، ص ۳۹۱
  26. بازیل گری ص ۷۴
  27. رومر، ص ۱۳۵ـ ۱۳۸
  28. سابتلنی، ۱۹۸۸ ب، ص ۴۹۴
  29. حافظ ابرو، ج ۴، ص ۹۱۳ـ۹۱۷
  30. اسفزاری، بخش ۲، ص ۸۴ ـ۸۶
  31. ابن عربشاه، ص ۲۹۸
  32. خواندمیر، ۱۳۷۲ ش ، ص ۱۷۳
  33. یارشاطر، ص ۷ـ۸
  34. دانشنامه جهان اسلام، ص ۱۹۵
  35. از سعدی تا جامی ص ۴۳۱
  36. مجله هنر ومردم، ش ۴۹، آبان سال ۵۵
  37. بازیل گری ص۷۴
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ ۳۸٫۲ دانشنامه رشد، تیمور لنگ
  39. عبدالرزاق سمرقندی ، ج ۲، جزء۲، ص ۸۶۲، ۸۶۵
  40. جعفری ، ص ۱۲۳ـ۱۲۵
  41. دولتشاه سمرقندی، ص ۳۳۸ـ۳۳۹، ۴۰۵ـ ۴۰۸
  42. دانشنامه رشد، جانشینان تیمور
  43. دولتشاه سمرقندی ، ص ۳۵۱، ۳۹۵ـ۳۹۶
  44. اسفزاری، بخش ۲، ص ۸۷ ـ۹۱
  45. بارتولد، ص ۱۷۸
‎‎


منابع

  • دانشنامه رشد، معین الدین شاهرخ تیموری
  • دانشنامه جهان اسلام
  • دانشنامه رشد، جانشینان تیمور
  • دانشنامه رشد، تیمور لنگ
  • گری، بازیل- نقاشی ایران- انتشارات عصرجدید- ترجمه شروه، عربعلی- تهران ۱۳۶۹- ص۷۴
  • لغت‌نامه دهخدا، ذیل عبارت شاهرخ میرزا
  • برزین. پروین، نگاهی به تاریخچه تذهیب قرآن، مجله هنر ومردم، ش ۴۹، آبان سال ۵۵
  • براون، ادوارد، تاریخ ادبیات ایران، به تصحیح علی اصغر حکمت، از سعدی تا جامی، چاپخانه بانک ملی ایران، تهران، ۱۳۲۷
  • غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر، تاریخ حبیب السیر فی اخبار افرادالبشر، چاپ کتابخانه خیام جلد ۳ ص ۵۵۳و۵۵۴
  • تاریخ سرجان ملکم، ص ۱۵۹
  • تاریخ مفصل ایران، تالیف عبداللّه رازی، ص ۳۵۳
  • ابن عربشاه، زندگانی شگفت آور تیمور
  • معین الدین محمد اسفزاری، روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات، چاپ محمدکاظم امام، تهران ۱۳۳۸-۱۳۳۹ ش
  • تاج السلمانی، شمس الحسن، ج ۸، چاپ عکسی از نسخهٔ خطی کتابخانة لالااسماعیل افندی، ش ۳۰۴، با ترجمة آلمانی از هانس روبرت رومر، ویسبادن ۱۹۵۵م
  • عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، زبدة التواریخ، چاپ کمال حاج سیدجوادی ، تهران ۱۳۸۰ش
  • غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر، تاریخ حبیب السیر فی اخبار افرادالبشر، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۶۲ش
  • دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکرة الشعراء، چاپ ادوارد براون، لندن ۱۳۱۸/۱۹۰۱
  • شرف الدین علی یزدی، ظفرنامه: تاریخ عمومی مفصّل ایران در دورة تیموریان ، چاپ محمد عباسی ، تهران ۱۳۳۶ش
  • عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین ، ج ۲، چاپ محمد شفیع، لاهور ۱۳۶۵-۱۳۶۸
  • معین الدین نطنزی، منتخب التواریخ معینی، چاپ ژان اوبن، تهران ۱۳۳۶ ش
  • احسان یارشاطر، شعر فارسی در عهد شاهرخ (نیمهٔ اول قرن نهم)، یا، آغاز انحطاط در شعر فارسی، تهران ۱۳۳۴ش
  • Wilhelm Barthold, Ulug Beg und seine Zeit , Leipzig ۱۹۳۵
  • H. R. Roemer, "The successors of T ¦âmu ¦r", in The Cambridge history of Iran , vol. ۶, ed. Peter Jackson and Laurence Lockhart, Cambridge ۱۹۸۶
  • Maria Eva Subtelny, "Ba ¦bur's rival relations: a study of kinship and conflict in 15 th - ۱۶ th century Central Asia", Der Islam , Vol. ۶۶, no. ۱ (۱۹۸۹)

