مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشهد، فقط شهر ما نیست... شهریه که صداش، تو تاریخ مونده...
مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشاهیر مشهد / از خاک تا افلاک

مشهد، فقط شهر ما نیست... شهریه که صداش، تو تاریخ مونده...

دقیقی


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

ابو منصور محمد بن احمد طوسی شناخته‌شده به دقیقی (وفات میان سال‌های ۳۶۷-۳۶۹ (هجری)) شاعر بزرگ ایرانی بود. زادگاه وی بنا به روایات گوناگون، توس، بلخ، سمرقند و بخارا‌ ذکر شده است.

دقیقی در جوانی به دلیل آن چه خوی بد یا ضعف اخلاقی گفته شده کشته شد. فردوسی در این مورد این چنین می‌سراید:

جـوانیش را، خـوی بـد یـار بـود
ابـا بـد، همیشه بـه پیکـار بـود
بـرو تـاختن کـرد، نـاگاه مـرگ
به سر بـر نهادش، یکی تیره تـرگ
بـدان خـوی بد، جان شیرین بداد
نبود از جهـان، دلش یک روز شاد
یکایـک از او، بخت بـرگشته شد
به دست یکـی بنده بر، کشته شد

شاعران دوران‌های پس از او دقیقی را ستوده‌اند و در سخن‌گویی پی‌روی ازو نموده‌اند. برای نمونه در سده پنجم هجری قطران تبریزی شاعر نامی پرسش‌هایی از دیوان دقیقی را از ناصر خسرو پرسیده است.

درباره شیوایی سخن و استادی دقیقی فردوسی می‌گوید:

جوانی بیامد گشاده‌زبان
سخن گفتن خوب و طبع روان
به مدح افسر تاجداران بُدی
ستایندهٔ شهریاران بُدی

و خود دقیقی هم چنین می‌گوید:

مدیح تا به بر من رسید عریان بود
ز فرّ و زینت من یافت طیلسان و ازار

امروزه از شعر دقیقی به جز هزار بیتی که در شاهنامه گنجانده‌شده تنها نزدیک به سیصد بیت قطعه،قصیده،غزل و شعرهای پراکنده ازو به یادگار مانده‌است.

کتاب‌هایی که یادی از دقیقی یا شعرهایش کرده‌اند اینهایند:شاهنامه فردوسی، تاریخ بیهقی، شرح قصیده ابوالهیثم، چهار مقاله نظامی عروضی، حدائق‌السحر رشید وطواط، ترجمان‌البلاغه، لباب‌الالباب عوفی، مونس‌الاحرار محمد جاجرمی و...


فهرست مندرجات

[نهفتن]

مدح‌شدگان از سوی دقیقی

دقیقی در روزگار سامانیان می‌زیست. او از امیران سامانی منصور بن نوح سامانی(پادشاهی ۳۵۰-۳۶۵) و نوح دوم سامانی(پادشاهی ۳۶۵-۳۸۷) را مدح گفته‌است. همچنین ابوالحسن آغاجی -از بزرگان سامانی که خود چامه‌سرایی توانمند بوده- نیز از ستایش‌شوندگان دقیقی‌است. دقیقی چندی هم در دربار چغانیان به‌سربرده‌است و از میان امیران چغانی فخرالدوله ابوالمظفر احمد بن محد، امیر ابوسعد مظفر و امیر ابونصر را ستوده‌است. رسیدگی و ارجی که چغانیان بر دقیقی گذاردند در آینده زبانزد شاعران پس از او بوده‌است و برای نمونه فرخی سیستانی یادی از این ارج‌نهی‌ها در شعرهایش کرده‌است و نیز امیرمعزی می‌گوید:

فرخنده بود بر متنبّی بساط سیف
چونانکه بر حکیم دقیقی چغانیان

شاهنامه دقیقی

دقیقی گویا به فرمان نوح دوم سامانی به سرودن شاهنامه دست‌یازیده‌است. ولی به گفتهٔ فردوسی بیش از هزار بیت از آن و آن هم درباره گشتاسپ و تاختن ارجاسپ به ایران را به نظم نکشیده که به دست برده‌ای کشته می‌شود.

