شاید اگر یک بار هم به مشهد سفر کرده باشید 4 اسم بیشتر از همه توجه شما را جلب کرده باشد: امام رضا، فردوسی، نادرشاه و ملک!!!
بله، ملک اسمی است که گردشگران در مشهد برخورد زیادی با آن دارند ولی شاید تا الآن فکر نکرده باشند که منشأ اصلی این نام بزرگ چیست. خیابان ملک آباد در غربی ترین نقطه شهر مشهد، خانه ملک در خیابان ارگ (امام خمینی کنونی)، باغ ملک، موزه ملک و حتی کتابخانه ملک در خیابان سی تیر تهران جنب باغ ملی!!! ملک التجار از تاجرین بنام خراسان در عصر قاجار بوده و فرزند او حاج محمدکاظم نیز راه پدر را ادامه داد، اما آنکه نام این خاندان را برای همیشه جاودان ساخن حاج حسین آقا ملک فرزند آقا محمد کاظم بود، حال چرا! شاید مختصری از زندگی حاج حسین که بر گرقته از وبلاگ jametajali.blogfa.com است جالب باشد: مى گویند روزى حاج حسین ملک (یا چنان که در خراسان شهرت دارد، حاج حسین آقا ملک) همراه مباشر خود در راه مشهد بود. در قهوه خانه اى فرو آمدند تا چاى بنوشند و خستگى از تن به در کنند. کنار قهوه خانه باغى بود بزرگ و زیبا. حاج حسین فریفته اش شد و به فکر خریدش افتاد. مباشر را فرستاد که از قهوه چى بپرسد باغ از آن کیست. مباشر رفت و پرسید و قهوه چى پاسخ داد که مالک باغ را از نزدیک نمى شناسم و تا کنون نیز ندیده ام که بدین جا بیاید. اما نامش حاج حسین ملک است! این داستان شاید افسانه اى بیش نباشد؛ افسانه اى که نظیرش درباره حاج حسین ملک، متولد ۱۲۵۵ خورشیدى، بسیار گفته شده است. اما نشان از آوازه ثروت او میان مردمان دارد؛ ثروتى که گمان مى رفت از اندازه بیرون باشد. حاج حسین این ثروت انبوه را کجا به کار انداخت؟ قطعا او که از خانواده اى تاجر بود و پدر بزرگش "ملک التجار" خوانده مى شد، راه پول درآوردن و پول روى پول گذاشتن را خوب مى دانست، اما آن قدر علقه فرهنگى و عرق ملى داشت که هم خود از ثروت خویش بهره ببرد، هم چیزى عاید آیندگان سازد. این که حسین در جوانى فارسى و عربى را نزد دو تن از نام آوران عصر یعنى شیخ مسیح طالقانى و میرزا ابوالحسن جلوه فرا گرفت، نشان مى دهد که پدرش، محمدکاظم ملک التجار، تربیت فکرى فرزند خویش را در کنار پشتیبانى مالى او مهم تلقى مى کرد. این تربیت فکرى بدان پایه بود که وقتى حسین در ۲۵ سالگى همراه پدر به خراسان رفت و در نیشابور نسخه اى از دیوان ابن یمین فریومدى را بدست آورد، بى درنگ به استنساخ آن همت گمارد و به گردآورى کتب خطى علاقمند شد. گرایش ها و آموزش هاى او تنها به علوم قدیم منحصر نمى شد. چند سال پیش در خانه قدیمى ملک در بازار تهران