ابوالوفای بوزجانی


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد



بوزجانی، ریاضیدان و منجم ایرانی.

ابوالوفا محمد بوزجانی (۳۲۸-۳۸۸ هجری قمری) از ریاضیدانان بزرگ ایرانی است که حدود هزار سال پیش در روستای بوژگان در خراسان امروزی زاده شد. او در سال ۳۴۸ به عراق سفر کرد و تا پایان عمرش در آنجا زندگی کرد.

وی مسائل لاینحل هندسه کلاسیک را حل کرد و تحقیقاتی در اصول ترسیمات هندسی نمود که تا امروز هنوز کسی موفق به ارائه راه حل دیگری نشده‌است و از این حیث مسئله ابوالوفا در جهان مشهور است و اولین کسی است که مطالعات دقیقی درباره کره ماه انجام داد.[نیازمند منبع]


کارهای وی در زمینه هندسه کروی با کاربرد در نجوم کروی شگرف بوده‌است.

به پاس خدمات وی به جامعه علمی، نام وی بر روی گودالی بر کره ماه نهاده شده‌است.[نیازمند منبع]

در سال ۱۳۷۸ همایشی بین المللی به منظور شناخت بیشتر وی و خدمات و آثارش در محل تولدش، تربت جام برگزار گردید.[نیازمند منبع]


ریاضیات

ابوالوفای بوزجانی واضع اتحاد مثلثاتی بود:

sin(a + b) = sin(a)cos(b) + cos(a)sin(b)
cos(2a) = 1 − 2sin2(a)
sin(2a) = 2sin(a)cos(a)


وی هم‌چنین قانون سینوس‌ها را برای مثلثات کروی کشف کرد:[۱]

\frac{\sin(A)}{\sin(a)} = \frac{\sin(B)}{\sin(b)} = \frac{\sin(C)}{\sin(c)}


منابع

  • غلامحسین مصاحب. حکیم عمر خیام به عنوان عالم جبر. چاپ دوم، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با همکاری کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ۱۳۷۹، دوره ISBN ۹۶۴-۶۲۷۸-۵۶-۶، ‏۱۰۴ و ۱۰۵.
  1. Jacques Sesiano, "Islamic mathematics", p. 157, in Selin, Helaine; D'Ambrosio, Ubiratan (2000), Mathematics Across Cultures: The History of Non-western Mathematics, Springer, ISBN 1-4020-0260-2
‎‎


پیوند به بیرون

احمد بن محمد سرخسی


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد



ابوالعباس احمد بن محمد سرخسی یکی از دانشمندان ایرانی سدهٔ چهارم هجری است که در ستاره‌شناسی و پزشکی تخصص داشت. از آثار مهم او کتاب المدخل الی علم النجوم است. وی در سال ۳۴۶ هجری درگذشت.


منبع

صفا،ذبیح‌الله،تاریخ ادبیات ایران(جلد یکم)،انتشارات فردوس،چاپ هفدهم