گشتاسپنامه دقیقی را پس از شاهنامه برترین اثر حماسی فارسی در بحر متقارب دانسته‌اند. ولی به گفته محمد دبیر سیاقی «از لحاظ وسعت فکر و میدان خیال و حکمت وعظ و نتیجه‌گیری اخلاقی از بیان وقایع و احساسات وطنی به پای شاهنامه نمی‌رسد».

دین دقیقی

دکتر ذبیح‌الله صفا می‌نویسد : « دقیقی بر آئین زرتشتی بوده و خود برین گفته دلایلی دارد که ذکر خواهیم کرد . برخی به سبب آنکه وی اسم و کنیهء مسلمانی دارد در زرتشتی بودن او تردید کرده اند ، لیکن این دلیل قاطعی نیست ، زیرا ما کسانی را در سه چهار قرن اول داریم که اسم خود و پدر شان اسامی مسلمانی بوده ولی در زردتشتی بودن شان تردیدی نیست».
خود دقیقی در دو بیت دین خود را زرتشتی عنوان می‌کند:

دقیقی چار خصلت برگزیده
به گیتی از همه نیکی و وشتی
لب یاقوت رنگ و ناله چنگ
می خوش رنگ و دین زردهشتی

یا این شعر:

برخیز و برافروز هلا قبلهٔ زردشت
بنشین و برافکن شکمِ قاقُم بر پشت
بس کس که ز زردشت بگردیده دگربار
ناچار کند رو سوی قبلهٔ زردشت
من سرد نیابم که مرا زآتش هجران
آتشکده گشته‌ست دل و دیده چو چرخُشت
گر دست به دل بر نهم از سوختن دل
انگِشت شود بی‌شک در دستِ من انگُشت
ای روی تو چون باغ و همه باغ بنفشه
خواهم که بنفشه چِِنم از زلف تو یک مشت
آن کس که مرا کُشت،مرا کُشت و ترا زاد
وان کس که ترا زاد،ترا زاد و مرا کشت

منبع

  • ذبیح الله صفا ، تاریخ ادبیات ایران ، ص ۴۰۹
  • تاریخ تمدن و فرهنگ ایران کهن ، هوشنگ طالع ، انتشارات سمرقند
  • محمد دبیر سیاقی،پیشاهنگان شعر پارسی،شرکت انتشارات علمی و فرهنگی

جستارهای وابسته

پیوند به بیرون

ویکی‌گفتآورد
مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های مربوط به

اسدی طوسی


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


ابونصر علی بن احمد
اسدی طوسی
تولد اواخر قرن چهارم
ح ۳۹۰ هجری
توس
مرگ ۴۶۵ هجری
مدفن مقبره الشعرای تبریز
سبک حماسی سرای
ملیت ایرانی
دوره قرن پنجم هجری
پیشه شاعر
آثار گرشاسب‌نامه
فرهنگ لغات یا لغت فُرس


ابونصر علی بن احمد اسدی طوسی شاعر ایرانی قرن پنجم هجری و سرایندهٔ اثر حماسی گرشاسپ‌نامه است. وی در سال ۴۶۵ هجری در گذشت. مقبره وی در تبریز است.

اسدی از چند جهت دیگر هم در تاریخ ادبیات ایران حائز اهمیت است: کهن‌ترین دستنویس فارسی که به دست آمده‌است به خط اسدی طوسی‌است. علاوه بر این وی نخستین واژه‌نامهٔ فارسی را (بنا بر آنچه امروز ما رسیده‌است) به نام لغت فرس تدوین کرد.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

آثار و افکار اسدی

مقبرة‌الشعرای تبریز، محل دفن حدود ۴۰۰ تن از دانشمندان و ادیبان نام‌آور ایران است.