اسنادى را یافتند که میانشان ترجمه بخش هایى از دانشنامه بریتانیکا به خط او جلب توجه مى کرد. معلوم شد که ترجمه این دانشنامه بزرگ را پراهمیت مى دانسته و یکچند را به ترجمه آن گذرانده است؛ کارى که البته به دلایل نامعلوم ادامه پیدا نکرد. این علقه هاى فرهنگى ملک را بر آن داشت تا از جوانى به گردآورى کتاب هاى خطى و آثار تاریخى همت گمارد. ۲۷ ساله بود که این کار را آغاز کرد و هنگامى که پدرش حدود سال ۱۲۹۷ خورشیدى از دنیا رفت، خانه پدرى را بدل به کتابخانه عمومى کرد. ملک در سال ۱۳۱۶ بخش بزرگى از ثروت خود از جمله کتابخانه و مجموعه بزرگى از آثار تاریخى و هنرى را وقف آستان قدس رضوى کرد و تا تابستان سال ۱۳۵۱ که روى در نقاب خاک کشید، پیوسته بر شمار وقفیات و کمک هاى مالى اش افزوده شد، به گونه اى که در آن سال کتابخانه اش افزون بر ۳۰ هزار کتاب خطى و چاپى به زبان هاى مختلف دنیا داشت. او در تمام زندگى علاقه وصف ناپذیرى به گردآورى آثار هنرى و تاریخى داشت و ثروت هنگفتى را صرف خرید این آثار کرد؛ آثارى که نهایتا به آستان قدس رضوى هدیه شدند. شم اقتصادى و ژرف نگرى فرهنگى اش نیز بدان پایه بود که اموال زیادى را وقف کتابخانه و موزه خود کند تا پس از مرگش درآمدى براى توسعه کمى و کیفى این دو فراهم باشد. از همین راه است که امروزه کتابخانه ملک داراى ۳۵ هزار کتاب چاپى، ۱۹ هزار عنوان نسخه خطى، ، حدود ۳۲۰۰ جلد کتاب چاپ سنگى، ۲۰۰۰ نشریه ادوارى و بیش از ۲۵ هزار کتاب چاپى قدیمى است. حاج حسین ملک تنها ثروتمند ایرانى نبود و تنها ثروتمند نیکوکار نیز به شمار نمى آمد. اما نیکوکارى اش از جنس دیگر بود. در کشورى که بسیارى از ثروتمندان نیکوکار، کسب ثواب اخروى را منحصر به ساختن مسجد و حسینیه و نذرى ماه محرم مى دانند یا حداکثر به ساختن درمانگاه و بیمارستان و تدارک جهیزیه نوعروسان فکر مى کنند و اگر اهل فرهنگ باشند، مدرسه سازى را اوج نیکوکارى مى پندارند، خرید و وقف نسخه هاى خطى کمیاب یا تابلوى نقاشان اروپایى و هدیه آن ها به بارگاه هشتمین امام – آن هم نه امروز که هفتاد سال پیش- ازژرفاى نگاه مردى حکایت مى کند که تا به امروز کمابیش بى تکرار مانده است. ساختمان پیشین کتابخانه و موزه ملک در خانه پدرى او در بازار تهران قرار داشت، اما چون برای مراجعات مردم کافی نبود، آستان قدس رضوى در سال ۱۳۶۴ زمینى در باغ ملى تهران را که آن هم از اوقاف ملک بود، به ساختمان جدید موزه و کتابخانه اختصاص داد. کارهاى ساختمانى تا سال ۱۳۷۵ به پایان رسید و از آن زمان این محل پذیراى یادگارهاى حاج حسین ملک است.