اسدی به داستان‌سرایی گرائیده و به نظم داستان‌هایی که از بسیاری جهات به شاهنامه فردوسی نزدیک است، پرداخته است. شعرهای اسدی به واسطه تناسب و حسن استعمال، جلوه خاصی یافته و به تشبیه و مجازهای تازه و صنایع لفظی و معنوی مشحون است. اسدی طوسی از علمای لغت بوده و در این فن استاد بوده و بسیاری از دیوان‌های گذشتگان را به دقت و ژرف‌نگری خوانده و لغات کمیاب را به دست آورده و گاهی همان کلمات را در اشعار خود به کار برده و بدین سبب در گرشاسب‌نامه بسیاری از لغات فارسی که حتی در اشعار قرن پنجم و ششم هم کم‌تر استعمال شده است، دیده می‌شود. آوردن این لغات اگرچه نظر به حفظ زبان، شایسته تحسین و یکی از دلایل برتری این منظومه است اما تا حدی به فصاحت و رواج آن آسیب رسانده است. بهترین گواه، آن است که شاهنامه فردوسی که چندین برابر منظومه اسدی است از این کلمات کمتر دارد، با این‌که عنایت فردوسی به نگهداری زبان بیشتر بوده است.

مقبرة‌الشعرای تبریز، نمایی از گرشاسب‌نامه ، بالای مدفن اسدی توسی.

گرشاسب‌نامه

موضوع این کتاب، داستان پهلوانی است به نام گرشاسب که برحسب روایات نریمان، نیای رستم بوده و در هند و سایر ممالک رزم‌ها کرده و نا‌م‌آور شده است. این کتاب در تاریخ ۴۵۸ هجری قمری یعنی ۵۸ سال پس از اختتام شاهنامه فردوسی به انجام رسیده است. گرشاسب‌نامه از روی گرشاسب‌نامه‌ای که ابوالمؤید بلخی شاعر و نویسنده قرن چهارم به نثر آورده است، اقتباس شده و ظاهرأ جزو داستان‌های شاهنامه ابومنصوری هم بوده است. گرشاسب‌نامه منظوم با اصل داستان اختلاف چندانی ندارد و اسدی تغییری در آن اعمال ننموده است.

فرهنگ لغات یا لغت فُرس

اسدی در تألیف این کتاب خدمتی در خور ستایش به زبان فارسی کرده و علاوه بر ضبط و تعریف لغات، به ذکر نام و شعرهای پیش‌گامان مانند ابوشکور بلخی، شهید بلخی و رودکی نیز پرداخته است. واژه‌نامه اسدی به جهت دقت و صحت تفسیر، بهترین واژه‌نامه و نیز قدیمی‌ترین فرهنگ موجود در زبان فارسی است.

آثار

صاحب مجمع‌الفصحا چهار قصیده مناظره را به نام اسدی توسی مشتمل بر مناظره آسمان و زمین - شب و روز - مغ و مسلمان - نیزه و کمان، ضبط کرده است. گرشاسب‌نامه و لغت فرس از آثار بزرگ این شاعر دانشمند است. در زیر، چند بیت از گرشاسب‌نامه به نام «در وصف دختر کورنگ‌شاه و آمدن جمشید نزد وی» درج می‌شود:

جم اندیشه از دل فراموش کرد
سه جام می از دست او نوش کرد
ز دادار پس یادکردن گرفت
به آهستگی رأی خوردن گرفت
به جم گفت: می دوست‌ داری مگر
که چیزی جز از می نخواهی دگر؟
جمش گفت: دشمن ندارمش نیز
شکیبد دلم گر نیابمش نیز
به اندازه به، هرکه او می‌خورد
که چون خورد افزون، بکاهد خرد
عروسی است می، شادی آیین او
که باید خرد داد کابین او
ز دل برکشد می، تف درد و تاب
چنان چون بخار زمین، آفتاب
دل تیره را روشنایی می است
که را کوفت می، مومیایی می است
به رادی کشد زفت، بدمرد را
کند سرخ رخساره زرد را
به خاموش، چیره‌زبانی دهد
به فرتوت، زور جوانی دهد
خورش را گوارش، می افزون کند
ز دل درد و انده بیرون کند
خورش نِه بر ِمیهمان، گونه گون
مگویش از این کم خور و زآن فزون
اگرچه بود میزبان خوش‌زبان
پزشکی نه نغز آید از میزبان

منابع

پیوند به بیرون

ویکی‌گفتآورد
مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های مربوط به در ویکی‌گفتاورد موجود است

محمدتقی بهار


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

(تغییر مسیر از ملک الشعراء بهار)

برای دیگر کاربردها بهار (ابهام‌زدایی) را ببینید.
محمدتقی بهار
بهار.jpg
تولد ۱۲ ربیع‌الاول، ۱۳۰۴ ه‍. ق.
۱۷ آذر، ۱۲۶۵
۸ دسامبر، ۱۸۸۶
مشهد، ایران
مرگ ۱ اردیبهشت ۱۳۳۰ (۶۴ سال)
۲۲ آوریل، ۱۹۵۱
تهران، ایران
مدفن گورستان ظهیرالدوله
زمینه فعالیت شاعر، روزنامه نگار، ادیب، مورخ و سیاست‌مدار


محمدتقی بهار (۱۷ آذر ۱۲۶۵ تا ۱ اردیبهشت ۱۳۳۰)، ملقب به ملک‌الشعرا شاعر، روزنامه‌نگار، ادیب، تاریخ‌نویس، و سیاست‌مدار ایرانی بود.


فهرست مندرجات

در دوران مشروطه و اواخر قاجاریه

محمدتقی در مشهد به دنیا آمد. او فرزند میرزا محمدکاظم صبوری بود که قبل از وی لقب ملک‌الشعرا داشت. پس از مرگ صبوری در سال ۱۳۲۲ ه‍. ق. منصب وی و لقب ملک‌اشعرا به دستور مظفرالدین شاه قاجار به محمدتقی هجده‌ساله رسید. در دوران استبداد صغیر در سال ۱۳۲۸ ه‍. ق. بهار به مشروطه‌طلبان خراسان پیوست و در انتشار روزنامهٔ خراسان با آنان همکاری کرد. وی شعرهایی را در این روزنامه چاپ می‌کرد، از جمله شعر معروف «کار ایران با خداست» با مطلع «با شَهِ ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست». این روند تا فتح تهران در ۱ رجب ۱۳۲۷ ه‍. ق. (۲۸ سرطان ۱۲۸۸) به‌دست مشروطه‌طلبان و استعفای محمدعلی شاه ادامه یافت.

پس از فتح تهران، بهار نویسندگی را نیز شروع کرد و اولین مقالات سیاسی و اجتماعی‌اش در طوس با امضای «م. بهار» و بعضی از مقالاتش نیز بدون امضا در حبل‌المتین چاپ کلکته منتشر شد.

بهار در ۱۳۲۸ ه‍. ق. در مشهد روزنامهٔ نوبهار را که نظرات حزب دموکرات را که در همان سال راه‌اندازی شده بود منتشر می‌کرد، تأسیس کرد. بهار هم‌زمان به عضویت کمیتهٔ ایالتی این حزب انتخاب شد. به‌گفتهٔ خود بهار، در روزنامهٔ نوبهار (و بعد از آن تازه‌بهار)، برنامه‌اش «مخالفت با بقای قوای روسیه در ایران و مخاصمه با سیاست آن دولت بود». نوبهار به‌دستور کنسول روسیه توقیف شد و بهار بلافاصله روزنامهٔ جدیدش تازه‌بهار را منتشر کرد. اما تازه‌بهار هم در محرم ۱۳۳۰ ه‍. ق. به‌دستور وثوق‌الدوله وزیر خارجهٔ وقت تعطیل شد. بهار و نه نفر از اعضای حزب دموکرات را نیز دست‌گیر کرده و به تهران فرستاندند.

یک سال بعد ملک‌اشعرا دوباره به مشهد برگشت و با اجازهٔ نیرالدوله والی خراسان دوباره روزنامهٔ نوبهار را راه‌اندازی کرد. ولی به‌علت محدودیت‌های سیاسی این بار در زمینهٔ مسائل اجتماعی، اخلاقی، و دینی می‌نوشت. بهار یک سال در نوبهار کار کرد و پس از آن، تقریباً هم‌زمان با آغاز جنگ جهانی اول، به نمایندگی دورهٔ سوم مجلس شورای ملی، از درجز و کلات و سرخس، انتخاب شد. نوبهار مجدداً از طرف کنسولگری‌های روسیه و بریتانیا توقیف شد و بهار از راه روسیه به تهران رفت.

در تهران اعتبارنامهٔ بهار برای وکالت مجلس با مخالفت روبرو شد ولی پس از شش ماه بالاخره قبول شد. بهار روزنامهٔ نوبهار را این بار در تهران دوباره راه‌اندازی کرد که بعد از ماجراهایی مجدداً توقیف شد و بهار به خراسان تبعید شد.