به یاد بیاوریم که انسانیم و انسانیت ، مهمترین چیزی است که از ما انتظار می رود. حکیم ارد بزرگ
همای پادشاهی بر شانه همه مردم یک کشور خواهد نشست ، هنگامی که آنها به دموکراسی و مردمسالاری رسیده باشند. حکیم ارد بزرگ
آگاهی و شعور، در میزان انسانیت ما دیده می شود. حکیم ارد بزرگ
گاهی تنها راه درمان روانهای پریشان، رفتن به سوی رخدادهای تازه است. حکیم ارد بزرگ
هنر ، برآیند شناور بودن خرد ، در جهان احساس است. حکیم ارد بزرگ
آگاهی ، تنها راه رسیدن به آزادیست. حکیم ارد بزرگ
روان خود را با شنیدن و خواندن رویدادهای نادرست و حوادث هولناک، به بند نکشیم. حکیم ارد بزرگ
زمانه به ما می آموزد ، بسیاری از باید ها و نبایدها ، خنده آور بوده اند. حکیم ارد بزرگ
دیدگاه و اندیشه تاریک ، میدان پرده پوشی (سانسور) را هر روز بزرگتر می کند. حکیم ارد بزرگ
بی سواد و یا باسواد ، هر چه هستی ... انسان باش
بی پول و یا دارا ، هر چه هستی ... انسان باش
کارگر ساده و یا دیوانسالار ، هر چه هستی ... انسان باش
انسان باش و بمان ... که جهان میزبان و شاد از وجود توست. حکیم ارد بزرگ
زندگی ، بدون آزادی ، شرم آور است. حکیم ارد بزرگ
گفتار و کردار آدمهای پیرامون ما ، خواه ناخواه ، بر اندیشه ما تاثیرگذار خواهند بود. حکیم ارد بزرگ
زمین به ما می گوید : گهواره شادیتان خواهم بود ، اگر دوستم باشید. حکیم ارد بزرگ![]()
باور داشتن به پیروزی ، بسیار با ارزشتر از خود پیروزیست. حکیم ارد بزرگ
برخیز!... راه های تازه ، در آرزوی رسیدن گام های ما هستند. حکیم ارد بزرگ
برای پویایی و پیشرفت ، گام نخست ، از پشت درهای بسته برداشته می شود. حکیم ارد بزرگ
سوگند به مهر که هیچ اندیشه ای ، بی آن توان ایستایی ندارد. حکیم ارد بزرگ
آواز مهربانی، از هر سنگ نگاره ای، ماندگار تر است. حکیم ارد بزرگ
بزرگ زادگی ، تنها از آن کسانی است که انسانیت دارند. حکیم ارد بزرگ
مهربان باش تا جاودانه شوی. حکیم ارد بزرگ
در برف ، سپیدی پیداست ، آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید ، نزدیک ما می شوند ، که در ژرفنای خود ، نیستی بهمراه دارند. حکیم ارد بزرگ
دریاها نماد فروتنی هستند ، در نهان خود ، کوه هایی بلندتر از خشکی دارند ، ولی هیچ گاه ، آن را به رخ ما نمی کشند. حکیم ارد بزرگ
در هر سرنوشتی ، رازی مهم فرو نهفته است. حکیم ارد بزرگ
راهی سوای نرمش و بازی با هستی نیست. حکیم ارد بزرگ
در دل سیاهی شکست ، نور امید سو سو می زند ، نوری که اگر باورش کنیم ، بزودی خورشید تابان زندگی ما خواهد شد. حکیم ارد بزرگ
ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد. حکیم ارد بزرگ
![]()
همراهان و هم آوایان ، مهر و زیبایی زندگی هستند. حکیم ارد بزرگ
با ترشرویی به میان مردم رفتن ، تنها از بیماران ساخته است. حکیم ارد بزرگ
غمگین مباشید ، چرا که خوشبختی ، می تواند از درون تلخ ترین روزهای زندگی شما ، زاده شود. حکیم ارد بزرگ
ارد ، دوست هیچ شکارچی نیست. حکیم ارد بزرگ
واژه شکارچی ، نه تنها زیبا نیست که شرم آور و بسیار زشت است. حکیم ارد بزرگ
نام دیگر آب ، زندگی است. حکیم ارد بزرگ
بدبخت کسی است ، که نمی تواند ناراستی خویش را درست کند. حکیم ارد بزرگ
تنها با از خودگذشتگی برای دیگران ، می توان جاودانه شد. حکیم ارد بزرگ