پس از انقلاب روسیه و شکوفایی مجدد احزاب در ایران، بهار دوباره به تهران برگشت و دوسال پیاپی نیز به عضویت کمیتهٔ مرکزی حزب دموکرات انتخاب شد. در این دو سال بهار انجمن ادبی دانشکده و مجله‌ٔ ادبی‌ای با همین نام دایر کرد و نوبهار را نیز مجدداً برای مدتی راه انداخت. طبق گفتهٔ خود وی، در این دوران به این نتیجه رسید که باید به‌جای روش‌های قبلی‌اش، به ایجاد یک دولت مقتدر مرکزی کمک کند. در این باره، بهار می‌نویسد: «نه به جنگلی‌ها عقیده داشته‌ام نه با خیابانی همراه و هم‌سلیقه بوده‌ام و نه با قیام کلنل محمدتقی خان (به آن طریق) موافقت داشته‌ام».

با ظهور سردار سپه (رضاشاه پهلوی بعدی) و وعدهٔ جمهوری‌اش، بهار با سردار سپه همراه شد ولی پس از مدتی «سر و کلهٔ دیکتاتوری عظیمی را از پشت پرده» دید و انتقاد از دولت سردار سپه را شروع کرد. بهار از قول سردار سپه (پس از روی گرداندن بهار از وی) می‌نویسد: «من ملک را خیلی دوست داشته‌ام ولی خود او نخواست از من استفاده کند».

در دوران رضاشاه

با باز شدن مجلس پنجم که بهار در آن نمایندهٔ ترشیز است، فرار احمدشاه، و فرمانروایی کامل سردار سپه بر ایران، بهار به مخالفت‌های خود ادامه می‌دهد (و از جمله در ۹ آبان ۱۳۰۴ رأی مخالف می‌دهد). در نتیجه به مجلس مؤسسان که اکثر نمایندگان مجلس پنجم در آن عضوند دعوت نمی‌شود. در مجلس ششم بهار برای آخرین بار و این بار از تهران به نمایندگی انتخاب شد و با پایان این دوره از زندگی سیاسی کناره‌گیری می‌کند.

از ۱۳۰۵ تا ۱۳۲۰ بهار دوبار زندانی می‌شود و یک بار نیز به مدت یک سال به اصفهان تبعید می‌شود. در همین درگیری‌ها دیوان اشعارش که در چاپخانهٔ مجلس چاپ شده بود ولی توزیع نشده بود توسط شهربانی ضبط می‌شود و بعد از شهریور ۱۳۲۰ از ۲۸۰ صفحهٔ اولیه تنها ۱۴۰ صفحه پیدا می‌شود. کارهای دیگر بهار نیز، غیر از تاریخ سیستان، مجمل التواریخ، سبک‌شناسی، و چند کتاب درسی، در انبار وزارت فرهنگ مفقود یا «مندرس» می‌شود. وی در ۱۳۲۳ پس از کنار رفتن رضاشاه پهلوی کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی را چاپ کرد و در آن به انحلال سلسله قاجار و روی کار آمدن رضاشاه پرداخت.

در دورهٔ محمدرضا شاه پهلوی

پس از رضا شاه، با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی دوره‌ای کوتاه مردم ایران زندگی سیاسی نسبتاً آزادانه‌ای را تجربه کردند. این دوره، دوره شکل گیری و فعالیت و تحرک مجدد انجمن‌ها و تشکل‌های فرهنگی و هنری بود.

انجمن ادبی ایران مجدداً در سال ۱۳۲۰ ش. به ریاست ادیب السلطنه سمیعی و با یاری ملک الشعرای بهار و جمعی از شاعران و نویسندگان پا گرفت.عمارت فرهنگستان ایران در اختیار این جمع قرار گرفت و هر هفته در آن جلسه بر گزار می‌شد. در این جلسات شاعران و نویسندگان آثار خود را می‌خواندند و در بارهٔ آن‌ها بحث و گفت و گو می‌کردند.در همین انجمن طرح‌هایی برای تالیف کتاب لغت نامه، داستان و سناریو تهیه شد که در حد طرح ماند.

در همین سال ملک الشعرای بهار جمعیت ایرانی هوادار صلح را بنیان نهاد، و قصیدهٔ معروف جغد جنگ را بر پیشانی این جمعیت نشاند. روزنامه مصلحت به مدیریت احمد لنکرانی نیز نشریه این جمعیت بود، جمعیتی که بسیاری از شاعران و نویسندگان در آن فعال بودند.

در دوران محمدرضا شاه پهلوی در ۱۳۲۵ شمسی بهار مدتی وزیر فرهنگ شد.


آثار

آرامگاه بهار در گورستان ظهیرالدوله شمیران تهران.

تالیفات

  • چهار خطابه
  • یادگار زریران
  • احوال فردوسی
  • زندگانی مانی
  • دستور پنج استاد
  • شعر در ایران
  • تاریخ تطور شعر فارسی
  • دیوان اشعار
  • سبک شناسی
  • تاریخ مختصر احزاب سیاسی
  • نیرنگ سیاه سیاه یا کنیزان سفید (رمان)
  • تربیت نااهل (نمایشنامه)

تصحیح‌ها

منابع

این مقاله شامل بخش‌هایی به قلم محمدتقی بهار (درگذشته در ۱ اردیبهشت ۱۳۳۰) است. حقوق معنوی آن بخش‌ها برای محمدتقی بهار محفوظ است.

  • بهار، محمدتقی. تاریخ مختصر احزاب سیاسی. تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی، ۱۳۵۷، صص الف تا یج.
  • سپانلو، محمدعلی. بهار. چاپ اول، تهران: طرح نو، ۱۳۷۴.
  • مصاحب، غلامحسین (سرپرست). دایرةالمعارف فارسی. چاپ سوم، تهران: امیرکبیر، کتابهای جیبی، ۱۳۸۱، صص ۴۷۵ و ۴۷۶.
  • ایرج سعادتمند توندری. ترشیز ۱ - (نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر). چاپ اول، مشهد: موسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، ۱۳۸۴، ۹۶۴-۲۴۹-۰۵۵-۰، ‏۲۹۶.


پیوند به‌بیرون


ویکی‌گفتآورد
مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های مربوط به

عماد خراسانی


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


عماد خراسانی (۱۳۰۰ - ۲۸ بهمن ۱۳۸۲) شاعر غزل‌سرا و قصیده‌سرا

عماد خراسانی با نام اصلی عمادالدین حسین برقعی در بهار سال ۱۳۰۰ در شهر مشهد به دنیا آمد گفته می‌شود تخلص عماد خراسانی را فریدون مشیری برای او انتخاب کرده بود و قبل از آن با تخلص «شاهین» یا «شاخص» شعر می‌نوشته است.

شعر «عهد کردم که دگر می‌نخورم در همه عمر/به‌جز از امشب و فرداشب و شبهای دگر» وی جنبهٔ ضرب‌المثل گرفته است و آواز ویگن با شعر «ای دل بلا، ای دل بلا، ای دل بلایی» او معروف است.

وی عاقبت در صبح روز شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۲ در تهران در سن ۸۲ سالگی درگذشت

پیوند به بیرون

غلامحسین یوسفی


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو
غلامحسین یوسفی
تولد ۱۳۰۶
مشهد
مرگ ۱۴ آذر ۱۳۶۹
تهران
آرامگاه حرم امام رضا مشهد
زمینه فعالیت زبان و ادبیات فارسی
ملیت پرچم ایران ایران

دکتر غلامحسین یوسفی (۱۳۰۶ مشهد - ۱۴ آذر ۱۳۶۹ تهران) نویسنده، مترجم، استاد دانشگاه، و پژوهشگر برجستهٔ ادبیات فارسی است.

فهرست مندرجات


کتاب شناسی

تالیف

تصحیح


ترجمه

پانوشته‌ها

  1. غزل‌های سعدی، ص. پانزده
  2. غزل‌های سعدی، ص. پانزده

منابع

  • سعدی، مصلح بن عبدالله. غزل‌های سعدی، تصحیح و توضیح: یوسفی، دکتر غلامحسین، انتشارات سخن، تهران، ۱۳۸۵. ISBN: ۹۶۷-۳۷۲-۱۷۳-۶