جهان را آغاز و انجامی نیست ، آنچه هست ، دگرگونی در گیتی است . ما دگرگونی در درون گیتی را زایش و مرگ می نامیم . ما بخشی از دگرگونی در گیتی هستیم ، دگرگونی که در نهان خود ، پویش و شکوفایی را پیگیری می کند . بروز آینده ما ، بسیار فربه تر از امروز خواهد بود ، ما در درون گیتی ، در حال پرتاب شدن هستیم ، پرتاب به سوی جایی و نمایی که هیچ چیز از آن نمی دانیم ، همان گونه که در کودکی از این جهان هیچ نمی دانستیم . میدان دید ما ، با همه فراخنایی خود ، می تواند همچون شبنمی کوچک باشد بر جهانی بسیار بزرگتر از آنچه ما امروز از گیتی در سر می پرورانیم ، پس ، گیتی بی آغاز و بی پایان است. حکیم ارد بزرگ
آدمهای بی نظم ، جان خود و دیگران را به خطر می اندازند. حکیم ارد بزرگ
سرزمین های پیشرفته، مردمی منظم و دقیق دارند. حکیم ارد بزرگ
![]()
خوشرویی همانند زر ، دارایی با ارزشی است. حکیم ارد بزرگ
خوی مهربان ، ریشه در سرشت پاک گیتی دارد. حکیم ارد بزرگ
مرگ هم، پایانی برای پرنده در بند نیست. حکیم ارد بزرگ
بیچاره مردمی که قهرمان ندارند. حکیم ارد بزرگ
پرهای خون آلود برآزندگان ، نما و نوای آزادی آیندگان است. حکیم ارد بزرگ
برآزندگان شادی را ، از بوته آتشدان پر اشک ، بیرون خواهند کشید. حکیم ارد بزرگ
آزادیخواهان ، شایسته ترین اساطیر هر سرزمین هستند. حکیم ارد بزرگ
شادی یک سرزمین ، بدون داشتن آزادی ، آفریده نمی شود. حکیم ارد بزرگ
آزادی باجی به مردم نیست ، چرا که حق و داشته آنهاست. حکیم ارد بزرگ
آزادی نیازمند نگهداری و نگهبانی است. حکیم ارد بزرگ
جام زندگی را، تنها با می مهر و دوستی پر کن. حکیم ارد بزرگ
![]()
باید بسوی جزیره مهربانی کوچ کرد. حکیم ارد بزرگ
آدمیان، فرزند تاریخ و زمانه خود هستند. حکیم ارد بزرگ
بهترین هدیه پدر و مادر به فرزند ، آموزش ادب و انسانیت است. حکیم ارد بزرگ
زندگی از بودن آغاز و تا شدن ، پی گرفته می شود. حکیم ارد بزرگ
به سوی جهان دانایی پیش می رویم، دانایی به مرور بر همه چیز فرمانروایی خواهد کرد. حکیم ارد بزرگ
جزیره مهربانی کجاست ؟ آنجا جایی است که در زیر چرخ دنده غول پیکر و هولناک مناسبات چندین هزار ساله آدمیان ، خرد و نابود نشویم . در جزیره مهربانی، آزادی همچون آسمان گسترده است . مهر و شادی زنده و جاری است و آبادی و سازندگی در هر کوی و برزن هویدا است . حکیم ارد بزرگ
مردی که نفس و مهر یک زن، همراهی اش نمی کند، همواره خویشتن را می خراشد. حکیم ارد بزرگ
در دل هر بنایی ، کرشمه یاری دیده می شود ، اگر دلنوازی نباشد ، خشتی بر خشت نمی نشیند. حکیم ارد بزرگ
فداکاری در راه میهن ، خوی بزرگان و جاودانه هاست. حکیم ارد بزرگ
خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار ، تا همگان پشتیبان تو باشند. حکیم ارد بزرگ
آزادی، به هیچ سرزمینی پیشکش نشده است . برای داشتن آزادی باید لیاقت آن را داشت. حکیم ارد بزرگ
جملات بالا از کتاب ((کاوشی بر آرای بزرگترین فیلسوف جهان)) برداشت شد.

:: آبشار اخلمد
این آبشار در 2 کیلومتری روستای قدیمی اخلمد جریان دارد. به علت ارتفاع زیاد و بارندگی فراوان، این آبشار در ماههای ابتدای هر سال دارای بیشترین مقدار آب و زیبایی فریبندهای میشود. از آنجا که جنس سنگهای تشکیل دهنده کوههای اخلمد آهکی است بر اثر نفوذ آب دارای حفرهها و شکافهای مدور و نسبتاً عمیقی میباشد. زمین و رسوبات این منطقه به دلیل پیدایش فسیلهای آمونیت متعلق به اواخر دوران ژوراسیک است کوههای اخلمد همه با ارتفاع ده اخلمد دارای باغهای زیبا و پرمحصولی میباشد و از میان محصولات این منطقه سیب و گلابی اخلمد بسیار معروف است. اخلمد در 84 کیلومتری مشهد و در امتداد جاده مشهد- قوچان واقع شده است. شاه عباس دوم پس از فتح قندهار در راه بازگشت به مشهد و اصفهان چند روزی را در النگ معروف رادکان اتراق کرد و از آبشار اخلمد دیدن نمود. اخلمد دارای سدی قدیمی به نام سد بایسنغری میباشد.
:: طرقبه
ییلاق طرقبه با نام تروغبذ سابقهای طولانی در تاریخ مشهد دارد تا آنجا که مقدسی در حدود سال 380 هجری قمری تروغبذ را از شهرهای توس میداند. ترقبه بر سر راه کوهستانی و «مال رو» مشهد به نیشابور، درود واقع شده و از این لحاظ طی تاریخ به عنوان گذرگاه و تفرجگاه به شمار رفته است. در روزنامه سفر خراسان ناصرالدین شاه، نیز از ییلاقات این منطقه آمده است. ترقبه در دامنه کوههای بینالود و در امتداد دره بسیار با صفایی قرار دارد. به سبب داشتن آب و هوای سالم و مطبوع هر سال مسافران فراوانی در فصل تابستان از این محل دیدن میکنند. ترقبه دارای «پارک شهر» است و در دو سوی جاده ورودی آن مغازههای بسیاری فروشنده انواع خشکبار و صنایع دستی میباشند. محصولات باغی ترقبه فراوان است و دارای سیب و گیلاس مرغوبی نیز میباشد.
:: گلستان
روستای ییلاقی گلستان در راه مشهد- ترقبه واقع شده است. این روستا دارای سدی قدیمی و غاری به نام «زری» نیز هست. غار زری گلستان در مسیر رودخانه آن قرار دارد. دهانه آن در ارتفاع 10 متری رو به سمت مغرب است. مسیر داخلی غار خشک و پرپیچ و خم میباشد. ارتفاع آن از سطح دریا 1010 متر است. در مسیر رودخانه باغهای میوه زیادی به چشم میخورد.
:: وکیلآباد
وکیلآباد از تفرجگاههای قدیمی و زیبای مشهد است که در انتهای بلوار وکیلآباد واقع شده و دارای باغ طبیعی و انبوه از درختان چنار و کاج میباشد. آب آن از طریق قنات وکیلآباد که سرچشمه آن بندگلستان و مظهر آن در وکیلآباد است، تامین میگردد. وکیلآباد علاوه بر استخرها و جایگاههای استراحت مسافران، دارای شهربازی بسیار بزرگی به نام کوهستان پارک شادی با انواع و اقسام وسایل تفریحی و باغوحش میباشد. مساحت وکیلآباد بیش از 70 هکتار و دارای رودخانهای فصلی است. وکیلآباد به علت قدمت خود و قرار گرفتن در درهای باصفا و هوای مطبوع از دیرباز مورد توجه اهالی شهر و مسافران بوده است.
این بوستان که در سال 1345 در ابتدای بلوار وکیلآباد احداث شده است، یکی از بزرگترین باغها و مراکز استراحتی- تفریحی مشهد میباشد که هر ساله اکثر میهمانان و زوار مشهد از آن دیدن میکنند. این بوستان شامل مسجد، گلخانه، زمینهای متعدد بازی فوتبال، تنیس، والیبال، بسکتبال، استخرشنا و شهربازی به مساحت چهار هکتار است. به تازگی مجتمع فرهنگی امام رضا، محل نمایشگاههای هنرهای تجسمی و کتابخانه در این پارک احداث و افتتاح شده است. بلوارهای اطراف پارک نیز هر ساله محل اتراق عده زیادی از مسافران میشود.
:: دیگر بوستانهای عمده مشهد به قرار زیرند:
بوستان وحدت: بلوار وحدت
بوستان میرزا کوچکخان: خیابان دانش
بوستان وکیلآباد: انتهای بلوار وکیلآباد
کوهستان پارک شادی: انتهای بلوار وکیلآباد